پنجم : انتظار فَرَج و ظهور آن حضرت صلوات اللَّه علیه‌

بحث یکم

فضیلت انتظار ، و ثواب منتظِر ، و انتظار پیغمبران و امامان نسبت به این امر

در این باره همین بس که حضرت سیدالساجدین علیه السلام در دعای عرفه بر منتظران درود فرستاده و برای آنان دعا کرده بعد از دعا کردن برای مولایشان [امام زمان] صلوات اللَّه علیه ، و اضافه بر آن روایات بسیاری بر این مقصود دلالت دارد ، از جمله :
1 - در کمال الدین از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « هر کس از شما بر این امر در حال انتظار آن بمیرد همچون کسی است که در خیمه قائم علیه السلام بوده باشد » ( 193 ) .
2 - از حضرت ابوالحسن الرضا علیه السلام آمده که فرمود : « چقدر خوب است صبر و انتظار فَرَج آیا نشنیده‌ای فرموده خدای عز و جل را که : « وَ ارتَقِبُوا إنّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ » ( 194 ) ؛ و چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم .
« فَانتظرُوا إنّی مَعَکُمْ مِنَ المُنْتَظِرِینَ » ( 195 ) ؛ پس انتظار بکشید که من با شما از منتظرانم . بنابراین بر شما باد صبر به درستی که گشایش پس از ناامیدی می‌آید ، البته آنان که پیش از شما بودند صبورتر از شما بودند ( 196 ) .
3 - در بصائر الدرجات به سند خود از حضرت امام ابوعبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : امیرمؤمنان علیه السلام به سوی صفین می‌رفت ، تا اینکه از رود فرات عبور کرد و به نزدیکی کوه سرزمین صفین رسید که هنگام نماز مغرب شد ، مدتی در اندیشه فرو رفت سپس وضو گرفت و اذان گفت ، و چون از اذان گفتن فراغت یافت کوه شکافته شد و سر و صورتی سپید نمودار گردید و گفت : سلام بر تو ای امیرمؤمنین و رحمت و برکات خداوند بر تو باد ، خوش آمدی ای جانشین پیغمبران و پیشوای روسفیدان ، و عزیزترین چیزی [که به مردم] رسیده ، و ای نایل آمده به ثوابِ صدیقین ، و ای سید اوصیاء . امیرالمؤمنین علیه السلام به او فرمود : بر تو نیز سلام باد ای برادرم شمعون جانشین عیسی بن مریم روح القدس حال تو چگونه است ؟ گفت : خیر است خدای بر تو رحمت آرد ، من منتظر حضرت روح اللَّه هستم که از آسمان فرود آید ، پس هیچ کس را نمی‌شناسم که در راه خدا بیشتر از تو دچار بلا گشته ، و فردا[ی قیامت] ثوابش فزونتر و مقامش برتر از تو باشد . . . » ( 197 ) .
می‌گویم : جهت شاهد آوردن این حدیث آن است که دلالت دارد بر منتظر بودن جناب شمعون نسبت به این ظهور مبارک و بامیمنت ، و البته شباهت یافتن به اولیای خدا و پیروی کردن از ایشان چیزی است که نزد خداوند عز و جل پسندیده است ، اضافه بر سایر آنچه در فضیلت انتظار رسیده است .
4 - و در کتاب کمال الدین از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام آمده که فرمود : « منتظر امر ( حکومت ) ما به سان آن است که در راه خدا به خون غلطیده باشد » ( 198 ) .
5 - و نیز از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهور او باشند و در هنگام ظهورش فرمانبردار از او ، آنان اولیای خدا هستند نه ترسی برایشان هست و نه اندوهگین شوند » ( 199 ) .
6 - و از حضرت سیّد العابدین علیه السلام است که فرمود : « انتظار فَرَج از عظیم‌ترین فَرَج است » ( 200 ) .
7 - و از ابوخالد کابلی آمده که گفت : بر سرورم حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام وارد شدم و به او عرضه داشتم : ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مرا خبر ده از کسانی که خدای عز و جل طاعت و دوستی آنان را فرض دانسته و پیروی از ایشان را پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بر بندگانش واجب کرده است . به من فرمود : ای کابلی به درستی که اولی الامری که خدای عز و جل آنان را امامانی برای مردم قرار داده و طاعتشان را بر آنها واجب نموده : امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب سپس حسن ، سپس حسین دو فرزند علی بن ابی‌طالب بوده‌اند آنگاه امر ( امامت ) به ما رسیده است آنگاه ساکت شد . من گفتم : ای سرور من برای ما روایت شده که امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده : البته زمین را حجّتی برای خدای عز و جل بر بندگانش خالی نمی‌ماند پس حجّت و امام بعد از تو کیست ؟ آن حضرت علیه السلام فرمود : پسرم محمد است و اسم او در تورات باقر می‌باشد ، علم او می‌شکافد ، شکافتنی ، او حجّت و امام بعد از من است ، و پس از محمد پسرش جعفر می‌باشد که نامش نزد اهل آسمان صادق است . عرضه داشتم : ای سرور من چگونه اسم او صادق شده و حال آنکه همه شما صادق ( راستین ) هستید ؟ فرمود : پدرم از پدرش مرا حدیث گفت که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : هرگاه فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب متولد شد او را صادق بنامید ، که پنجمین از فرزندانش کسی که اسمش جعفر خواهد بود که با دروغ بستن بر خدای عز و جل جرئت کند و مدّعی امامت گردد ، پس او نزد خداوند ، جعفر کذّاب و افترا زننده بر خدای عز و جل است ، و ادّعا کننده منصبی که شایستگی آن را ندارد ، مخالفت کننده با پدر ، و حسادت ورزنده بر برادرش خواهد بود ، آن کسی است که می‌خواهد هنگام غیبت ولّی خدای عز و جل پرده ( غیبت ) خداوندی را کنار زند . سپس حضرت علی بن الحسین علیه السلام به شدت گریست ، آنگاه فرمود : گوئیا جعفر کذّاب را می‌بینم که ستمگر زمان خویش را بر بازرسی امر ولیّ خداوند و آنکه در حفظ الهی غایب است برانگیخته ، و حرمت پدرش را هتک نموده باشد به خاطر جهل و ندانستن ولادت او ، و از روی حرص بر کشتن او اگر بر وی دست یابد ، به جهت طمع کردن در میراثش تا آن را بدون اینکه حقّی در آن داشته باشد بگیرد . ابوخالد گوید : عرضه داشتم : ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آیا آن کار شدنی است ؟ فرمود : آری ، به پروردگارم سوگند ، به درستی که این مطلب نزد ما نوشته شده است در طوماری که محنتهایی که بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بر ما وارد می‌شود در آن ضبط گردیده است . ابوخالد گوید : عرضه داشتم : ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سپس چه خواهد شد ؟ آن حضرت علیه السلام فرمود : سپس غایب ماندن ولیّ خدای عز و جل دوازدهمین جانشین رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و امامان پس از او ، طولانی خواهد گشت ، ای ابوخالد به درستی که اهل زمان غیبت او که امامتش را باور دارند و منتظر ظهور اویند از مردم همه زمانها بهترند ، زیرا که خدای تبارک و تعالی آن چنان عقلها و فهمها و شناختی به آنها عنایت کرده که غیبت نزد آنان همچون دیدن باشد ، و آنان را در آن زمان به منزله کسانی قرار داده است که در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم با شمشیر جهاد کرده‌اند ، آنان به حق مخلصانند و راستی که شیعیان ما هستند و دعوت کنندگان به دین خدای عز و جل در پنهان و آشکار می‌باشند ( 201 ) .
8 - در کتاب غیبت شیخ طوسی قدس سره به نقل از کتاب غیبت فضل بن شاذان قدس سره به سند خود از مفضّل بن عمر آورده که گفت : « حضرت قائم علیه السلام را یاد کردیم و کسانی که از هم‌کیشانمان در حال انتظار او مردند ، پس حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام به ما فرمود : هرگاه قیام کند نزد مؤمن داخل قبر خواهند آمد و به او گفته می‌شود : ای فلان همانا که صاحب تو ظهور کرد پس اگر می‌خواهی به او ملحق شوی محلق شو و اگر بخواهی در گرامیداشت پروردگارت بمانی بمان » ( 202 ) .
9 - و در کمال الدین به سند خود از جعفر بن ابی‌دلف آورده که گفت : شنیدم حضرت ابوجعفر محمد بن علی الرضا علیهما السلام می‌فرمود : « همانا امام بعد از من پسرم علی است ، امر او امر من و گفته‌اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است ، و امام بعد از او پسرش حسن است امر او امر پدرش و گفته او گفته پدرش و اطاعت او اطاعت از پدرش می‌باشد » ، سپس ساکت شد ، عرضه داشتم : ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم امام بعد از حسن کیست ؟ پس آن حضرت به شدّت گریست آنگاه فرمود : « البته بعد از حسن پسرش آنکه قائم به حق و مورد انتظار است می‌باشد » . گفتم : ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم چرا « قائم » نامیده شده ؟ فرمود : « زیرا که او پس از آنکه یادش مرده باشد و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند قیام کند [و بپاخیزد] » . گفتم : چرا « منتَظَر » نامیده شده ؟ فرمود : چون که او را غیبتی است که روزهای بسیار و مدّتی طولانی دارد ، پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل تردید انکارش کنند و جاحدان یاد او را به استهزا گیرند ، و وقت گذاران در آن دروغگو شوند ، و عجله کنندگان در آن هلاک گردند ، و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند » ( 203 ) .
10 - و از علی بن مهزیار آمده که گفت : به حضرت ابوالحسن صاحب العسکر امام هادی علیه السلام نامه‌ای نوشتم و درباره فَرَج از آن جناب پرسیدم ، به من نوشت : « هرگاه صاحب شما از منزلگاه ستمگران غایب گشت در انتظار فَرَج باشید » .
11 - و در اصول کافی ( 204 ) از ابوبصیر آمده که گفت : به حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام عرضه داشتم : فدایت شوم فَرَج کی خواهد بود ؟ فرمود : « ای ابوبصیر تو هم از کسانی هستی که دنیا می‌خواهند! هر کس این امر را بشناسد برای او به جهت انتظار کشیدنش فَرَج شده است » .
می‌گویم : ظاهراً چون مقصود از فَرَج یاری کردن امام علیه السلام و جهاد در رکاب او است ، امام صادق علیه السلام بیان فرمود که این مقصود برای شیعیان حاصل است چون منتظر فَرَج هستند ، و توجّه داد که لازم و شایسته است که غرض آنها از انتظار این مقصود بزرگ باشد نه رسیدن به شهوتهای نفسانی و لذّتهای جسمانی - چنانکه شیوه بیشتر افراد چنین است - و مؤیّد این مطلب در مبحث چهارم خواهد آمد .
12 - و در بحار از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آمده که فرمود : « منتظر فَرَج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید ، به درستی که خوشایندترین اعمال نزد خداوند عز و جل انتظار فَرَج است » ( 205 ) .
13 - و از آن حضرت علیه السلام است که فرمود : « عمل کننده به امر ما فردا[ی قیامت] در حضیرة القدس [درجه عالیه بهشت ]با ما خواهد بود ، و منتظر امر [حکومت] ما همچون غوطه‌ور شده به خونش در راه خدا می‌باشد » ( 206 ) .
14 - و از فیض بن المختار از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام روایت آمده که فرمود : « هر کس از شما بمیرد در حالی که منتظر این امر باشد همانند کسی است که با حضرت قائم علیه السلام در خیمه‌اش بوده باشد » . سپس چند لحظه‌ای درنگ کرد آنگاه فرمود : « نه ، بلکه مانند کسی است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند » سپس فرمود : « نه ، سوگند به خدا؛ همچون کسی است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شهید شده باشد » ( 207 ) .
15 - و از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام از پدرانش از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت است که فرمود : « برترین عبادت مؤمن انتظار فَرَج از خداوند داشتن است » .
16 - و در کافی به سند صحیحی از عبداللَّه بن المغیره آمده که گفت : محمد بن عبداللَّه به حضرت امام رضا علیه السلام عرضه می‌داشت و من می‌شنیدم که می‌گفت : پدرم مرا حدیث آورد از خاندانش از پدرانش که به یکی از امامان گفته بود : در منطقه ما جای رباط ( 208 ) هست که آن را قزوین می‌نامند و دشمنی هست که آن را دیلم می‌گویند ، آیا جهاد یا رباطی بر ما هست ؟ آن حضرت علیه السلام در جواب او فرمود : بر شما باد که این خانه ( بیت اللَّه الحرام ) را حج کنید . سؤال کننده بار دیگر سؤالش را تکرار کرد ، باز حضرت علیه السلام فرمود : بر شما باد این بیت که آن را حج کنید ، آیا یک فرد از شما راضی نیست که در خانه خود باشد و بر خانواده‌اش از دسترنج خود خرج نماید و انتظار امر ما را بکشد ، پس اگر آن زمان را درک کند همچون کسی است که با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در جنگ بدر شرکت کرده باشد ، و اگر در حالی که منتظر امر ما است بمیرد همچون کسی خواهد بود که با قائم صلوات اللَّه علیه در خیمه‌اش باشد اینچنین - و دو انگشت سبّابه‌اش را کنار هم نشان داد - و نمی‌گویم اینچنین - و انگشت وسط و سبّابه را نشان داد - زیرا که این بزرگتر از آن است . در اینجا حضرت ابوالحسن امام رضا علیه السلام فرمود : راست گفته است ( 209 ) .
می‌گویم : این روایت با آنچه در اخبار آمده که مرابطه ( = مرزبانی ) حتی در زمان غیبت هم مستحب است منافاتی ندارد ، زیرا که ظاهراً منظور سؤال کننده نایل شدن به ثواب مرابطه و جهاد بوده ، پس امام علیه السلام او را به حَج و انتظار دلالت فرمود که ثواب جهاد و رباط و حج همگی برایش حاصل گردد ، امّا با انجام مرابطه ثواب حج را نخواهد یافت . و مؤیّد آنچه یاد کردیم اینکه امام علیه السلام به او فرمود : بر شما باد این بیت که آن را حج کنید . و نفرمود : مرابطه نکنید یا جایز نیست یا حلال نیست و مانند اینها ، و خدا دانا است ( 210 ) .
17 - و در تفسیر نعمانی رحمه الله از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده که فرمود : « رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : ای ابوالحسن بر خداوند شایسته است که اهل ضلال ( گم‌شدگان ) را به بهشت داخل کند ، و منظورش از این : مومنانی هستند که در زمان فتنه بر پیروی از امامی که جایگاهش مخفی است و از چشم مردم غایب است بپاخیزند ، پس آنان به امامت او اقرار می‌کنند و به دامان او چنگ می‌زنند ، و منتظر خروج او می‌مانند ، آنان یقین دارند که هیچ تردیدی به خود راه ندهند ، صبر کنندگانند و تسلیم شدگان ، و فقط از شناختن جان امامشان و از شناختن شخص او گم شده‌اند . بر این دلالت می‌کند آنکه خدای تعالی هرگاه چشمه خورشید را که نشانه برای اوقات نماز قرار داده از بندگانش بپوشاند ، بر آنان فرصت را توسعه داده که نماز را تأخیر بیندازند تا با آشکار شدن خورشید وقت برای آنان معلوم گردد ، و یقین کنند که زوال انجام شده است ، و همین طور است کسی که منتظر خروج امام علیه السلام است ، که به امامتش دست یازیده ، تمام فرایض خداوند که بر او واجب است با حدودشان از او قبول می‌شود ، از معنی فریضه بودن خارج نمی‌باشند ، پس او صبر کننده شکیباگر است ، غیبت امامش به [دین] او ضرری نمی‌رساند » ( 211 ) .
18 - و در کتاب کمال الدین از محمد بن النعمان از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام روایت آمده که : « نزدیکترین حالت بندگان به خدای عز و جل و خشنودترین هنگام او از آنان زمانی است که حجّت خداوند را نیابند و برایشان آشکار نشود ، و از آنان پوشیده بماند که جای او را ندانند ، و در عین حال می‌دانند که دلایل و نشانه‌های الهی از بین نرفته است ، در آن هنگام باید که هر صبح و شام منتظر فَرَج باشند . و همانا شدیدترین موقع غضب خداوند بر دشمنانش زمانی است که حجّتش را از آنان پوشانیده باشد که برایشان ظاهر نگردد ، و البته خداوند می‌داند که دوستانش به تردید نمی‌افتند ، و اگر چنین می‌دانست که آنان به تردید دچار می‌شوند حجّت خویش را یک چشم بر هم زدن هم از آنان مخفی نمی‌کرد » ( 212 ) .
19 - و از امام صادق علیه السلام است درباره فرموده خدای عز و جل : « الم * ذَلِکَ الکتابُ لَارَیْبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتَّقینَ الَّذینَ یُؤمنُونَ بالغَیبِ » ( 213 ) ؛ الم [از رموز قرآن است] این کتاب بدون تردید هدایتگر تقواپیشگان است ، آنان که به غیب ایمان می‌آورند . فرمود : تقواپیشگان شیعیان علی علیه السلام هستند ، و غیب همان حجّت غایب است ، و گواه بر این ، فرموده خدای عز و جل است که : « وَ یَقُولُونَ لَوْلا اُنْزِلَ عَلَیهِ آیةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إنَّمَا الغَیْبُ للَّهِ فَانتظِرُوا إنّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ » ( 214 ) ؛ و می‌گویند : چرا از سوی پروردگارش آیتی بر او نیامد پس بگو به درستی که غیب ، مخصوص خدا است شما منتظر باشید من نیز با شما از منتظرانم .
20 - و در اصول کافی به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام آورده که فرمود : « زیان ندیده است کسی که در حال انتظار أمر ما بمیرد آنکه در خیمه حضرت مهدی علیه السلام با سپاهیان او نمرده است » ( 215 ) .
21 - و در روایت عمّار ساباطی که ان شاء اللَّه تعالی خواهد آمد از حضرت امام ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « همانا به خدا سوگند ای عمّار کسی از شما بر این حالی که در آن هستید نمیرد مگر آنکه نزد خداوند از بسیاری از کشته شدگان در بدر و أحُد برتر باشد ، پس شما را مژده باد » ( 216 ) .
22 - و در همان کتاب از حضرت امام ابوجعفر باقر علیه السلام آمده که ضمن حدیثی فرمود : « و بدانید که منتظر این امر همچون ثواب روزه‌دار شب زنده‌دار را دارد ، و هر کس دوران قائم ما را دریابد ، پس با او خروج نماید ، و دشمن ما را به قتل رساند برای او همچون پاداش بیست شهید خواهد بود ، و هر کس در رکاب قائم ما کشته شود همچون پاداش بیست و پنج شهید را خواهد یافت » ( 217 ) .
23 - و در مجمع البیان از حارث بن المغیره آمده که گفت : در محضر ابوجعفر باقر علیه السلام بودیم ، فرمود : آنکه از شما این امر را شناخته و منتظر آن باشد و خیر را در آن بداند ، مانند کسی است که به خدا قسم در رکاب قائم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم با شمشیر خود جهاد کرده باشد . سپس فرمود : بلکه و اللَّه مثل کسی است که در خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم با شمشیرش جهاد کرده باشد . سپس بار سوم فرمود : بلکه به خدا قسم همچون کسی است که در خیمه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شهید شده باشد » ( 218 ) .
24 - و در تفسیر البرهان از حسن بن ابی‌حمزه از پدرش ابوحمزه [ثمالی] است که گفت : « به حضرت ابی‌عبداللَّه صادق علیه السلام عرض کردم : فدایت شوم ، سنّم بالا رفته و استخوانم سست گشته ، و مرگم نزدیک شده ، و می‌ترسم پیش از آنکه این امر [حکومت شما] را دریابم مرگم فرا رسد . فرمود : ای ابوحمزه هر که به ما ایمان آورد و حدیث ما را تصدیق کرد ، و به انتظار دوران ما نشست ، مانند کسی است که زیر پرچم قائم علیه السلام کشته شود ، بلکه به خدا سوگند زیر پرچم رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم [کشته گردد ( 219 ) ] .
25 - و در کتاب کمال الدین از مفضّل بن عمر آمده که گفت : شنیدم حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمود : « هر کس در حالی که منتظر این امر باشد بمیرد ، همچون کسی خواهد بود که از خواص حضرت قائم علیه السلام بوده باشد ، نه بلکه مانند کسی باشد که در پیشگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شمشیر زده است » ( 220 ) .
26 - و در تفسیر البرهان به سند خود از مسعدة آمده که گفت : خدمت حضرت امام صادق علیه السلام بودم که پیرمرد قد خمیده‌ای که بر عصایش تکیه زده بود آمد ، سلام کرد و امام صادق علیه السلام جواب سلامش را داد ، پیرمرد عرضه داشت : ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم دستت را به من بده که آن را ببوسم ، پس آن حضرت دستش را پیش آورد و او دست آن جناب را بوسید و سپس گریست . حضرت صادق علیه السلام به او فرمود : ای پیرمرد چرا گریه می‌کنی ؟ عرضه داشت : فدایت شوم یابن رسول اللَّه صد سال است که به پای قائم شما مانده‌ام می‌گویم این ماه است ، و این سال است ، و هم اکنون سِنّم بالا رفته و استخوانم سست گردیده و مرگم نزدیک شده ، و به آنچه که برای شما آرزو می‌کنم نرسیده‌ام ، شما را می‌بینم کشته شده و آواره‌اید ، و دشمنانتان را می‌بینم که با بالها پرواز می‌کنند چگونه گریه نکنم! دیدگان حضرت ابی‌عبداللَّه صادق علیه السلام در اشک نشست آنگاه فرمود : ای پیرمرد اگر خداوند تو را باقی گذاشت تا اینکه قائم ما را ببینی در مرتبه أعلی خواهی بود ، و اگر مرگ تو فرا رسد روز قیامت با سپرده گرانبهای محمد صلی الله علیه وآله وسلم محشور خواهی شد ، و ما سپرده گرانبهای او هستیم ، که همانا آن حضرت صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : من در میان شما دو گوهر گرانبها را برجای می‌گذارم پس به آن دو دست بیازید که هیچگاه گمراه نشوید : کتاب خدا و عترت و خاندانم را . پیرمرد گفت : پس از اینکه این خبر را شنیدم دیگر آسوده خاطر شدم . سپس امام صادق علیه السلام فرمود : ای پیرمرد بدان که قائم ما علیه السلام از صُلبِ حسن عسکری بیرون می‌آید و حسن از علی متولد می‌شود ، و علی از محمد ، و محمد از علی ، و علی از موسی پسرم ، و این پسرم از من متولد گردیده ، ما دوازده تن هستیم همگی‌مان معصوم و پاکیزه می‌باشیم . . . » ( 221 ) .
27 - و در روضه کافی به سند خود از اسحاق بن عمّار آورده که گفت : حدیث آورد مرا مردی از اصحابمان ، از حکم بن عتیبه که گفت : هنگامی که در محضر امام ابوجعفر باقر علیه السلام بودم خانه پر از جمعیت بود پیرمردی آمد که بر چوبدستی خود تکیه می‌زد ، تا اینکه بر درب اتاق ایستاد و گفت : سلام بر تو ای فرزند رسول خدا و رحمت و برکات خداوند بر تو باد آنگاه ساکت شد ، حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام فرمود : و بر تو باد سلام و رحمت و برکات خداوند ، سپس پیرمرد رو به سوی اهل مجلس کرد و گفت : السلام علیکم ، که همه حاضرین او را جواب دادند و سلامش را پاسخ گفتند . آنگاه رو به سوی حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام کرد و گفت : ای فرزند رسول خدا فدایت گردم ، مرا نزدیک خود جای ده که به خدا سوگند من شما را دوست می‌دارم و دوستداران شما را دوست می‌دارم ، به خدا سوگند دوستی شما و هوادارانتان به خاطر طمع دنیوی نیست ، و من با دشمن شما دشمنم و از او بیزارم ، و به خدا سوگند که دشمنیم با او و بیزاریم ، از او به خاطر کینه‌ای میان من و او نمی‌باشد ، به خدا من حلال شما را حلال و حرامتان را حرام می‌دارم و منتظر أمر شمایم پس ای که خداوند مرا فدایت گرداند ، عاقبت مرا چگونه می‌بینی ؟ حضرت امام باقر علیه السلام فرمود : به سوی من به سوی من آی . تا اینکه او را کنار خود نشانید . سپس فرمود : ای پیرمرد ، بر پدرم علی بن الحسین علیه السلام نیز مردی وارد شد و مانند سؤال تو را عرضه داشت ، پدرم به او فرمود : اگر بمیری بر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و علی و حسن و حسین و علی بن الحسین وارد می‌شوی و قلبت سرد و دلت خنک و خرّم ، و دیده‌ات روشن می‌گردد ، و راحتی و ریحان با فرشتگان کرام کاتبین را پیش روی خود خواهی دید ، همین که جانت به اینجا برسد - و به حلقش اشاره کرد - و اگر زنده بمانی خواهی دید آنچه را که دیده‌ات به آن روشن شود و همراه ما ، در رکن أعلی خواهی بود . پیرمرد عرضه داشت : چگونه فرمودی ای ابوجعفر ؟ حضرت باقر علیه السلام دوباره سخنش را تکرار کرد ، پیرمرد گفت : اللَّه اکبر ای ابوجعفر اگر من بمیرم بر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و علی و حسن و حسین و علی بن الحسین وارد می‌شوم و چشمم روشن و قلبم سرد و دلم خنک و خرّم می‌گردد و توسط راحتی و ریحان و فرشتگان کرام کاتبین مورد استقبال قرار می‌گیرم همین که جانم به اینجا رسید ، و اگر زنده بمانم آنچه را که چشمم به آن روشن شود خواهم دید و با شما در رکن اعلی خواهم بود! سپس پیرمرد به شدت گریست های های های تا اینکه صورتش به زمین چسبید ، و اهل خانه چون حال پیرمرد را دیدند به گریه و ناله پرداختند ، و حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام اشکها را از اطراف دیدگانش با انگشت پاک می‌کرد . آنگاه پیرمرد سربرداشت و به امام باقر علیه السلام عرض کرد : ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ، دستت را به من بده ، خداوند مرا قربان تو سازد ، آن حضرت علیه السلام دست خود را به او داد ، پس دست حضرت را بوسید و بر دیدگان خود نهاد و بر صورتش کشید ، سپس جامه از شکم و سینه‌اش برگرفت و دست آن حضرت را بر شکم و سینه خود قرار داد . پس از آن برخاست و گفت : السلام علیکم ، حضرت امام باقر علیه السلام در پی او می‌نگریست و پیرمرد می‌رفت ، آنگاه روی به جانب حاضرین کرد و فرمود : هر کس دوست می‌دارد مردی از اهل بهشت را ببیند به این شخص نظر کند . حکم بن عتیبه گوید : هیچ مجلس گریه و ماتمی شبیه آن مجلس ندیدم ( 222 ) .

مبحث دوم

در وجوب انتظار حضرت قائم علیه السلام بر همه افراد
و بر این مطلب دلالت می‌کند - اضافه بر بعضی از آنچه گذشت - روایتی که ثقة الاسلام کلینی قدس سره در اصول کافی به سند خود از اسماعیل جعفی آورده که گفت : مردی بر حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام وارد شد و صفحه‌ای در دست داشت ، حضرت باقر علیه السلام به او فرمود : « این نوشته مناظره کننده‌ای است ( 223 ) که پرسش دارد از دینی که عمل در آن مورد قبول است . عرض کرد : رحمت خداوند بر تو باد همین را خواسته‌ام . حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود : گواهی دادن به اینکه هیچ معبود حقّی جز خداوند نیست ، و اینکه محمد بنده و رسول او است ، و اینکه اقرار کنی به آنچه از سوی خداوند آمده ، و ولایت ما خاندان ، و بیزاری از دشمنمان ، و تسلیم به أمر ما ، و پرهیزکاری و فروتنی ، و انتظار قائم ما ، که ما را دولتی است که هر وقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد » ( 224 ) .
و در همان کتاب از ابوالجارود آمده که گفت : به حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام عرضه داشتم : ای فرزند رسول خدا ، آیا مودت و دلباختگی و پیروی مرا نسبت به خودتان می‌دانید ؟ فرمود : آری ، عرضه داشتم : من از شما مطلبی را می‌پرسم و می‌خواهم به من پاسخ دهید ، زیرا که چشم من نابینا است و کمتر راه می‌روم و نمی‌توانم هر وقت بخواهم به دیدار شما بیایم . فرمود : خواسته‌ات را بازگوی . عرض کردم : دینی که تو و خاندانت خدای عز و جل را با آن دینداری می‌کنید برایم بیان فرمای تا خدای عز و جل را با آن دینداری نمایم . امام باقر علیه السلام فرمود : اگر چه مطلب را کوتاه کردی ولی سؤال مهمی آوردی ، به خدای سوگند دینی را که من و پدرانم خدای عز و جل را با آن دینداری می‌کنیم برایت می‌گویم : گواهی دادن به اینکه هیچ معبود حقّی جز خداوند نیست ، و اینکه محمد صلی الله علیه وآله وسلم رسول خدا است ، و اقرار کردن به آنچه از نزد خداوند آورده ، و ولایت ولیّ ما و بیزاری از دشمن‌مان و تسلیم بودن به أمر ما و انتظار قائم ما و اهتمام ورزیدن [در امور واجب و حلال] و پرهیزکاری [از کارهای حرام] می‌باشد ( 225 ) .
و در غیبت نعمانی به سند خود از ابوبصیر از حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام آورده که روزی آن حضرت فرمود : آیا شما را خبر ندهم به آنچه خدای عز و جل هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی‌پذیرد ؟ گفتند : چرا ، فرمود : گواهی دادن به اینکه هیچ شایسته پرستشی جز خداوند نیست و اینکه محمد صلی الله علیه وآله وسلم بنده و فرستاده او است ، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده ، و ولایت ، و بیزاری از دشمنانمان - یعنی خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزکاری ، و کوشش ، و اطمینان ، و انتظار قائم علیه السلام . سپس فرمود : به درستی که ما را دولتی است که خداوند هر وقت بخواهد آن را [روی کار] می‌آورد ، آنگاه فرمود : هر کس دوست می‌دارد از جمله اصحاب قائم علیه السلام باشد باید انتظار بکشد و با پرهیزکاری و اخلاق نیک رفتار نماید در حالی که منتظر باشد ، پس اگر از دنیا رفت و [پس از مردنش ]قائم قیام کرد ، برای او پاداشی خواهد بود همانند پاداش کسی که امام قائم را درک کرده ، پس جدّیت کنید و در انتظار بمانید گوارایتان باد ای گروه مشمول رحمت الهی ( 226 ) .
می‌گویم : عبارت ( یعنی خصوص امامان ) احتمال دارد که از فرمایش امام علیه السلام باشد ، و احتمال می‌رود که گفته ابوبصیر باشد . و چون منظور از ولایت آن است که امام علیه السلام را در تمام امور سرپرست خود قرار داده ، و پیروی از او را در همه موارد واجب بداند ، حضرت بیان فرمود که کسی ولایتش واجب است که خداوند عز و جل او را به امامت و عصمت مخصوص گردانیده ، نه هر کسی که منتسب به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم است ، و دشمنی کردن باید با معاند و دشمن امام علیه السلام باشد خواه از ذریّه پیغمبر باشد یا غیر آنها .
و از آنچه بر وجوب انتظار دلالت می‌کند روایتی است که شیخ صدوق در کتاب کمال الدین به سند خود از عبدالعظیم حسنی آورده که گفت : « بر سرورم حضرت محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب علیهم السلام وارد شدم ، و می‌خواستم که درباره قائم از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدی است یا غیر او ؟ پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود : ای ابوالقاسم به درستی که قائم از ماست و او است مهدی که واجب است در زمان غیبتش انتظار کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد ، و او سومین [امام ]از فرزندان من است » ( 227 ) .
و در همام کتاب به دو سند صحیح از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « نزدیکترین حالات بندگان نزد خدای عز و جل و خشنودترین هنگام او از آنان زمانی است که حجّت خدای را نیابند و برای آنها آشکار نشود و از دیدگان آنها پوشیده بماند که جایگاهش را ندانند ، و در عین حال بدانند که حجتها و بینات الهی باطل نشده ، پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر باشند که شدیدترین خشم و غضب خداوند بر دشمنانش موقعی است که حجت خود را از آنان مخفی بدارد و بر آنان آشکار نگردد ، البته خداوند دانسته است که اولیای او در تردید واقع نمی‌شوند ، و اگر می‌دانست که آنها در شک می‌افتند یک چشم بر هم زدن حجت خود را از آنان نهان نمی‌ساخت و این جز زیر سر اشرار مردم نخواهد بود » ( 228 ) .

مبحث سوم

معنی انتظاری که در این اخبار به آن امر گردیده است
انتظار حالتی است نفسانی که آمادگی برای آنچه انتظارش را می‌کشیم از آن برمی‌آید ، و ضدّ آن یأس و ناامیدی است ، پس هر قدر که انتظار شدیدتر باشد آمادگی و مهیّا شدن قویتر خواهد بود ، نمی‌بینی اگر مسافری داشته باشی که در انتظار مقدمش به سر می‌بری هر چه هنگام آمدنش نزدیکتر شود مهیّا شدنت فزونی می‌یابد ، بلکه احیاناً خوابت به بیداری مبدّل می‌گردد چون انتظارت شدید است . و همانطور که مراتب انتظار از این جهت متفاوت است از جهت محبّت نسبت به کسی که در انتظارش هستی نیز مراتب متفاوتی دارد ، پس هر چه محبّت شدیدتر و دوستی بیشتر باشد مهیّا شدن برای محبوب زیادتر می‌شود ، و فراقش دردناک‌تر می‌گردد ، به گونه‌ای که منتظرِ از تمام اموری که مربوط به حفظ خودش هست غافل می‌ماند ، و دردهای بزرگ و محنتهای شدید را احساس نمی‌کند .
بنابراین مؤمنی که منتظر آمدن مولایش می‌باشد هر قدر که انتظارش شدیدتر است ، تلاشش در آمادگی برای آن به وسیله پرهیز از گناه و کوشش در راه تهذیب نفس و پاکیزه کردن درون از صفات نکوهیده و به دست آوردن خویهای پسندیده بیشتر می‌گردد ، تا به فیض دیدار مولای خویش و مشاهده جمال انورش در زمان غیبتش رستگار شود ، همچنان که برای عده بسیاری از نیکان اتفاق افتاده است ، و لذا امامان معصوم علیهم السلام - در روایاتی که خواندی و غیر آنها - به پاکیزگی صفات و مقیّد بودن به انجام طاعات امر فرموده‌اند . بلکه روایت پیشین ابوبصیر اشارت یا دلالت دارد بر اینکه رستگاری به مقام انتظار و نایل شدن به پاداش منتظران به پرهیز و پروا از گناه و آراستگی به خویهای پسندیده بستگی دارد ، چنانکه حضرت صادق علیه السلام فرمود : « هر آن کس که خواسته باشد از یاران قائم علیه السلام شود باید که منتظر باشد و باید در حال انتظار به پرهیزکاری و خویهای پسندیده عمل نماید ، که هرگاه بمیرد و قائم پس از مردنش بپاخیزد پاداش او همچون کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد . . . » . و بی‌تردید هر قدر که انتظار شدیدتر باشد صاحب آن مقام و ثواب بیشتری نزد خدای عز و جل خواهد داشت . خدای تعالی ما را از مخلصان منتظرین مولایمان صاحب الزمان عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف قرار دهد .

مبحث چهارم

آیا در انتظار قصد قربت شرط است یا نه ؟
شرح این مطلب به بیان دو مقدّمه بستگی دارد :
مقدمه اول : در بیان آنچه نیّت در آن شرط است . در اینجا می‌گوییم : اوامری که از سوی خداوند صادر می‌شود بر سه گونه است :
یکی : آنچه می‌دانیم که مصلحت در آن انجام دادنش به صورت تعبُّد است مانند : نماز .
دوم : آنچه می‌دانیم مصلحت در آن به صورت تعبُّد منحصر نیست ، بلکه مقصود انجام یافتن آن است به هر نحوه‌ای که باشد ، چنانکه فرموده : « جامه‌ات را از ادرارهای آنچه گوشتش حلال نیست بشوی » که می‌دانیم مقصود شسته شدن جامه است با صرف نظر از نیّت و قصد شوینده .
سوم : آنچه می‌دانیم مصلحت در آن به صورت تعبُّد منحصر باشد ، مانند : دیدار مؤمن و مانند آن . و تردیدی نیست که در گونه اوّل نیّت شرط است که اگر در آن ( نیّت ) خللی وارد آورد تکلیف از گردنش ساقط نمی‌گردد ، همچنان که بدون تردید نیّت در گونه دوم شرط نیست . و امّا در گونه سوم : هرگاه شخص آن را به قصد تعبُّد بجای آورد استحقاق ثواب دارد ، و اگر آن را بدون قصد عبادت بجای آورد استحقاق ثواب ندارد ، موجب عقاب هم نیست ، و فرق بین این با کارهای مباحی که هرگاه شخص آنها را به قصد طاعت بجای آورد آن است که در اینجا امر به طور مستقیم به آنها تعلّق یافته ، در صورتی که در آن کارهای مباح أمر به طور مستقیم متوجّه آنها نیست ، چون که فرض این است که آنها مباح هستند ، بلکه بدین جهت امر به آنها تعلق می‌گیرد که واسطه رسیدن به أمر راجحی در شرع می‌باشند .
مقدمه دوم : در بیان منظور از قصد قربت که در عبادات شرط است : می‌گوییم : منظور از آن آوردن مامورٌ بِه ( چیزی که به آن امر شده ) به قصد اطاعت خداوند - جل شأنه - و به کار بستن فرمان او می‌باشد ، خواه انگیزه او از اطاعت این باشد که خداوند را شایسته اطاعت می‌داند ، یا انگیزه‌اش محبّت خداوند یا سپاسگذاری نسبت به او ، یا تقرب جستن به سوی او ، یا امید پاداش الهی و یا ترس از عقوبتش بوده باشد ، که مراتب و درجات مختلفی است هر یک برتر از دیگری ، و هر کسی بر روش خود عمل می‌کند ( 229 ) . و دلایل شرط بودن نیّت به گونه یاد شده نسبت به عبادات ، در کتب فقه ذکر گردیده از إجماع و آیات مانند فرموده خدای تعالی : « فَاعبدُوا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدّین » ( 230 ) ؛ پس خداوند را با إخلاص کامل در دین پرستش نمایید .
و احادیث از جمله : حدیث صحیحی که در اصول کافی روایت شده : « امام زین العابدین علیه السلام فرموده : هیچ عملی جز با نیّت درست نیست » ( 231 ) .
و از جمله : در وسائل به سند خود از حضرت موسی بن جعفر از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ضمن حدیثی آورده که فرمود : « همانا اعمال بسته به نیّتها است و برای هر کس آنچه را نیّت کرده خواهد بود ، پس هر آنکه به قصد آنچه نزد خداوند هست در غزوه‌ای شرکت کند البته پاداشش بر خدای عز و جل خواهد بود ، و هر کس به خاطر دنیا یا به نیّت به دست آوردن غنیمتی به غزوه رود جز آن چیزی حاصلش نخواهد شد » ( 232 ) . و در همان کتاب از امام صادق علیه السلام آمده که : « خدای عز و جل فرموده : من بهترین شریک هستم ، هر کس غیر مرا در عملی با من شریک سازد آن را نخواهم پذیرفت ، مگر آنچه را که برای من خالص باشد » ( 233 ) .
و احادیث دیگری که در کتابهای علمای ما - که خداوند بر آنان رحمت آرد - تدوین گردیده است . چون این را دانستی پس بدان که آنچه به نظر نزدیکتر است اینکه انتظاری که در اخبار به آن امر شده از گونه سوم می‌باشد ، بنابراین چند صورت در آن تصوّر می‌شود :
اوّل : اینکه منظور شخص منتظرِ اطاعت امر خداوند باشد ، خواه انگیزه او بر اطاعت امید ثوابی باشد که در روایات به آن وعده شده ، یا انگیزه دیگری داشته باشد .
دوم : اینکه انگیزه‌اش بر انتظار اطاعت امر و نایل شدن به پاداش دنیوی یا اخروی باشد ، ولی قصد پاداش فرعی و تابع قصد اطاعت باشد ( یعنی مقصود اصلی او از انتظار اطاعت امر باشد و به پیوست آن پاداش را قصد نماید ) .
و این دو قسم موجب نایل شدن به تمام پاداشها و ثوابهایی است که در روایات وارد گردیده ، و شایسته است که مؤمن قسم اوّل را انتخاب کند ، بلکه عالی‌ترین گونه‌هایش را - که به آنها اشاره نمودیم - برگزیند .
سوم : اینکه انتظار به منظور رستگاری به ثوابها و مواهب اخروی یا دنیوی باشد ، به جهت آگاهیش به جمع شدن لوازم زندگی و طول عمر ، و فراخی روزی ، و فراوانی نعمتها ، و زایل شدن همّ و غم و درد و رنج در زمان ظهور مولایمان صاحب الزمان صلوات اللَّه علیه ، به طوری که از انتظارش جز این نخواهد ، و اطاعت امر خداوند در نظرش نباشد .
چهارم : عکس قسم دوم ( یعنی منظور اصلیش از انتظار پاداش باشد و به پیوست آن بخواهد امر خداوند را اطاعت کند ) . و ظاهر آن است که در این دو قسم استحقاق ثوابهایی که در روایات وعده شده‌اند را ندارد ، زیرا که استحقاق پاداشِ عبادت به قصد اطاعت بستگی دارد - چنانکه دیدید در صریح روایت آمده است - . و فرض این است که مامورٌ بِه را به قصد تعبُّد بجای نیاورده ، پس انتظارش عبادت نیست . و همانطور که مستحق ثواب نیست همچنین استحقاق عقاب نیز ندارد ، زیرا که چنین نمی‌دانیم که مصلحت انتظار فقط در صورت انجام دادن آن به قصد قربت باشد ، بلکه ظاهر از مطالعه اخباری که در این باره رسیده این است که به منظور جلوگیری از یأس و ناامیدی مؤمن از ظهور امام علیه السلام است لذا امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی که در مبحث اول آوردیم فرموده : منتظر فَرَج باشید و از رحمت الهی مأیوس نشوید . . . که ظاهر فرموده حضرت که : مأیوس نشوید بیان نخستین درجات انتظار می‌باشد . و نیز اشاره به همین است فرموده مولایمان حضرت صادق علیه السلام در روایت ابوبصیر که سابقاً گذشت اینکه : ای ابوبصیر آیا تو هم از کسانی هستی که دنیا می‌خواهند . . . و بدین ترتیب بر او اعتراض کردند ، یعنی : آیا همچون تویی سزاوار است که خواسته‌اش از انتظار فَرَج رسیدن به لذّتهای دنیوی باشد ؟ و این بیان بر آنچه یادآور شدیم دلالت دارد که اگر هدفش در رسیدن به پاداش محدود باشد مستحق عقوبت نیست ، و نظیر این مطلب در اعمال بسیار است مانند : دیدار مؤمن ، و عیادت بیمار ، و تشییع جنازه ، و برآوردن حوائج برادران دینی و غیر اینها که هیچ کس نگفته : اگر مؤمن حاجت برادر مؤمن خویش را برآورده سازد و به این کارش قصد تعبُّد نکند مستحق عقوبت می‌شود ، البته استحقاق ثواب در این عمل و مانند آن به قصد تعبُّد بستگی دارد ، چنانکه توجه دادیم ( 234 ) .
اگر بگویید : می‌توان قائل شد که قصد تقرُّب در انتظار واجب است و خلاف آن حرام می‌باشد ، نظر به حدیثی که در کتاب تحف العقول از مفضّل بن عمر از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « مردم درباره ما بر سه گروه شدند : گروهی ما را دوست داشته و در انتظار قائم ما شدند تا از دنیای ما برخوردار گردند ، که گفتند و سخنان ما را حفظ کردند ، و از کردار ما کوتاهی نمودند ، که اینها را خداوند به سوی آتش محشور خواهد ساخت . . . » .
می‌گویم : این صفت منافقان است که محبّت خاندان عصمت را به زبان اظهار کنند و دلهایشان منکر آن است ، و این مطلب از فرموده امام صادق علیه السلام : « که گفتند . . . » ظاهر و آشکار است ، بنابراین مقصود چنین است - و اللَّه العالم - که : این منافقان محبّت ما را به زبان آشکار ساختند تا هرگاه قائم خاندان عصمت بپاخاست به هدفهای دنیوی خویش نایل گردند ، و حال آنکه فعل آنها مخالف قولشان می‌باشد ، و این دلیل نفاق آنها است و عاقبت کارشان جهنّم است ، و این افراد همانهایی هستند که در بعضی از روایات آمده که حضرت قائم عجل اللَّه تعالی فرجه دستور می‌دهد گردنشان را بزنند در حالی که کنارش ایستاده باشند ، و خدا دانا است .

مبحث پنجم

در بیان حکم ضد انتظار یعنی ناامیدی
در این باره می‌گوییم که : ناامیدی بر چند گونه تصور می‌شود :
گونه اوّل : یأس و ناامیدی از اصل ظهور حضرت قائم علیه السلام به طور کلّی ، و بدون شبهه همگی در حرام بودن آن اتفاق نظر دارند ، زیرا که ظهور و قیام حضرت قائم علیه السلام از ضروریّات مذهب امامیّه است ، بلکه احتمال می‌رود که از ضروریّات دین اسلام باشد ، چونکه احادیث در این باره از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در حدّ تواتر از طرق خاصّه و عامّه رسیده ، بلکه علمای عامّه نیز به این امر اعتراف دارند و اختلاف در تعیین شخص او است و اینکه حالا وجود دارد یا نه ، در مقابل آنهایی که قائل هستند که آن حضرت وجود خواهد یافت و متولد خواهد شد . بنابراین اِنکار آن بطور کلّی تکذیب پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم می‌باشد . و شاهد بر آنچه یادآور شدیم اینکه مجلسی رحمه الله ( 235 ) از ابن ابی‌الحدید - که از بزرگان علمای عامّه است - حکایت کرده که گفته : البته که فرقه‌های مسلمانان اتفاق دارند که دنیا و تکلیف پایان نخواهد یافت مگر پس از [آمدن] مهدی .
گونه دوم : ناامیدی از ظهور حضرت قائم علیه السلام در مدّت معیّنی بر حسب پندارها و حدسها به اینکه مثلاً گفته شود : حضرت قائم صلوات اللَّه علیه تا پنجاه سال دیگر ظهور نخواهد کرد ، و لازمه این پندار آن است که در آن مدت منتظر نباشد ، و حال آنکه از بررسی احادیثی که امر می‌کند در هر صبح و شام منتظر باشیم ظاهر می‌شود که این گونه ناامیدی هم حرام باشد ، زیرا که ، ظاهر أمر وجوب است ، و ترک واجب قطعاً حرام است . و امّا احادیثی که بر این مطلب دلالت دارد قسمتی از آنها گذشت ، و از آن جمله است :
- روایت حمّاد بن عثمان که در اقبال از ( 236 ) امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « و أمر صاحب خود را شب و روز انتظار داشته باش که خداوند هر روز در کاری است هیچ کاری از کار دیگر او را مشغول نخواهد داشت » . که در بخش ششم همین کتاب گذشت .
و نیز در بحار در حدیثی از مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « نزدیکترین حالت بندگان نسبت به خدای عز و جل و رضایت‌مندترین هنگام از آنها زمانی است که حجّت الهی را نیابند ، و برای آنها آشکار نشود و جایگاهش را ندانند ، در حالی که در آن وضع می‌دانند که حجّت خداوند باطل نگشته است ، پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر فَرَج باشید . . . » ( 237 ) .
و از جمله : همچنین در بحار از قمی ضمن حدیثی از پدرش از محمد بن الفضیل از پدرش از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت کرده تا آنجا که گوید . . . - به آن حضرت عرضه داشتم : فدایت گردم ، پس کی این کار می‌شود ؟ فرمود : البته برای ما وقتی نسبت به آن تعیین نشده ، ولی هرگاه چیزی را برایتان گفتیم پس همچنان که گفتیم شد بگویید : خدا و رسول او است گفته‌اند ، و هرگاه برخلاف آن واقع شد [نیز] بگویید : خدا و رسولش راست گفتند ، دو برابر پاداش خواهید یافت ، ولی هرگاه احتیاج و فقر شدید شد و مردم یکدیگر را انکار کردند ، در آن هنگام هر صبح و شام در انتظار این امر باشید . عرض کردم : فدایت گردم احتیاج و فقر را دانستیم ، امّا انکار مردم یکدیگر را چیست ؟ فرمود : اینکه کسی به خاطر حاجتی نزد برادرش می‌آید پس به غیر از آنچه پیشتر با او برخورد می‌کرد با او دیدار می‌نماید ، و سخن دیگری جز آنچه قبلاً با او می‌گفت از وی می‌شود » ( 238 ) .
می‌گویم : مقصود از انتظار فَرَج در هر صبح و شام آن است که هر وقتی که ممکن است آن فَرَج موعود در آن واقع شود می‌بایست انتظارش را کشید ، و بدون تردید وقوع این امر در تمام ماهها و سالها امکان دارد ، به مقتضای امر خداوندِ تدبیر کننده دانا ، پس بر همه افراد خاص و عام واجب است منتظر آن باشند .
و از جمله : احادیث مستفیضی است که از تعیین کردن وقت ظهور نهی می‌کند ، که در همان عنوان آنها را خواهیم آورد ، زیرا که مقتضای نفی کردن ظهور در مدت معیّنی از سالها و ماهها خود وقت گذاری به گذشت همان مقدار از زمان است و این به نص اخبار رسیده از امامان علیهم السلام حرام می‌باشد . و شاهد و مؤید این مطلب است گونه‌هایی از اخبار که از امامانِ معصوم علیهم السلام روایت گردیده است .
از جمله : روایاتی است که دلالت می‌کند بر اینکه وقت ظهور آن حضرت علیه السلام از امور بدائیّه است که ممکن است زودتر شود یا به تأخیر افتد ، به مقتضای حکمت خداوند دانا ، چنانکه مولایمان حضرت صادق علیه السلام در روایت حَمّاد بن عثمان - که پیشتر گذشت - به این معنی اشاره فرموده ، و نیز احادیثی که بر آن دلالت داشت پیش از این گذشت .
و از جمله : احادیثی است که در آنها مهیّا کردن اسلحه و مرابطه رائم امر گردیده ، چون امر کردن به این دو کار با وجود ناامیدی از ظهور در مدّت معیّن بیهوده است . و مانند اینها است آنچه از آثار انتظار در اخبار امر گردیده است .
و از جمله آنچه در اصول کافی به سند خود ضمن حدیثی آورده که : یقطین به پسرش علی بن یقطین گفت : چگونه است که آنچه درباره ما [حکومت بنی العباس] گفته شده بود واقع گردید و آنچه درباره [حکومت حق] شما گفته شده انجام نگرفت ؟ علی گفت : البته آنچه درباره ما و شما گفته شده هر دو از یک منبع به شما گفته شد ، و همانطور هم که گفته بودند انجام یافت ، ولی امر ما هنگامش نرسیده ، پس با امیدها دلگرم شدیم ، و اϘѠبه ما می‌گفتند : این امر تا دویست یا سیصد سال دیگر تحقق نخواهد یافت ، البته دلها قساوت می‌گرفت ، و عموم مردم از اسلام برمی‌گشتند ، ولی می‌گفتند : به زودی این امر واقع می‌گردد و خیلی نزدیک است ، تا دلها با هم اُلفت گیرد و گشایش نزدیک گردد » ( 239 ) .
و در بحار ( 240 ) به نقل از دو کتاب غیبت نعمانی و غیبت طوسی مثل این حدیث را روایت آورده است .
و در کتاب علل الشرایع به سند خود به طور مرفوع از علی بن یقطین روایت کرده که گفت : به حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم : چرا آنچه از ملاحم ( پیش‌گوییها ) درباره شما روایت شده آن طور که روایت آمده واقع نمی‌گردد ، و آنچه در مورد دشمنانتان روایت گردیده درست می‌آید ؟ فرمود : « آنچه درباره دشمنانمان صادر گشت از حق بود پس همانطور که گفته شده بود پیش آمد ، ولی شما با آرزوها دلگرم شدید و تعلُّل کردید ، پس برای شما این چنین بیان شد » .
و از جمله : در غیبت نعمانی روایت مسندی از ابوالمرهف آمده که امام صادق علیه السلام فرمود : « محاضیر هلاک شدند » راوی گوید : عرضه داشتم : محاضیر چیست ؟ فرمود : « عجله کنندگان ، و نزدیک شمارندگان نجات یافتند . . . » ( 241 ) .
و نیز در همان کتاب به طور مسند از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت آمده که فرمود : « هَلَکَ اَصْحابُ المحاضیر وَ نَجی المقرِّبون » ؛ شتابزدگان هلاک شدند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند . . . » ( 242 ) .
چون ظاهر آن است که ( مقربون ) به کسر راء باشد یعنی مؤمنانی که منتظرند ، و ظهور آن حضرت علیه السلام را نزدیک می‌دانند و همواره انتظارش را می‌کشند . و مؤید این مطلب است آنچه در دعای عهد آمده که از امام صادق علیه السلام روایت شده : « انان [مخالفان] آن را بعید می‌پندارند و ما فَرَج و ظهور را نزدیک می‌دانیم . . . » ( 243 ) .
و از جمله اینکه : یکی از حکمتهای مخفی داشتن وقت ظهور آن حضرت این است که مؤمنین در تمامی اوقات و همه سالها در انتظار آن به سر برند ، چنانکه در حدیث ابن یقطین به این معنی اشاره شده است ، در آن دقّت کن .
و از جمله : روایاتی است که دلالت دارد بر اینکه ظهور آن حضرت صلوات اللَّه علیه همان ساعت است که دانستن وقت آن به خداوند - جل جلاله - اختصاص دارد ، چنانکه گذشت .
و از جمله : روایاتی است که دلالت دارد بر اینکه ظهور آن حضرت علیه السلام به طور ناگهانی انجام می‌شود ، مانند فرموده آن حضرت در توقیعی که در احتجاج روایت آمده است : « به درستی که امر ما ناگهانی پیش می‌آید هنگامی که توبه ، کسی را سود ندهد . . . » ( 244 ) .
و روایتی که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده که فرمود : « مهدی از ما است خداوند امرش را یک شبه اصلاح خواهد فرمود » . و روایت دیگری که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده که فرمود : « او همچون شهاب فروزانی خواهد آمد » . و روایت نبوی دیگری که در حدیثی از حضرت امام رضا علیه السلام در کتاب کمال الدین آمده که به پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم عرض شد : یا رسول اللَّه قائم از فرزندان شما کی خروج خواهد کرد ؟ فرمود : مَثَلِ او همچون ساعت [قیامت] است که آن را در وقت خود کسی جز او [خدای عز و جل ]ظاهر و روشن نکند ، [شأن آن] در آسمانها و زمین سنگین است شما را نباید جز ناگهانی ( 245 ) .
و در اصول کافی از حضرت امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمود : « هرگاه پیشوای شما [دانش شما] از میان شما برداشته شد پس از زیر پای خود منتظر فَرَج باشید » ( 246 ) .
می‌گویم : ظاهراً فرموده آن حضرت علیه السلام : « از زیر پای خود منتظر فَرَج باشید » کنایه از ظهور امام عصر عجل اللَّه فرجه به طور ناگهانی است ، بنابراین واجب است در زمان غیبتش در هر حالی که احتمال می‌رود با پیروزی ظهور کند انتظارش را کشید .
اگر بگویید : اینکه ظهور آن حضرت علیه السلام ناگهانی باشد ، با آنچه در احادیث مستفیض بلکه متواتر معنوی آمده مبنی بر اینکه : علامتهای حتمی خواهد داشت که برای همه مردم معلوم خواهد شد - مانند سفیانی و صیحه آسمانی و کشته شدن نفس زکیّه - منافات دارد ؟ می‌گویم : اولاً انتظار لوازم ظهور در حقیقت انتظار خود آن است ، پس چون به راستی دانستی که ظهور آن حضرت بعد از آشکار شدن نشانه‌هایش خواهد بود ، جز این نیست که منتظر پدیدار شدن آن نشانه‌ها خواهی بود ، چون آن علامتها نشانه ظهور حضرت قائم علیه السلام می‌باشند . خلاصه اینکه انتظاری که در اخبار به آن امر گردیده : انتظار ظهور مولایمان است با هر چه از علامتها و آثار دارد ، و این بر اهل بصیرت روشن است ، و برای توضیح بیشتر مثالی می‌آوریم : اگر زمامدار قدرتمندی به تو وعده بدهد که در یکی از روزهای هفته به منزلت خواهد آمد ، آیا از همان آغاز هفته با فراهم کردن وسایل پذیرایی و زینت منزل و فرش و اثاثیه مناسب منتظر آمدنش نخواهی بود ؟ به طوری که هرگاه در یکی از آن روزها بر منزل تو وارد گشت موجبات احترام را فراهم آورده باشی و در شمار خطاکاران قرار نگیری ؟ با اینکه قطعاً می‌دانی که آمدن او نشانه‌های خبر دهنده و علامتهای آشکار کننده‌ای دارد ، ولی چون آشکار شدن آن نشانه‌ها از آمدنش جدا نیست ، منتظر او خواهی شد با همه لوازمی که پیش از آن حاصل خواهد گشت .
ثانیاً : ظاهر اخبار متعددی که از امامان علیهم السلام روایت آمده آن است که : تمام آن آثار در یک سال واقع می‌شوند ، پس واجب است مؤمنِ منتظِر؛ در طول سال آماده ظهور مولایش باشد ، چون احتمال دارد این امر در آن سال وقوع یابد ، بلکه از چند روایت ظاهر می‌شود که آن علامتها نزدیک به هم واقع می‌شوند .
در مورد سفیانی : در بحار از حضرت سیّد العابدین علی بن الحسین علیه السلام آمده که در بیان علائم ظهور حضرت قائم علیه السلام فرمود : « پیش از خروج او علیه السلام خروج مردی به نام عوف سلمی در سرزمین جزیره خواهد بود که پناهگاهش تکریت و کشته شدنش در مسجد دمشق واقع می‌گردد ، سپس خروج شعیب بن صالح از سمرقند پیش می‌آید . آنگاه سفیانی ملعون از وادی یابس خروج می‌کند ، و او از فرزندان عتبة بن ابی‌سفیان است ، و چون سفیانی آشکار شود مهدی علیه السلام مخفی می‌گردد سپس بعد از آن خروج خواهد فرمود » ( 247 ) .
می‌گویم : از این حدیث استفاده می‌شود که ظهور حضرت قائم علیه السلام مقارن خروج سفیانی یا نزدیک به آن خواهد شد ، و این منافات ندارد با آنچه در روایات متعددی وارد شده که مدت حکومت سفیانی هشت ماه خواهد بود ، و آنچه وارد شده که خروج سفیانی پیش از قیام قائم علیه السلام خواهد بود ، زیرا که منظور از قیام قائم علیه السلام در این روایت خروج آن حضرت به طور علنی و آشکارا در بیت اللَّه الحرام ، و ظهور شریفش برای خاص و عام می‌باشد ، که روایاتی دلالت دارد بر اینکه آن حضرت علیه السلام ظهورهای متعددی پیش از این ظهور تام خواهد داشت که تاریکی غیبت برطرف خواهد گشت و برای عموم مردم آشکار خواهد شد ، چنانکه پیشتر نیز به این مطلب اشارت رفت . و امّا در مورد کشته شدن نفس زکیّه : در کتاب کمال الدین از امام صادق علیه السلام روایت آمده که فرمود : « بین [خروج] قائم آل محمد علیه السلام و کشته شدن نفس زکیّه جز پانزده شب نخواهد بود » ( 248 ) .
و امّا صیحه آسمانی : از علامتهای مقارن ظهور می‌باشد ، چنانکه از ملاحظه روایات ظاهر می‌گردد ، و آنچه یادآور شدیم برای صاحبان اندیشه بسنده است .
گونه سوم : ناامید بودن از نزدیکی زمان فَرَج و ظهور آن حضرت صلوات اللَّه و سلامه علیه ، می‌باشد یعنی اینکه احتمال نزدیک بودن آن را نفی نماید ، چنانکه حال بعضی از اهل زمان ما است ، آنان که عقاید و باورهای خود را بر حدس و گمان و تخمین بنا می‌کنند ، و ظاهر از دلایل ، حرام بودن این گونه ناامیدی نیز می‌باشد ، به همان دلیلهایی که در گونه دوم آوردیم ، زیرا که از اخبار روایت شده از امامان علیهم السلام چنین استفاده می‌شود که بدین جهت وقت ظهور بر مؤمنین مخفی مانده تا در تمامی زمانها و سالها منتظرش باشند ، هر چند که حکمتهای دیگری نیز برای آن هست ، و خداوند حقایق امور را می‌داند .
ششم : اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار
و این از نشانه‌های دوستان و موالیان آن جناب است ، و در خوبی و استحباب آن هیچ تردیدی نیست ، چون در دعاهای روایت شده برای آن حضرت این معنی آمده است ، و چه خوب سروده‌اند :
قَلبی الیکَ منَ الأشواقِ مُحْتَرقُ
وَ دَمْعُ عَینی مِنَ الآمَاقِ مُنْدفِقُ
الشوقُ یُحْرِقُنی وَ الدمعُ یُغرقُنی
فَهَلْ رأیت غَریقاً وَ هو محتَرقُ
* * *
ز آتش دل سوزم و در سیل اشکم غوطه‌ور
کس غریقی همچو من دیده در آتش شعله‌ور ؟
شوق روی انورت آرد شگفتیها ببار
از ظهور طلعتت گردد زمستانها بهار
و بر این مطلب دلالت دارد آنکه مولایمان امیرالمؤمنین علیه السلام اظهار اشتیاق به دیدارش را داشت ، چنانکه در حدیث روایت شده از آن حضرت علیه السلام در وصف حضرت مهدی عجل اللَّه تعالی فرجه در حرف عین گذشت که پس از آنکه قسمتی از صفات و نشانه‌های او را بیان فرمود و به بیعت کردن با او و اجابت نمودن دعوتش امر کرد ، فرمود : « هاه » و به سینه‌اش اشاره نمود و شوق به دیدارش را اظهار داشت . تمام این خبر در بحث علم آن حضرت علیه السلام [جلد اول کتاب] گذشت . و نیز بر این معنی دلالت دارد آنچه در بحار به نقل از کتاب مزار کبیر به سند خود از احمد بن ابراهیم روایت آورده که گفت : « به جناب ابوجعفر محمد بن عثمان اشتیاقم را به دیدار مولایمان علیه السلام بیان کردم ، به من فرمود : با وجود اشتیاق مایل هستی او را ببینی ؟ گفتم : آری ، فرمود : خداوند پاداش شوق تو را عنایت فرماید ، و دیدن رویش را به آسانی و عافیت به تو روزی کند ، ای ابوعبداللَّه التماس مکن که او را ببینی ، زیرا که در ایام غیبت به او اشتیاق داری ، و درخواست مکن که با او همنشین گردی که این از عزائم إلهی است و تسلیم بودن به آن بهتر است ، ولی با زیارت به سوی او توجه کن . . . » ( 249 ) .
می‌گویم : نیک بودن اشتیاق به آن حضرت علیه السلام أمر واضح و روشنی است ، که هیچ پوشیدگی در آن نیست ، زیرا که این از لوازم محبّت است که از دوستان جدا نمی‌گردد ، و عبارت : « خداوند پاداش شوق تو را عنایت فرماید » اشاره به ثواب ارزنده‌ای است که بر آن مترتب می‌شود ، چنانکه فرمایش امام صادق علیه السلام در حدیث آینده بر آن دلالت دارد با احترام و تجلیلی که در آن هست . و اینکه فرمود : « ای ابوعبداللَّه التماس مکن که او را ببینی . . . » منظور دیدن آن حضرت به گونه امامان گذشته علیهم السلام است ، یعنی هر وقت که خواسته باشی این امر برایت فراهم باشد ، و امّا اینکه درخواست دیدن آن حضرت به طور مطلق چیزی نیست که منع شده باشد بلکه از وظایف متدیّنین است ، و رسیدنشان به این سعادت بسیار اتفاق افتاده است . و شاهد بر آنچه گفتیم اینکه گفته : « زیرا که در ایام غیبت به او اشتیاق داری و درخواست مکن که با او همنشین گردی که این از عزائم إلهی است . . . » چون اگر دیدن آن جناب و همنشین شدن با حضرتش هر چند در بعضی از اوقات ، از عزائم إلهی و خواسته حتمی خداوند در مورد صاحب الزمان علیه السلام بود ، برای هیچ کس از مؤمنین این امر اتفاق نمی‌افتاد ، و این بر خلاف چیزی است که مشاهده می‌شود ، زیرا که روایات و حکایات در مورد مؤمنان رستگار به دیدار آن بزرگوار علیه السلام سبب باور اهل یقین می‌باشد . و بالاخره پوشیده نماند که جمله : « به او اشتیاق داری . . . » جمله خبریّه است که در مقام انشاء واقع شده که در حقیقت امر به شوق دیدار آن حضرت صلوات اللَّه و سلامه علیه می‌باشد . و بر فضیلت اشتیاق اهلِ اِخلاص به آن حضرت دلالت می‌کند آنچه در بحار از اختصاص به سند خود از محمد بن مسلم روایت آمده که گفت : به سوی مدینه رهسپار شدم در حالی که دردمند و بیمار بودم ، به امام باقر علیه السلام عرض شد که محمد بن مسلم بیمار است ، پس آن حضرت توسط غلامی ، نوشیدنیی که با دستمالی پوشانیده شده بود برایم فرستاد ، غلام ظرف نوشیدنی را به دستم داد و به من گفت : آن را بیاشام که آن حضرت علیه السلام به من امر فرمود که بر جای بمانم تا آن را بنوشی . پس آن را گرفتم ناگاه بوی مشک از آن برخاست ، نوشابه‌ای خوش طعم و سرد بود ، و چون آن را آشامیدم غلام به من گفت : مولایم به تو می‌فرماید : هرگاه آشامیدی نزد من بیا . در اندیشه شدم که به من چه گفت و حال آنکه پیش از آن نمی‌توانستم بر پای بایستم! که وقتی نوشیدنی در درونم جای گرفت گویی که از بند رهایی یافته باشم نشاط گرفتم ، پس به درب منزل آن جناب رفتم و اجازه ورود خواستم ، بر من بانگ زد که : بدنت سالم گشت ، داخل شو ، آنگاه در حالی که گریه می‌کردم داخل شدم ، و بر آن حضرت سلام کردم و بر دست و سرش بوسه زدم ، آن حضرت علیه السلام به من فرمود : ای محمد چرا گریه می‌کنی ؟ عرض کردم : فدایت شوم بر غربتم و دوری راه و کمی توان بر ماندن نزد شما و دیدن رویتان . فرمود : امّا کمیِ توان که خداوند اولیای ما و دوستانمان را اینچنین قرار داده و بلا را بر آنان نزدیک ساخته ، و امّا آنچه از غربت یادآور شدی پس تأسّی جسته‌ای به حضرت ابی‌عبداللَّه علیه السلام که در سرزمینی دور از ما کنار نهر فرات است ، و امّا دوری راه که یاد کردی البته مؤمن در این دنیا غریب و در میان این مردم نگونسار است تا از این خانه دنیا به رحمت خداوند بیرون رود ، و امّا آنچه متذکر شدی از دوست داشتن نزدیک بودن به ما و ملاقات با ما را و اینکه نمی‌توان این کار را انجام دهی پس خداوند می‌داند که در دلت چیست و پاداش تو بر او است » ( 250 ) .
می‌گویم : در مزار این حدیث را از کامل الزیارة روایت کرده با اضافاتی که مربوط به فضیلت تربت مبارک امام حسین علیه السلام است ( 251 ) .

خواندن 101 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات