اوّل : تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب‌

شناخت علائم

و نیز شناخت علائم حتمیه ظهور او علیه السلام ، و

این به دلیل عقل و نقل لازم می‌باشد .
امّا دلیل عقل : چون آن حضرت امامی است که إطاعتش فرض و واجب می‌باشد ، و هر کس که إطاعتش واجب است باید صفاتش را شناخت ، تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ و ستم مدّعی گردد اشتباه نشود ، بنابراین شناخت و دانستن صفات مولایمان حضرت حجّت علیه السلام واجب است . و باید دانست که لازم است صفات خاص آن حضرت شناخته شود آنچه را که از غیر خودش جدا و تشخیص گردد ، به گونه‌ای که بین مُدَّعی راستگو و دروغگو فرق بگذارد ، و این پوشیده نیست ، و توضیح و بیان بیشتری برای این دلیل در بین گفتار ان شاء اللَّه تعالی خواهد آمد .
و امّا دلیل نقل : شیخ صدوق از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیهما السلام روایت آورده که فرمود : هر کس در چهار چیز شک کند به تمام آنچه خدای تبارک و تعالی نازل فرموده کفر ورزیده است . . . یکی از آنها : شناختن امام در هر زمان؛ از جهت شخص و صفات او می‌باشد .
و نیز مؤیّد آن است آنچه در کتاب کمال الدین به سند خود از امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرمؤمنان علی علیه السلام روایت آورده که در خطبه‌ای بر منبر مسجد کوفه فرمود : بار خدایا به درستی که زمین تو را حجّتی بر آفریدگانت باید که آنها را به دین تو هدایت کند؛ عِلم تو را به آنان بیاموزد ، تا حجتت از بین نرود و پیروان أولیائت - پس از آنکه به آن حجت هدایتشان فرمودی - گمراه نشوند ، و [آن حجت] یا آشکار است که فرمانبرداری نشود ، یا پنهان شده است که در انتظار [هنگام قیام و تشکیل حکومت جهانی اسلام] به سر می‌برد ، اگر شخص او [در حال متارکه آنان با مخالفان] در حالی که مردم هدایت شده باشند از [نظر آنها] غایب شود ( 130 ) ؛ علم او از آنان غایب نمی‌گردد ، و آداب او در دلهای مؤمنین برجای می‌ماند ، پس آنها آداب او را به کار می‌بندند ( 131 ) .
می‌گویم : آداب جمع دأب است ، و آن - چنانکه در کتاب قاموس آمده - شأن و عادت می‌باشد ، بنابراین یا معنی عبارت آن است که ثبوت عادت و اوصاف پسندیده آن حضرت در دلهای آنان سبب می‌گردد که به آنچه خوشایند آن جناب است عمل کنند - اگر لام برای تعلیل باشد - و یا بدین معنی است که آداب آن حضرت در دلهای مؤمنین ثبت گردیده ، و آنها أعمالی انجام می‌دهند که مانند آداب و أعمال شریف او است - که در این صورت لام به معنی باء خواهد بود - چنانکه در بعضی از روایات آمده و مؤمنین در زمان غیبت امام عصر عجل اللَّه فرجه کارهای نیک را انجام می‌دهند تا به آداب آن جناب درآیند ، و به صفات آن بزرگوار متّصف گردند ، پس لام - بنابراین معنی - برای غایت و نتیجه است . و هر کدام از این دو معنی باشد مطلب را ثابت می‌کند اینکه ثبوت آداب و اخلاق آن حضرت در دل؛ از صفات مؤمنین و لوازم ایمان است . و نیز شاهد بر آنچه گفتیم شدّت إهتمام پیغمبر و امامان علیهم السلام در هر زمان به بیان صفات و ویژگیهای خاص آن حضرت است که او را حتی از امامان دیگر متمایز می‌نماید تا چه رسد به مردم دیگر ، چنانکه بر پژوهشگر پوشیده نیست ، و این فقط بدین خاطر است که شناخت صفات و ویژگیهای آن جناب بر همه مردم لازم است ، و جهت آن ظاهر است و آن انگیزه‌های فراوانِ ریاست‌طلبان بر ادعای دروغین منصب آن جناب می‌باشد ، و قویترین دلیل بر چیزی تحقق یافتن آن است ، بنابراین بر هر مؤمنی واجب است که امام زمانش را با صفات خاص و آداب مخصوصش بشناسد تا با ادعای شخص ملحدی که لایق آن مقام منیع نیست به شبهه نیفتد ، و در دلش تردیدی راه نیابد .
و ما در این کتاب آنچه که برای خردمندان بسنده است در این باره آورده‌ایم ، بر تو باد که در بخشهای کتاب یک به یک دقّت کنی ، و خداوند به راه راست هدایت می‌کند .

توجه‌

در آغاز این کتاب بخشی در مورد وجوب شناخت آن حضرت قرار دادیم ، و در آنجا منظور بیان وجوب شناخت شخص آن حضرت بود که باید نام و نسب شریفش را بشناسیم ، و اینکه اعمال جز با معرفت امام علیه السلام تمام نمی‌گردد ، و در اینجا مقصود اثبات وجوب شناخت صفات و آداب آن جناب فی الجمله می‌باشد ، پس از این نکته غافل مباش .
و بر وجوب شناخت مولایمان - صلوات اللَّه علیه - به هر دو وجه اضافه بر آنچه گذشت - روایات و اخبار بسیاری دلالت می‌کند ، از جمله :
1 - در اصول کافی به سند صحیحی از زراره از حضرت امام صادق علیه السلام روایت آمده که فرمود : امام خودت را بشناس که اگر او را شناختی بر تو زیان نرساند که این امر پیش بیفتد یا تأخیر یابد ( 132 ) .
2 - و در همان کتاب به سند خود از فضیل بن یسار آورده که گفت : از حضرت امام صادق علیه السلام درباره فرموده خدای تبارک و تعالی : « یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإمَامِهِمْ » ( 133 ) ؛ روزی که هر مردمی را به امامشان فرا می‌خوانیم . پرسیدم ، فرمود : ای فضیل امام خود را بشناس که اگر امامت را شناختی پیشتر شدن این امر یا به تأخیر افتادن آن ، بر تو زیان نرساند ، و هر کس امام خود را بشناسد سپس پیش از آنکه صاحب این امر قیام کند بمیرد ، به منزله آن است که در ارتش آن حضرت نشسته باشد ، نه بلکه به منزله کسی است که زیر پرچمش نشسته باشد . راوی گوید : بعضی از اصحاب آن حضرت گفتند : به منزله کسی است که با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به شهادت رسیده باشد ( 134 ) .
3 - و نیز در آن کتاب به سند صحیحی از فضیل بن یسار آورده که گفت : شنیدم حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام فرمود : هر کس بمیرد در حالی که امامی نداشته باشد ، مردنش مردن جاهلیّت است ، و هر آنکه در حال شناختن امامش بمیرد او را زیان نرساند که این أمر ( = دولت آل محمد علیهم السلام ) پیشتر شود یا به تأخیر افتد ، و هر کس بمیرد در حالی که امامش را شناخته چنان است که در خیمه قائم علیه السلام با آن حضرت باشد ( 135 ) .
4 - و در همان کتاب در خبر صحیحی از عمر بن أبان آمده که گفت : « شنیدم حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام می‌فرمود : نشانه را بشناس که اگر علامت را نشاختی تو را ضرر نزند آنکه این أمر جلوتر شود یا تأخیر افتد ، به درستی که خدای عز و جل می‌فرماید : « یَوْمَ نَدْعُوا اکُلَّ أُناسٍ بِإمَامِهِمْ » ؛ روزی که هر مردمی را به امامشان فرا می‌خوانیم پس هر آنکه امام خودش را بشناسد همچون کسی خواهد بود که در خیمه امام مُنْتَظر باشد » ( 136 ) .
می‌گویم : اینکه فرمود : « نشانه را بشناس » در مورد شناختن امام کلمه جامعه است ، و سخنان بزرگان سخن بزرگ می‌باشد ، توضیح اینکه : منظور از نشانه چیزی است که صاحب آن از غیر خودش امتیاز داده شود به گونه‌ای که هر کس نشانه‌اش را شناخت به اشتباه نیفتد ، و نشانه امام یا به نسب او برمی‌گردد و یا به بدن او یا به علم و اخلاق او یا به ویژگیهای هنگام ظهورش نشانه‌های حتمی که امامانِ معصوم علیهم السلام خبر داده‌اند ارتباط دارد . و علائم امام علیه السلام ظاهر شدن معجزه بر دست او است ، و شخص پوینده راه شناخت ، هرگاه نشانه امام را دانست امامش را اشتباه نمی‌کند هر چند که مدّعیان دروغینِ منصبِ او زیاد باشند . و از همین روی فرموده‌اند : « به درستی که أمر ما از آفتاب روشن‌تر است » و « همچون روز هیچگونه پوشیدگی در آن نیست » . پس بحمد اللَّه وجوب شناخت صفات و نشانه‌ها و اخلاق و دلایل آن حضرت واضح گشت چون معرفت نسبت به آن جناب به این وسیله حاصل می‌شود .
اکنون که این را دانستی می‌گوییم : بدون تردید مقصود از شناختی که امامانِ ما - که درودها و سلامهای خداوند بر ایشان باد - تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده‌اند ، مقصود شناختن آن حضرت است آن چنانکه هست ، به گونه‌ای که سبب سالم ماندنمان از شبهه‌های ملحدین گردد ، و مایه نجاتمان از گمراه ساختن مفتریان گمراه کننده شود ، و چنین شناختنی جز به دو أمر حاصل نمی‌گردد :
یکی : شناختن شخص امام علیه السلام به نام و نسب .
دوم : شناخت صفات و ویژگیهای او .
و به دست آوردن این دو شناخت از اهمّ واجبات می‌باشد . واجب بودن شناخت اوّل واضح است ، و اضافه بر آنچه در بخش اوّل کتاب گذشت بر آن دلالت دارد روایتی که شیخ اجلّ محمد بن ابراهیم نعمانی به سند خود از عبداللَّه بن ابی‌یعفور آورده که گفت : به حضرت امام صادق علیه السلام عرضه داشتم : مردی شما را دوست می‌دارد و از دشمنتان بیزاری می‌جوید ، و حلال شما را حلال و حرامتان را حرام می‌شمارد ، و معتقد است که این امر [امامت] بین شما هست و به غیر شما بیرون نرفته ، جز اینکه گوید : آنها در بین خود اختلاف کرده‌اند ، و آنهایند امامان زمامدار ، و هرگاه بر یک تن از خودشان متفق گردند و بگویند : این است [آن صاحب امر] ما نیز خواهیم گفت : همین است ، امام صادق علیه السلام فرمود : اگر [این مرد] بر همین باور بمیرد به مرگ جاهلیّت مرده است ( 137 ) .
و به طریق دیگری از سماعة بن مهران ( 138 ) از امام صادق علیه السلام؛ و طریق دیگری از حُمران بن أعیَن ( 139 ) از امام صادق علیه السلام مانند این سخن روایت آمده ، پس در این حدیث دقّت کن که چگونه شناختن شخص امام را به نام و نسب واجب شمرده ، و به کمتر از این بسنده نکرده است ، و همین مقدار بیان برای جویندگان کافی است . و امّا واجب بودن شناخت صفات و ویژگیهای امام علیه السلام : چون ما به خاطر اینکه به دیدار مولایمان و امام زمانمان مشرَّف نشده‌ایم از شناختن آن حضرت به صورت محروم مانده‌ایم ، بنابراین اگر کسی در این زمان ادعا کند که من صاحب الزمان هستم . راست و دروغش را جز به دو أمر نمی‌توان دانست : یکی آشکار شدن معجزه به دست او ، و دیگر ظاهر شدن نشانه‌هایی که ائمه اطهار برای امام قائمی که در انتظارش هستیم بیان کرده‌اند ، پس هرگاه فرد مؤمن آن نشانه‌ها را شناخت و از آن مکارمی که برای آن حضرت هست آگاه گردید به هر صدایی گوش نخواهد داد ، و بین راستگو و دروغگو فرق خواهد گذاشت .
از همین روی مولایمان حضرت صادق علیه السلام به عَمْرو بن أبان - که از اصحاب برجسته آن جناب بود - فرمود : نشانه را بشناس . . . چون اگر نشانه را شناخت دیگر پس از هدایت شدن گمراه نخواهد شد ، و به فریبکاران تمایلی نخواهد یافت . و شگفت‌آور است که یکی از شرح کنندگان کافی در معنی حدیث فوق چنین گفته : مراد از نشانه امام است چون که او علامتی است که به آن احوال مبدأ و معاد و قوانین شرعی شناخته می‌شود .
ای کاش می‌دانستم که چه چیزی او را به این توجیه کشانده ، و لفظ را از آنچه حقیقت در آن است بازداشته!! و چون جریان حضرت قائم علیه السلام از بزرگترین و شگفت‌انگیزترین امور است ، و مقام حضرتش از والاترین و منیع‌ترین مقامها می‌باشد ، به گونه‌ای که پیغمبر اکرم و جانشینانش در بسیاری از روایات به او افتخار نموده ، و فرموده‌اند : « مِنّا مَهْدِیُّ هذِهِ الأُمَّةِ » ؛ مهدی این امت از ما است ، می‌بایست ویژگیهای او و نشانه‌های ظهورش از بهترین صفات و روشنترین نشانه‌ها باشد ، به طوری که بر هیچ کس از مردان و زنان و شهرنشینان و صحرانشینان پوشیده نماند ، و می‌بایست که آن نشانه‌ها و صفات برخلاف معمول و عادتها و خارق آنها باشد ، و بدین ترتیب بین ادّعاهای راستین و دروغین فرق ایجاد کند ، و آن نشانه‌ها در سخنان امامان بر حق علیهم السلام بیان شده باشد ، و این مطلب به حکم عقل و نقل روشن است و بر اهل خرد و فضل پوشیده نیست . شاهد بر آنچه ادعا کردیم و توضیح آنچه قائل شدیم ، روایاتی است که از امامان علیهم السلام در ذکر آن علامتها و بیان صفات و ویژگیهای حضرت قائم علیه السلام رسیده از درخشندگی نورش در زمان ظهور ، و نداهای عمومی روشن ، و صیحه ترسناکی که علنی انجام می‌شود ، و أبری که بر سر آن جناب سایه می‌افکند و اعلام می‌دارد : این همان مهدی خلیفه خدا است از او پیروی کنید ، و پاسخ دادن خورشید و ماه به فراخواندن آن حضرت ، و برطرف شدن دردها و بیماریها از مؤمنین به برکت او ، و ظاهر شدن سنگ و عصای موسی علیه السلام به دست آن بزرگوار ، و غیر اینها . . . که بسیاری از آنها را در بخش چهارم همین کتاب پیشتر یادآور شدیم ، و علمای ما - که خداوند از جهت خدمتشان به اسلام و اهل آن بهترین پاداششان دهد - آن روایات را در کتابهایشان آورده‌اند . و به آنچه یادآور شدیم مولایمان حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام توجّه داده در حدیثی که در بحار به نقل از نعمانی روایت آمده که فرمود : تا آسمانها و زمین آرامند شما هم آرام بمانید - یعنی بر کسی خروج مکنید - چون به درستی که در أمر شما پوشیدگی نیست ، آگاه باشید که آن آیتی از خدای عز و جل می‌باشد از مردم نیست ، توجه کنید که آن از خورشید روشنتر است بر هیچ نیک و بدی مخفی نمی‌ماند ، آیا صبح را می‌شناسید ؟ راستی که آن امر همچون صبح است پوشیدگی در آن نیست ( 140 ) .
و در اخبار دیگری که از امامان علیهم السلام روایت شده است . و از جمله روایاتی که بر وجوب تحصیل این دو شناخت ، با صراحت دلالت دارد روایتی است که در تفسیر البرهان از معاویة بن وهب از حضرت امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : به درستی که بهترین و واجب‌ترین فریضه‌ها بر انسان شناخت پروردگار و اقرار به بندگی او است ، و مرز شناخت ، آن است که خداوند را بشناسد اینکه هیچ معبود حقی جز او نیست و هیچ گونه مثل و مانندی ندارد ، و بداند که او قدیم پایدار موجود است بدون فقدان ، موصوف است بی‌آنکه شبیه و نظیر و باطل کننده‌ای داشته باشد ، هیچ چیز به مثل او نیست و او است شنوای بینا . و پس از آن شناخت فرستاده خدا است و گواهی دادن به پیغمبری او ، و کمترین مرتبه شناخت رسول : اقرار به پیغمبری او است و اینکه آنچه از کتاب یا امر یا نهیی آورده از خدای عز و جل می‌باشد ، و بعد از آن شناختن امامی است که با نَعْت و صفت و نامش در حال سختی و راحتی به او اقتدا می‌نمایی . و کمترین درجه شناخت امام آن است که [دانسته شود] او - به جز درجه نبوّت - همتای پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم است ، و امام وارث پیغمبر است ، و اطاعت امام اطاعت خداوند و اطاعت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است ، و تسلیم بودن به او در همه امور ، و مراجعه کامل به او و پذیرش گفته او از مراتب شناخت می‌باشد ، و بداند که امام بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم علی بن ابی‌طالب است ، و بعد از او حسن ، سپس حسین ، سپس علی بن الحسین ، سپس محمد بن علی ، سپس جعفر بن محمد ، سپس موسی بن جعفر سپس علی بن موسی سپس محمد بن علی ، و پس از او علی بن محمد - فرزندش - و بعد از علی پسرش حسن و حجت از فرزندان حسن می‌باشد . سپس امام صادق علیه السلام فرمود : ای معاویه در این مورد برای تو اصل و قاعده‌ای قرار دادم پس بر آن عمل کن . . . ( 141 ) .

خواندن 80 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: دوم : رعایت ادب نسبت به یاد او »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات