14 و 15 و 16 : گریستن و گریانیدن و خود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت علیه السلام‌

گریستن و گریانیدن و خود را شبیه به گریه کنندگان نمودن در فراق آن حضرت و به جهت مصیبتها و محنتها و اندوههایی که بر او رسیده است

[از وظایف مؤمنان است] ، و بر این دلالت دارد به طور عموم و خصوص روایات متعددی که در این باب آمده ، از جمله :
1 - در مجلّد دهم بحار و غیر آن از حضرت رضا علیه السلام آمده که فرمود : « هر آن کس که مصیبت ما را متذکر شود پس به خاطر آنچه بر ما وارد شده است بگرید و بگریاند ، روز قیامت با ما ، در درجه‌مان خواهد بود ، و هر آنکه مصیبتمان برایش یادآوری شود پس بگرید و بگریاند روزی که چشمها اشکبار خواهند بود دیدگانش گریان نشود » ( 279 ) .
2 - و در همان کتاب از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « هر کس ما را یاد کند یا نزد او یاد شویم پس از چشمش همچون بال پشه‌ای اشک بیرون آید خداوند گناهانش را می‌آمرزد هر چند که همچون کف دریا باشد » ( 280 ) .
3 - و در حدیث مسمع پیشتر گذشت که آن حضرت علیه السلام فرمود : « هیچ چشمی بر ما نگرید مگر اینکه به دیدن کوثر متنعم گردد ، و هر کس ما را دوست می‌دارد از آن خواهد نوشید . . . » ( 281 ) . و نیز در حدیث مسمع آمده که امام صادق علیه السلام فرمود : « پس هر کس از روی مهر نسبت به ما و به خاطر آنچه [از مصایب] بر ما رسیده بگرید ، جز این نیست که خداوند بر او رحمت آرد پیش از آنکه اشک از چشمش بیرون بیاید ، و چون اشکهایش بر گونه‌اش جاری شود اگر قطره‌ای از اشکهایش در جهنم بیفتد آتش آن را خاموش خواهد ساخت به طوری که حرارتی برای آن نماند » ( 282 ) .
4 - و در بحار از حضرت امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « هر کس دیده‌اش در راه ما گریان شود به خاطر خونی که از ما به ناحق ریخته شده ، یا حقّی که از ما سلب گردیده ، یا حرمتی که از ما هتک شده ، یا به خاطر یکی از شیعیانمان؛ خداوند تعالی به خاطر آن اشک ، سالها جایگاهش را در بهشت قرار خواهد داد » ( 283 ) .
5 - و در بحار به نقل از امالی شیخ طوسی و فرزندش حدیث مسندی از مولایمان حضرت امام حسین بن علی علیهما السلام آورده که فرمود : « هیچ بنده‌ای نیست که چشمانش قطره‌ای اشک بر ما بریزد ، یا اینکه دیدگانش به خاطر ما اشک‌آلود گردد ، مگر اینکه خدای تعالی به سبب آن ، سالها او را در بهشت جای دهد » ( 284 ) .
احمد بن یحیی اودی گوید : حضرت حسین بن علی علیه السلام را در خواب دیدم ، پس عرضه داشتم : حدیث گفت مخول بن ابراهیم برایم از ربیع بن المنذر از پدرش از شما که فرموده‌اید : « هیچ بنده‌ای نیست که چشمانش قطره‌ای اشک بر ما بریزد ، یا اینکه دیدگانش به خاطر ما اشک‌آلود گردد ، مگر اینکه خدای تعالی به سبب آن او را سالها در بهشت جای دهد ؟ » فرمود : آری ، عرض کردم : پس من این حدیث را بدون واسطه از شما شنیدم .
6 - در کامل الزیارات و بحار از حضرت علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام روایت شده که فرمود : « هر آن مؤمنی که چشمهایش به خاطر کشته شدن حسین بن علی علیهما السلام قطره اشکی بریزند تا اینکه بر گونه‌اش جاری شود ، خداوند به سبب آن در بهشت منزلهایی به او خواهد داد که قرنها در آنها سکونت نماید ، و هر آن مؤمنی که به خاطر اذیتی که از دشمنانمان در دنیا به ما رسیده دیدگانش اشک‌آلود گردند تا اینکه بر گونه‌اش جاری شود خداوند به سبب آن در بهشت جایگاه شایسته‌ای برایش قرار خواهد داد ، و هر آن مؤمن که در راه ما اذیتی به او رسد و از تلخی اذیّتی که در راه ما به او رسیده چشمانش گریان شود تا آنکه بر گونه‌اش جاری گردد ، خداوند آزردگی را از چهره‌اش دور خواهد ساخت ، و روز قیامت او را از خشم خویش و آتش دوزخ در امان خواهد داشت » ( 285 ) .
7 - در بحار از امام صادق علیه السلام آمده که به فضیل بن یسار فرمود : « ای فضیل هر کس ما را یاد کند یا نزد او یاد شویم پس به مقدار بال مگسی از چشمش اشک بیرون آید ، خداوند گناهانش را می‌آمرزد ، اگر چه بیش از کف دریا باشد » ( 286 ) .
8 - در حدیث دیگری از آن حضرت علیه السلام روایت است که فرمود : « هر کس که ما نزد او یاد شویم پس دیدگانش گریان شوند خداوند صورتش را بر آتش حرام خواهد ساخت » ( 287 ) .
9 - سید بن طاووس قدس سره در کتاب اللهوف گوید : از آل رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده که فرمودند : « هر کس در [مصایب] ما گریه کند و صد نفر را گریان سازد بهشت برای او است ، و هر کس گریه کند و پنجاه تن را بگریاند بهشت برای او خواهد بود ، و هر کس گریه کند و سی تن را بگریاند بهشت برای او خواهد بود ، و هر کس گریه کند و بیست تن را بگریاند بهشت برای او است ، و هر کس گریه کند و ده نفر را به گریه درآورد بهشت برای او خواهد بود ، و هر کس بگرید و یک تن را بگریاند بهشت برای او است ، و هر کس خود را شبیه به گریه کنندگان سازد بهشت برای او خواهد بود » .
10 - روضه کافی به سند خود از عبدالحمید وابشی از حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام روایت آورده که گوید : « به آن حضرت علیه السلام عرض کردم : همسایه‌ای داریم که تمامی حرامها را مرتکب می‌شود تا آنجا که نماز را هم ترک می‌کند تا چه رسد به غیر آن! فرمود : سبحان اللَّه! و از این بالاتر را خبر ندهم کسی که از این شخص بدتر است ؟ عرضه داشتم : چرا ، فرمود : ناصبی ( دشمن ما ) از او بدتر است ، همانا هیچ بنده‌ای نیست که اهل البیت نزد او یاد شوند پس به خاطر ما رقت کند مگر اینکه فرشتگان پشت او را مسح نمایند و تمامی گناهانش آمرزیده شود مگر اینکه گناهی مرتکب شود که او را از ایمان بیرون برد ، و شفاعت پذیرفته می‌شود ، ولی درباره ناصبی پذیرفته نیست ، و همانا مؤمن برای همسایه‌اش شفاعت می‌کند در حالی که حسنه‌ای ندارد ، پس می‌گوید : پرورگارا این همسایه‌ام اذیّت را از من دور می‌نمود ، آنگاه درباره او شفاعت می‌کند ، پس خدای تبارک و تعالی فرماید : من پروردگار تو هستم و من شایسته‌ترین کسی هستم که از سوی تو پاداش دهد ، سپس خداوند او را به بهشت داخل می‌نماید و حال آنکه هیچ حسنه‌ای برایش نیست ، و به درستی که کمترین شفاعت کننده از مؤمنین برای سی نفر شفاعت خواهد کرد ، در آن هنگام است که اهل آتش می‌گویند : ( 288 ) « فما لنا من شافِعینَ وَ لا صَدیق حَمیم » ( 289 ) ؛ پس ما را نه شفاعت کنندگانی هست و نه دوست صمیمی » .
11 - و در کامل الزیارات و غیر آن در حدیث معاویة بن وهب روایت آمده که حضرت امام صادق علیه السلام در سجده خود دعا کرد تا آنجا که گفت : « و رحمت آور بر آن دیده‌هایی که به خاطر ما اشکها فرو ریختند ، و رحمت آور بر آن دلهایی که به خاطر ما بی‌تاب و سوزان شدند ، و رحمت آور بر آن فریاد و مویه کشیدنی که به خاطر ما است » ( 290 ) .
گریستن در فراق امام عصر عجل اللَّه فرجه الشریف‌
و امّا آنچه بر فضیلت گریستن در فراق آن حضرت علیه السلام و به خاطر محنتهایی که بر آن جناب وارد می‌گردد ، به طور خاص دلالت می‌کند روایاتی است ، از جمله : در کافی و غیبت نعمانی ( 291 ) و کمال الدین از مفضل از امام صادق علیه السلام آمده است . عبارت حدیث در کافی چنین است : مفضّل بن عمر گفت : « شنیدم حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام می‌فرمود : مبادا دم برآورید ، همانا به خدا سوگند امامتان سالیانی از روزگار غایب خواهد ماند ، و شما در امتحان سخت واقع می‌شوید تا آنجا که درباره او سخنان مختلف گفته می‌شود : مرده؛ کشته شده؛ هلاک گردیده ، به کدام درّه رفته ؟ و هر آینه دیدگان مؤمنین بر او گریان خواهد بود ، و در امواج حوادث واژگون خواهید شد همچنان که کشتیها در امواج دریا واژگون می‌شوند ، پس نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند پیمان از او گرفته و ایمان در دلش ثبت گردیده ، و به روحی از سوی خویش تأییدش فرموده باشد ، دوازده پرچم اشتباه‌انگیز افراشته خواهد شد که دانسته نمی‌شود کدام به کدام است . راوی گوید : پس گریه کردم و گفتم : پس چه باید کرد ؟ آن حضرت به خورشید که به ایوان تابیده بود نگاهی افکند و فرمود : ای اباعبداللَّه این آفتاب را می‌بینی ؟ گفتم : آری ، فرمود : به خدا سوگند امر ما از آفتاب روشن‌تر است » ( 292 ) .
و در کتاب غیبت نعمانی از مفضّل روایت آمده که گفت : شنیدم شیخ - یعنی حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام - می‌فرمود : « مبادا تغییر یابید [دم برآورید] همانا به خدا سوگند امام شما مدّتی از روزگارتان غایب خواهد گشت ، و یادش خاموش خواهد ماند تا اینکه گفته می‌شود : مرده ، هلاک شده ، به کدام درّه رفته ، و البته دیدگان مؤمنین بر او گریان خواهد شد . . . » ( 293 ) .
و در کمال الدین به سند خود از مفضّل از حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام آورده که گوید : شنیدم آن حضرت علیه السلام می‌فرمود : « مبادا دم بزنید همانا به خدا سوگند امام شما سالیانی از دورانتان غایب خواهد ماند و آزمایش خواهید شد تا جایی که گفته می‌شود : مرده ، یا هلاک گردیده ، به کدام وادی رهسپار شده ، و به درستی که دیدگان مؤمنین بر او اشکبار خواهد گشت ، و [در امواج فتنه‌ها] واژگون خواهید شد همانطور که کشتیها در امواج دریا واژگون می‌گردند ، و نجات نمی‌یابد مگر کسی که خداوند پیمان از او گرفته و ایمان در دلش نوشته و با روحی از جانب خویش تأییدش فرموده باشد . . . » ( 294 ) .
و شیخ طوسی در کتاب غیبت به سند خود از مفضّل آورده که گفت : شنیدم حضرت ابی‌عبداللَّه امام صادق علیه السلام می‌فرمود : « مبادا دم برآورید ، همانا به خدا سوگند امام شما سالهایی از دورانتان را غایب خواهد ماند ، و یاد او خاموش می‌گردد تا آنجا که گفته می‌شود : مرده ، کشته شده ، ( هلاک گشته ) به کدام وادی رفته ، البته دیدگان مؤمنین بر او گریان خواهد گشت ، و واژگون خواهید شد همچنان که کشتیها بر اثر امواج دریا واژگون می‌گردند ، پس نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند پیمان از او گرفته و ایمان در دلش ثبت نموده ، و به روحی از سوی خود تأییدش فرموده است . . . » ( 295 ) .
می‌گویم : بنگرید و تأمل کنید که چگونه امام علیه السلام گریستن بر فراق مولایمان را نشانه ایمان قرار داده ، و بر چیزی که وجدان آن را انکار نمی‌دارد بلکه درست گواه بر آن است دلالت فرموده است ، زیرا که گریه کردن بر آن حضرت دلیل معرفت و نشانه محبّت قلبی می‌باشد که بخشی از ایمان بلکه نزد اهل یقین حقیقت آن است . معرفت و محبت صاحب ایمان را بر گریستن در فراق مولایمان صاحب الزمان علیه السلام و محنتها و اندوههایی که بر آن جناب وارد می‌شود ، برمی‌انگیزند ، و چه خوش گفته‌اند به زبان عربی :
قلبی الیکَ مِنَ الأشواق مُحترقُ
وَ دَمعُ عینی من الآماق مندفقُ
الشوق یُحرقنی وَ الدمْعُ یُغرقنی
فهل رایتَ غریقاً وَ هو مُحترق ؟
ترجمه [به نظم آوردم] :
دل ز شوق دیدنت سوزد چو عود
از فراقت دیده گرید همچو رود
غرقه در سیلاب اشک و دل کباب
کس غریقی شعله‌ور کی دیده بود ؟ !
آتش عشق تو چون در سر فتاد
تاب از دل؛ خواب از چشمم ربود
و در فارسی گفته‌اند : گواه عاشق صادق در آستین باشد .
و از همین روی می‌بینید محبّ صادق و دوست واقعی هر قدر معرفت و محبتش نسبت به محبوب فزونتر باشد ، گریه‌اش نیز بیشتر و فزونتر و پیوسته‌تر است .
و رئیس محدثین شیخ صدوق رحمه الله در کتاب کمال الدین ( 296 ) به سند خود از سدیر صیرفی روایت کرده که گفت : من و مفضل بن عمر و ابوبصیر و أبان بن تغلب بر مولایمان حضرت ابی‌عبداللَّه صادق علیه السلام وارد شدیم که دیدیم آن حضرت بر روی خاک نشسته و جُبّه خیبری طوق‌دار بی یقه‌ای که آستینهایش کوتاه بود پوشیده ( مصیبت دیدگان در آن زمان چنین جامه‌ای می‌پوشیدند ) ، و همچون کسی که فرزند از دست داده و جگرش سوخته باشد می‌گرید ، حزن و اندوه چهره‌اش را فراگرفته و رنگش را تغییر داده ، و اشک چشمش را پر کرده بود ، می‌فرمود : ای سرور من؛ دوری تو خواب از چشمم برده ، و زمین را بر من تنگ نموده ، و راحتی از دلم ربوده است . سرورم؛ غیبت تو مصیبتم را به اندوههای ابدی پیوسته ، و یکی بعد از دیگری را از ما می‌رباید ، که جمعیت و افراد را به سوی فنا می‌کشاند ، و از جهت مصیبتهای گذشته و بلیّات پیشین اشکی از چشمم جاری نشود و ناله‌ای از سینه‌ام سرنکشد مگر اینکه در برابر چشمم محنتهایی مجسم می‌گردد که از آنها بزرگتر و هولناک‌تر و سخت‌تر است ، و حوادثی که با خشم تو در هم آمیخته و وارداتش با سخط تو عجین گشته است . سدیر گوید : از آن مصیبت سخت و پدیده بسیار بزرگ عقلهایمان پرید و دلهایمان چاک چاک گردید ، و چنین پنداشتیم که آن حالت؛ نشانه واقعه کوبنده و یا مصیبتی از مصایب زمان است که بر آن جناب روی آورده است . عرض کردیم : خداوند دیدگانت را نگریاند ای زاده بهترین مردم ، از کدامین پیش آمد اشکت روان و گریه‌ات همچون باران است ؟ و چه حالتی سبب شده که چنین در ماتم و سوک بنشینید ؟ امام صادق علیه السلام آهی برکشید که بر اثر آن درونش برآمد و پریشانیش بیشتر شد و فرمود : وای بر شما؛ صبح امروز من در کتاب جفر نگریستم ، و آن کتابی است مشتمل بر علم مرگها و بلاها و مصیبتها ، و علم آنچه بوده و خواهد بود تا روز قیامت ، که خداوند آن را به محمد و امامان پس از او علیهم السلام اختصاص داده است . در این کتاب ولادت و غیبت و به درازا کشیدن و طول عمر غایب ( قائم ) مان و گرفتاری مؤمنین در آن زمان و شک و تردیدهایی که بر اثر طولانی شدن غیبت او برایشان پدید می‌آید ، و بیشترشان از دین برمی‌گردند ، و رشته اسلام را که خداوند جل ذکره می‌فرماید « وَ کُلَّ اِنْسانٍ الْزَمْنَاهُ طائِرهُ فی عُنُقِهِ » ( 297 ) ؛ و رشته عمل هر انسان را دور گردنش قرار دادیم . یعنی : ولایت را از گردن بیرون می‌افکنند ، تأمل نمودم ، لذا رقّت کردم و اندوهها بر من مستولی گشت . عرض کردیم : ای زاده رسول خدا با سهیم کردن ما در شناختن قسمتی از آنچه درباره آن می‌دانید مشرف و گرامی‌مان بدارید . فرمود : خداوند تبارک و تعالی سه جریانی که در مورد سه تن از رسولان روی داده است در مورد قائم ما پیش خواهد آورد : ولادت او را بسان ولادت موسی و غیبتش را همچون غیبت عیسی و به درازا کشیدنش را همانند به درازا کشیدن جریان نوح تقدیر فرموده ، و پس از آن عمر بنده صالح - یعنی خضر علیه السلام - را نشانه و دلیلی بر طول عمر او قرار داده است . عرضه داشتیم : ای زاده رسول خدا از حقایق این معانی برای ما پرده بردارید . فرمود : امّا ولادت موسی علیه السلام چنین بود که چون فرعون مطلع گشت که بر افتادن حکومتش بر دست اوست ، دستور داد کاهنان نزدش حاضر شوند ، و آنان فرعون را به نژاد او راهنمایی کردند ، او از بنی اسرائیل است . و پیوسته فرعون زیردستان خود را دستور می‌داد شکم زنان باردار از بنی اسرائیل را پاره کنند تا آنجا که در تعقیب او بیست و چند هزار نوزاد را به قتل رسانید ، ولی نتوانست به کشتن موسی دست یابد ، چون خدای تبارک و تعالی او را حفظ کرد . همین طور بنی امیه و بنی العباس چون مطلع شدند که از بین رفتن حکومت آنها و نابودی أمرا و ستمکاران بر دست قائم از ما خواهد بود با ما به دشمنی پرداختند ، و شمشیرهای خود را در جهت کشتن آل رسول صلی الله علیه وآله وسلم و برافکندن نسل او به کار گرفتند ، به طمع اینکه به کشتن قائم علیه السلام دست یابند ، ولی خدای عز و جل إبا دارد که امر خویش را در دسترسی یکی از ستمگران بگذارد تا اینکه نور خود را به کمال رساند هر چند که مشرکین را ناخوش آید . و امّا غیبت عیسی علیه السلام : البته یهود و نصاری متفق شدند که او کشته شده است ، و خداوند جل ذکره با فرموده خویش که : « وَ مَا قَتَلُوهُ وَ مَا صَلَبُوهُ وَ لکن شُبِّهَ لَهُمْ » ( 298 ) ؛ و او را نکشتند و به دار نزدند ولی مطلب بر آنان مُشتبه شد . آنها را تکذیب فرمود . غیبت قائم نیز همین طور است که امّت به خاطر طولانی شدنش آن را انکار خواهد کرد ، پس بعضی از روی ناآگاهی خواهند گفت : هنوز متولد نشده ، و گروهی خواهند گفت : او متولد شده و از دنیا رفته ، و گوینده‌ای که کافر شود به اینکه مدعی گردد : امام یازدهم عقیم بوده ، و دیگری از دین بیرون رفته که سیزده تن و بیشتر را امام خواهد شمرد ، و قائل دیگری خدای عز و جل را معصیت کند که بگوید : روح قائم علیه السلام در کالبد دیگری سخن می‌گوید! . و امّا دیر کرد نوح علیه السلام این است که : چون فرود آمدن عذاب از سوی آسمان را برای قومش درخواست کرد خداوند تبارک و تعالی جبرئیل روح الأمین را با هفت هسته خرما فرو فرستاد ، پس جبرئیل گفت : ای پیغمبر خدا ، خداوند تبارک و تعالی به تو می‌فرماید : اینان مخلوق و بندگان من هستند ، و من ایشان را با صاعقه‌ای از صاعقه‌هایم نابود نمی‌سازم مگر بعد از آنکه دعوت آنان تأکید شود و به حجّت ملزم گردند ، بنابراین باز هم تلاشت را در دعوت کردن قوم خود تکرار کن ، که من بر این کار تو را پاداش خواهم داد ، پس این هسته‌ها را در زمین غرس بنمای که در روییدن و رشد و به حاصل رسیدن آنها هنگامی که ثمر دهند برای تو گشایش و خلاص خواهد بود ، و به این مطلب پیروان مؤمنت را مژده بده . هنگامی که بعد از مدّتی طولانی درختها رویید و تنومند شد و ساقهای آنها قوّت یافت و شاخه‌های فراوان از آنها برآمد و خرماها زرد و سرخ شد ، نوح علیه السلام از خداوند سبحانه و تعالی درخواست کرد که وعده‌اش را عملی سازد ، پس خداوند تبارک و تعالی به او امر فرمود که از هسته‌های آن درختها برگیرد و غرس نماید و صبر و تلاش را از سر گیرد و دلیل و حجّت را بر آنان مؤکَّد سازد ، نوح علیه السلام این فرمان را به گروههایی که به وی ایمان آورده بودند خبر داد ، پس سیصد تن از آنان از دین برگشتند و مرتد شدند و گفتند : اگر آنچه نوح ادعا می‌کند راست بود در وعده پروردگارش تخلُّفی پیش نمی‌آمد . سپس خداوند تبارک و تعالی هر بار دستور می‌داد که هسته‌ها را دوباره بکارد تا هفت نوبت ، و هر بار گروهی از مؤمنین از او روی برمی‌تافتند ، تا اینکه هفتاد و اندی با او ماندند ، پس خداوند تبارک و تعالی در آن هنگام به او وحی فرستاد و فرمود : ای نوح اکنون صبح روشن پرده از روی شام تاریک برگرفت که حق محض و خالص عیان گشت و ایمان از ناخالصی جدا شد به اینکه هر کس طینتش پلید بود مرتد گردید ، اگر من کافران را هلاک می‌کردم و کسانی که به تو ایمان آورده بودند و به تدریج مرتد شدند را باقی می‌گذاشتم وعده پیشینم را درباره مؤمنانی که خالصانه توحید را پذیرفته و به رشته نبوت تو چنگ زده‌اند ، به راستی انجام نداده بودم ، به اینکه آنان را در زمین جانشین سازم و دینشان را برایشان تسلّط دهم ، و ترسشان را به امنیّت بَدَل کنم تا عبادت برایم به سبب بیرون رفتن شک از دلهای آنان خالص شود ، و چطور ممکن است جانشینی و تسلّط و جایگزین شدن امنیّت به جای ترس از ناحیه من انجام گردد با اینکه می‌دانستم کسانی که مرتد شدند یقینشان ضعیف و سرشتشان پلید و باطنشان بد است که اینها آثار نفاق و پیدایش گمراهی است ، و اگر آنها حکومتی را که هنگام استخلاف به مؤمنین داده شد وقتی دشمنانشان را هلاک کردم ، احساس می‌نمودند ، و بوی آن به مشامشان می‌رسید ، به آن سخت می‌آویختند ، و نفاق باطنی آنها شدیدتر ، و رشته‌های گمراهی در ریاست خواهی و انحصار امر و نهی به خود با آنان جنگ می‌کردند . و چگونه می‌شود تسلُّط و اقتدارِ دین و رواج امر مؤمنین فراهم آید با اینکه فتنه‌ها برانگیخته و جنگها بر پا باشد ؟ نه [چنین چیزی نمی‌شد] ( و کشتی را با نظارت و وحی ما بساز ) ( 299 ) .
امام صادق علیه السلام فرمود : و همین طور قائم علیه السلام که دوران غیبتش امتداد می‌یابد تا اینکه حق به طور یک دست آشکار گردد و ایمان از ناصافی به درآید و خالص شود ، به اینکه هر کس سرشتش پلید است از شیعیانی که بیم آن می‌رود که هرگاه احساس کنند در زمان حضرت قائم علیه السلام جانشینی و تسلّط و امنیت خواهد بود ، نفاق می‌ورزند ، چنین افرادی مرتد شوند . مفضل عرضه داشت : یابن رسول اللَّه این ناصبیان چنین پندارند که این آیه ( 300 ) درباره ابوبکر و عمر و عثمان و علی علیه السلام نازل شده ؟ امام صادق علیه السلام فرمود : خداوند دلهای ناصبیان را هدایت نکند ، کی آن دینی که خدا و رسول او پسندیده‌اند تسلط یافت به اینکه در عهد یکی از آنان امنیّت در بین امّت شیوع داشته و ترس از دلهایشان رفته و شک و تردید از سینه‌هایشان رخت بر بسته باشد ؟ یا در دوران علی علیه السلام نیز ، با وجود مرتد شدن مسلمانان و فتنه‌هایی که در آن دوران برمی‌خاست و جنگهایی که میان آنها با کافران شعله می‌گرفت . سپس امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت کرد : « حَتّی إذا اسْتَیأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جَائَهُمْ نَصْرُنَا » ( 301 ) ؛ تا آن هنگام که رسولان مأیوس گشتند و گمان بردند که تکذیب شده‌اند یاری ما آنان را فرا رسید . و امّا بنده صالح خضر علیه السلام را خداوند تبارک و تعالی عمر طولانی عنایت فرمود نه از جهت نبوّتی که برایش تقدیر کرده باشد یا کتابی که بر او فرستد یا شریعتی برایش قرار دهد که آیین پیغمبران پیشین را با آن نسخ نماید ، یا امامتی که بندگانش را به پیروی از آن ملزم سازد ، و یا طاعتی برایش واجب فرماید ، بلکه؛ خدای تعالی چون در علمش گذشته بود که عمر قائم علیه السلام در دوران غیبتش طولانی باشد تا آنجا که بندگان او باور نکنند و آن عمر طولانی را انکار نمایند ، خداوند عمر بنده صالح ( خضر ) را بدون سبب طولانی ساخت ، مگر به علّت استدلال به وسیله آن بر عمر قائم علیه السلام و تا اینکه دلیل و برهان معاندین را قطع نماید که مردم را بر خداوند حجتی نباشد » ( 302 ) .
و ما تمام این حدیث را آوردیم چون مشتمل بر فایده‌های بسیار و نکته‌های گرانبار بود ، که باید در آن دقت شود .

خواندن 100 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات