11 - رستگاری به شفاعت آن حضرت عجّل اللَّه فرجه در قیامت‌

تحقیق و بررسی این مطلب نیاز به بیان چند نکته دارد

اول : معنی شفاعت .
دوم : اثبات شفاعت .
سوم : اشاره به شفعای روز قیامت .
چهارم : چه کسانی مستحقّ شفاعتند ؟
پنجم : اینکه دعا کردن برای تعجیل فرج مولی صاحب الزمان علیه السلام مایه رستگاری به شفاعت آن حضرت است . اکنون به توفیق خدا به بیان این امور می‌پردازیم :

اول : معنی شفاعت‌

شفاعت آن است که شخص از کسی که مافوق اوست خیر و نیکی را برای پایین‌تر از خودش درخواست کند ، یا إسقاط عقوبت یا زیاد نمودن ثواب و یا هر دو را طلب نماید . اگر شفاعت برای اهل طاعت باشد معنایش درخواست فزونی پاداش و ثواب و بالا رفتن درجات آنها است ، و اگر برای اهل گناه و زشتی باشد منظور از شفاعت طلب عفو و مغفرت از لغزشها و گناهان آنها ، و اسقاط عقوبت یا عذاب؛ و رستگاری به منافع می‌باشد . و این بیانی که در معنی شفاعت آوردیم نظرّیه و مذهب حق است .
و در این موضوع؛ دو فرقه مخالفت کرده‌اند : تفضیلیّه ، و وعیدیه - به طوری که از آنها حکایت شده - .
فرقه اوّل گفته‌اند : شفاعت به دفع ضرر و زیان اختصاص دارد ، و اینکه عقوبت از مؤمنین گنهکار ساقط می‌گردد . جمعی از علمای ما نیز همین رأی را دارند .
و فرقه دوّم معتقدند : شفاعت ، در جهت زیاد کردن منافع و پاداشها برای اطاعت کنندگان و توبه کنندگان است نه معصیت‌کاران .
محقق طوسی - که خدا درجاتش را عالی قرار دهد - گفته : حق آن است که شفاعت در هر دو - فزونی منفعت و اسقاط زیان و ضرر - صدق می‌کند ، و قسم دوم آن برای پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم ثابت است که فرمود : شفاعت من برای اهل کبائر ( گناهان بزرگ ) از امّتم ذخیره است ( 919 ) .
می‌گویم : حق آن است که هر دو قسم شفاعت برای آن حضرت علیه السلام ثابت است و تحقیق آن در نکته چهارم خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالی .

دوم : اثبات شفاعت‌

در اینکه شفاعت امری ممکن است ، از نظر عقل تردیدی نیست .
و امّا دلیل بر وقوع و تحقق یافتن آن - اضافه بر اینکه از ضروریّات مذهب بلکه دین است چنانکه مجلسی در کتاب حق الیقین تصریح کرده - قرآن و سنّت و اجماع است که هر یک به تنهایی برای کسانی که گوش شنوا داشته باشند کافی است .
از آیات قرآن : « مَنْ ذَاالَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إلّا بِإذنِهِ » ( 920 ) ؛ چه کسی جز به اجازه او در پیشگاهش شفاعت کند .
« لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ اِلّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً » ( 921 ) ؛ مالک شفاعت نیستند مگر برای کسی که نزد خداوند عهدی داشته باشد .
« یَوْمَئذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ اِلّا مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلاً » ( 922 ) ؛ در آن روز شفاعت سودی ندارد جز آن را که خداوند اذن داده و قول [و عقیده‌اش] را پسندیده باشد .
« لا یَشْفَعُونَ اِلّا لِمَنِ ارْتَضی » ( 923 ) ؛ شفاعت نمی‌کنند مگر برای کسی که خدایش پسندیده باشد .
« وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ اِلّا لِمَن اَذِنَ لَهُ » ( 924 ) ؛ و شفاعت نزد او سود نمی‌بخشد مگر برای آن کس که اذن داده باشد .
و از اخبار : به حدّ تواتر است و ما به آوردن قسمتی از آنها که در مجلّد سوم بحار نقل شده اکتفا می‌کنیم ( 925 ) .
1 - از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است که فرمود : برای هر پیغمبری دعایی هست که از درگاه الهی خواسته است ، من دعایم را برای شفاعت امتم روز قیامت نگهداشته‌ام .
2 - و از آن حضرت است که فرمود : سه طایفه روز قیامت به شفاعت برمی‌خیزند پس به آنها شفاعت داده می‌شود : پیغمبران ، سپس علما ، و سپس شهدا ( 926 ) .
3 - و از آن حضرت آمده که فرمود : هر کس به حوض من ایمان نیاورد خداوند او را بر حوضم وارد نسازد و هر آن که به شفاعت من ایمان نیاورد ، خداوند او را به شفاعت من نایل ننماید . سپس فرمود : البته شفاعتم برای اهل گناهان کبیره از امتم می‌باشد ، امّا نیکوکاران بر آنها باکی نیست ( 927 ) .
می‌گویم : منظور از شفاعت در این حدیث : درخواست عفو و بخشش نسبت به بدکاران است نه اینکه شفاعت منحصر در آن باشد .
4 - و از آن حضرت مروی است که : من شفاعت کننده برای امتم نزد پروردگارم در قیامت هستم ( 928 ) .
5 - و نیز از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم است که : هرگاه در مقام محمود بپاخیزم برای صاحبان کبیره از امتم شفاعت می‌کنم ، پس خداوند در حق آنها به من شفاعت می‌دهد ، به خدا قسم درباره کسی که ذریه‌ام را اذیت کرده باشد شفاعت نکنم ( 929 ) .
6 - در حدیثی آمده : غلامی مربوط به همسر علی بن الحسین علیهما السلام به نام ابوایمن بر حضرت امام محمد باقر علیه السلام وارد شد و عرض کرد : ای ابوجعفر مردم را فریب می‌دهید و می‌گویید شفاعت محمد صلی الله علیه وآله وسلم! پس حضرت ابوجعفر علیه السلام غضبناک شد به طوری که صورتش متغیّر گشت . سپس فرمود : خدایت بیامرزد ای ابوایمن ، آیا پاکی شکم و عفّت فرجت ، تو را مغرور ساخته! به خدا سوگند اگر صحنه‌های ترسناک قیامت را ببینی محتاج شفاعت محمد صلی الله علیه وآله وسلم خواهی بود . وای بر تو ، آیا جز برای کسی که آتش بر او واجب شده شفاعت می‌کند ؟
آنگاه فرمود : هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر اینکه روز قیامت به شفاعت محمد صلی الله علیه وآله وسلم محتاج باشد . پس از آن فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم را شفاعت درباره امتش می‌باشد ، و برای ما شفاعت درباره شیعیانمان است ، و برای شیعیانمان شفاعت در خاندانشان هست . آنگاه فرمود : و هر آینه مؤمن در حق همچون ربیعه و مُضر ( دو قبیله پرجمعیت عرب ) شفاعت خواهد کرد ، و مؤمن حتی برای خادمش هم شفاعت می‌کند و می‌گوید : پروردگارا حقّ خدمتم ، او از گرما و سرما مرا حفظ می‌نمود ( 930 ) .

سوم : اشاره به شفعای روز قیامت‌

بدان که مقام شفاعت بزرگ از ویژگیهای رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌باشد . در خصال و غیر آن از آن حضرت آمده که فرمود : پنج چیز به من داده شده که به احدی پیش از من داده نشده است : زمین برایم سجدگاه و پاکیزه شده؛ و به وسیله رعب یاری شدم؛ و غنیمت برایم حلال گردید؛ و جوامع کَلم [سخنان کوتاه پر معنی]؛ و شفاعت ، به من داده شده است ( 931 ) .
و شفاعت دیگران از شاخه‌های شفاعت بزرگ آن جناب است ، زیرا که به آن منتهی می‌شود . و از جمله شفیعان ، امامان معصوم علیهم السلام می‌باشند - چنانکه دانستی - و نیز روایاتی بر این معنی دلالت دارد :
از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام درباره آیه شریفه : « فَمالَنا مِنْ شافِعینَ وَ لا صَدیقٍ حَمیمٍ » ( 932 ) ؛ [کافران گویند ]پس برای ما نه شفیعانی هست و نه دوستان صمیمی . فرمود : شفیعان ، ائمه هستند و دوستان از مؤمنین .
و درباره آیه شریفه : « مَنْ ذَاالَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إلّا بِاِذْنِهِ » ( 933 ) ؛ چه کسی نزد او شفاعت کند جز به اذن او . امام صادق علیه السلام فرمود : ما آن شفاعت کنندگان هستیم .
و از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده : تعداد شفیعان پنج است : قرآن ، و رَحِم و امانت و پیغمبر شما و خاندان پیغمبر شما ( 934 ) .
و از معاویة بن وهب روایت است که گفته : از حضرت صادق علیه السلام درباره آیه : « لا یَتَکَلَّمُونَ اِلّا مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً » ( 935 ) ؛ سخن نمی‌گویند مگر آنها که پروردگار رحمان اجازه‌شان دهد و سخن صواب گویند . سؤال کردم . فرمود : به خدا قسم ما هستیم کسانی که به آنها اجازه داده شده و سخن صواب گویند .
عرض کردم : فدایت شوم چه می‌گویید ؟ فرمود : پروردگارمان را ثنا گوییم و بر پیامبرمان صلی الله علیه وآله وسلم درود فرستیم و برای شیعیانمان شفاعت کنیم و خداوند ما را رد نمی‌کند ( 936 ) .
و از جمله شفیعان ، ذریه پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم می‌باشند .
در امالی شیخ صدوق و بحار از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : چون روز قیامت شود خداوند اولین و آخرین را بر پهنه دشتی جمع گرداند ، پس تاریکی شدیدی آنان را فرا می‌گیرد ، ایشان به درگاه خداوند ضجّه و ناله می‌زنند و می‌گویند : پروردگارا این تاریکی را از ما دور گردان . پس عدّه‌ای می‌آیند که نور پیشاپیش آنان در حرکت است و زمین قیامت را روشن نموده است اهل قیامت می‌گویند : اینان پیغمبران هستند .
پس ندا از سوی خداوند می‌رسد که : اینان پیغمبر نیستند .
اهل جمع می‌گویند : پس اینها فرشتگان هستند .
ندا از سوی خداوند می‌آید که : اینها فرشته نیستند .
گویند : پس ایشان شهدا هستند .
از سوی خداوند ندا می‌رسد که : ایشان شهدا نیستند .
می‌گویند : اینها کیستند ؟ ندا می‌آید که از خودشان بپرسید کیستند .
اهل جمع از آنان می‌پرسند : شما کیستید ؟
می‌گویند : ما علویان هستیم ، ما ذریه رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌باشیم ، ما فرزندان علی ولیّ اللَّه هستیم ، ماییم که به گرامی داشتن پروردگار اختصاص یافته‌ایم ، ایمن و با اطمینان هستیم ، پس به آنان از سوی پروردگار عز و جل ندا می‌رسد که : دوستان و محبان و پیروانتان را شفاعت کنید . آنگاه شفاعت می‌نمایند ( 937 ) .
و از جمله شفیعان ، مؤمنین هستند که بعضی دلایل آن پیشتر گذشت بعد از این نیز بعضی دلایل خواهد آمد . همچنین در بحار از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت آمده که فرمود : فقرای از شیعیان علی و خاندان علی علیه السلام را پس از او سبک مشمارید که هر یک از آنان عدّه‌ای همچون قبایل ربیعه و مُضَر را شفاعت می‌کنند ( 938 ) .
و از جمله شفیعان ، علمای عامل می‌باشند . حضرت امام صادق علیه السلام فرموده‌اند : چون روز قیامت شود خداوند عالِم و عابد را برانگیزد ، پس هنگامی که در پیشگاه خداوند عز و جل می‌ایستند ، به عابد گفته می‌شود : به سوی [رحمت ]خدا روان شود . و به عالِم می‌گویند : بایست و برای مردم شفاعت کن به پاداش اینکه آنان را نیکو تربیت کردی ( 939 ) .
و از جمله شفیعان ، زائران قبر امام حسین علیه السلام هستند .
در خصائص الحسین و غیر آن از سیف تمّار از حضرت صادق علیه السلام آمده که فرمود : زیارت کننده قبر حسین علیه السلام روز قیامت برای صد هزار مرد شفاعت داده می‌شود که بر همه آنان آتش [دوزخ] واجب بوده است .
و در بحار از حضرت ابی‌عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که فرمود : روز قیامت آواز دهنده‌ای ندا می‌کند : شیعیان آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم کجایند ؟ پس عدّه‌ای که جز خدا کسی شمارششان نتواند کرد بپاخیزند و در یک سمت قرار می‌گیرند . آنگاه منادی ندا می‌کند : زوّار قبر حسین علیه السلام کجایند ؟ عده بسیاری بپاخیزند . به آنان گفته می‌شود : دست هر که را که دوست دارید بگیرید و آنها را به بهشت ببرید . پس هر کدام دست هر که را که دوست دارد می‌گیرد به طوری که شخصی به یکی از ایشان می‌گوید : فلانی آیا مرا نمی‌شناسی من همانم که فلان روز و فلان جا به احترام تو از جای برخاستم . پس او را داخل بهشت می‌نماید و از این کار جلوگیری نمی‌شود ( 940 ) .

چهارم : چه کسانی مستحق شفاعتند ؟

بدان که - خداوند شفاعت شافعان را به من و تو روزی گرداند - جز اهل ایمان کسی شایستگی و استحقاق شفاعت ندارد ، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید : « لا یَشْفَعُونَ اِلّا لِمَنِ ارْتَضی » ( 941 ) ؛ شفاعت نمی‌کنند مگر برای آنکه خدا پسندد .
که در تفسیر البرهان و غیر آن از امام کاظم و امام رضا علیهما السلام آمده : یعنی شفاعت نکنند مگر برای آنکه خداوند دینش را پسندیده است ( 942 ) .
اضافه بر اینکه خلاف این مطلب را در بین علمای امامیه ندیده‌ام ، روایاتی نیز بر آن دلالت دارد :
در بحار از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : مؤمن برای رفیق خودش شفاعت می‌کند مگر اینکه ناصبی باشد ، که اگر هر پیامبر مرسل و فرشته مقرّب برای یک نفر ناصبی شفاعت کنند شفاعت داده نمی‌شوند ( 943 ) .
و در حدیث دیگری از آن حضرت است : همسایه برای همسایه‌اش و دوست برای دوستش شفاعت می‌کند ، و چنانچه فرشتگان مقرّب و پیامبران مرسل در حقّ یک ناصبی شفاعت کنند شفاعتشان پذیرفته نیست ( 944 ) .
و در تفسیر علی بن ابراهیم قمی از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه : « لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ اِلّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً » ( 945 ) ؛ شفاعت ندارند مگر آنکه نزد پروردگار رحمان پیمانی بسته باشد . فرمود : شفاعتشان پذیرفته نیست و شفاعت نمی‌شود برای آنها و شفاعت نمی‌کنند ، مگر برای کسی که نزد خداوند پیمانی بسته باشد ، مگر برای کسی که به جهت ولایت امیرمؤمنان علی و امامان بعد از او علیه السلام اجازه داده شود ، که پیمان نزد خداوند همین است ( 946 ) . . . .
و پر واضح است که مؤمنین دو دسته هستند : یکی صالحان و اطاعت کنندگان ، و دیگر معصیتکاران . حال این سؤال پیش می‌آید که آیا شفاعت شامل حال نیکوکاران و معصیتکاران هر دو می‌شود یا اختصاص به نیکوکاران یا معصیتکاران دارد ؟ چند قول است . و حق همان قول اول است یعنی شمول و فراگیری شفاعت نسبت به هر دو طایفه نیکوکاران و معصیتکاران . نسبت به نیکوکاران شفاعت موجب زیاد شدن ثواب و بالا رفتن درجات است و نسبت به معصیتکاران مایه رهایی از عقوبت و دفع ضررها یا به اضافه رستگاری به منافع . دلیل بر این - گذشته از آنکه شفاعت بر هر دو نوع صادق است - چند روایت است از جمله :
1 - ثقة الاسلام کلینی در اصول کافی ضمن حدیثی طولانی از امام محمد باقر علیه السلام آورده که فرمود : قرآن صاحب خود را به پیشگاه پروردگار متعال می‌برد و می‌گوید : پروردگارا بنده تو است ، و تو بهتر از همه علم به او داری ، او پیوسته مرا مواظبت می‌کرد ، به خاطر من دشمنی می‌نمود و در راه من دوست می‌داشت ، و در راه من دشمنی می‌ورزید . پس خداوند عز و جل می‌فرماید : بنده مرا به بهشت وارد کنید و از جامه‌های بهشت بر او بپوشانید ، و تاجی بر سرش قرار دهید . هنگامی که این امور را برایش فراهم سازند بر قرآن عرضه شود ، به قرآن می‌گویند : آیا راضی شدی به آنچه نسبت به دوستت انجام شد ؟ می‌گوید : پروردگارا من این را برای او اندک می‌بینم ، پس به تمام خیر او را فزونی بخش .
آنگاه خداوند عز و جل می‌فرماید : به عزت و جلالم سوگند که امروز پنج چیز - با فزونی - برای او و کسانی که در مرتبه او هستند هدیه می‌کنم : اینان جوانانی باشند که پیر نشوند ، و سالم بمانند که بیمار نگردند ، و بی‌نیازانی که فقیر نشوند ، و خوشحالانی که محزون نگردند ، و زندگانی که هیچ نمیرند .
سپس امام باقر علیه السلام این آیه را تلاوت کرد : « لا یَذُوقُونَ فیهَا الْمَوْتَ اِلَّا الْمَوتَةَ الْأُولی » ( 947 ) ؛ و جز آن مرگ نخستین دیگر هیچ طعم مرگ را نچشند .
این حدیث در وقوع شفاعت با درخواست برداشتن عقاب و فزونی ثواب نصّ است . [که تأویل و توجیه در آن راه ندارد] .
2 - از روایت ابوایمن که در نکته دوم گذشت که هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر اینکه روز قیامت نیازمند شفاعت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است ، نیز این استفاده می‌شود که همه مؤمنین - حتی اطاعت کنندگان - بلکه پیغمبران گذشته و صالحان از امتهای پیشین نیز محتاج به شفاعت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می‌باشند ، چون عبارت حدیث عامّ است و همه را شامل می‌شود . البته معلوم است که نیاز صلحا به شفاعت آن حضرت نه برای برداشته شدن عذاب است چون زمینه و جایی برای عذاب آنان نیست ، بلکه این شفاعت برای بالا رفتن درجات و فزونی عنایات است .
در تقویت این روایت ، خبری است که در بحار از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : هیچ احدی از اوّلین و آخرین نیست مگر اینکه روز قیامت ، محتاج شفاعت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است ( 948 ) .
3 - در بحار و البرهان از عیّاشی از عیص بن القاسم از حضرت امام صادق علیه السلام مروی است که فرمود : روز قیامت جن و انس در یک دشت بازداشت می‌شوند ، و چون توقفشان به طول می‌انجامد درخواست شفاعت می‌کنند ، پس به هم می‌گویند : به سوی چه کسی برویم ؟ آنگاه به نزد نوح علیه السلام می‌آیند و از او تقاضای شفاعت می‌نمایند . می‌گوید : هَیْهاتَ قَدْ رَفَعتُ حاجَتی؛ دور است ، [من] حاجتم را به دیگری واگذاشتم . پس اهل محشر به هم گویند : نزد چه کسی برویم ؟ گفته می‌شود که : نزد ابراهیم علیه السلام . پس به سوی او می‌روند و درخواست شفاعت می‌کنند . می‌گوید : دور است ، حاجتم بالا رفته . باز به هم می‌گویند : نزد چه کسی رویم ؟ گفته می‌شود : نزد موسی علیه السلام بروید . به موسی مراجعه می‌کنند و از او شفاعت می‌خواهند . می‌گوید : هیهات ، حاجتم بالا رفته . بار دیگر به هم گویند : به سوی چه کسی برویم ؟ گفته شود : نزد عیسی علیه السلام بروید . نزد وی می‌روند و تقاضای شفاعت می‌کنند . می‌گوید : هیهات ، حاجتم بالا رفته . پس [ از هم] می‌پرسند : به سوی چه کسی برویم ؟ گفته شود : نزد محمد صلی الله علیه وآله وسلم . آنگاه نزد آن حضرت روند و خواستار شفاعت شوند . پس آن جناب با اطمینان بپاخیزد تا در بهشت رود ، حلقه در را می‌گیرد و آن را می‌کوبد . گفته می‌شود : این کیست ؟ جواب آید که : این احمد است . پس خوش آمد گویند و درب را باز کنند .
چون به بهشت نظر افکند به سجده افتد و پروردگار خود را به عظمت تمجید کند . فرشته‌ای می‌آید و می‌گوید : سرت را بردار و حاجت بخواه که عطا می‌شوی و شفاعت کن که شفاعتت پذیرفته است . پس برمی‌خیزد و ساعتی در بهشت راه می‌رود ، سپس به سجده می‌افتد و پروردگار را به مجد و عظمت می‌خواند ، که فرشته‌ای به نزدش می‌آید و می‌گوید : سر بردار و حاجت بخواه که به تو عطا می‌شود ، و شفاعت کن که شفاعتت پذیرفته است . پس برمی‌خیزد و هیچ چیزی درخواست نکند مگر اینکه خداوند به او عطا نماید ( 949 ) .
مجلسی رحمه الله گفته : قَدْ رُفِعَتْ حاجَتی ، حاجتم بالا رفته ، یعنی : به سوی دیگری ، خلاصه اینکه من نیز از غیر خودم شفاعت می‌خواهم پس نمی‌توانم شما را شفاعت کنم .
می‌گویم : بدون تردید نیاز آنها به غیر خودشان به خاطر نجاتشان از عذاب نیست زیرا که آنها معصومند ، و عملی که مقتضی عذاب باشد از آنها سر نزده ، بلکه نیازشان به جهت رسیدن به درجات برجسته‌ای است که به آنها نمی‌رسند مگر به واسطه کسی که مقامش از آنها بالاتر است یعنی محمد و خاندان معصوم او صلی اللَّه علیه و علیهم .
اگر بگویید : این حدیث و نظایر آن با آنچه گذشت که پیغمبران از جمله شفعای روز قیامت هستند ، منافات دارد .
می‌گویم : منافاتی بین این دو نیست ، چون مانعی ندارد که آنها به برکت مافوق خودشان به درجات و منافعی برسند ، و مادون آنها به برکت ایشان به درجات و منافعی نایل گردند و به شفاعتشان عقاب از آنان ساقط گردد - چنانکه شفاعت امامان برای مؤمنین و شفاعت مؤمنین برای خانواده‌هایشان اشاره گردید - .
و در بیان چگونگی شفاعت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام برای شیعیان و دوستان خود و شفاعت آنان برای دوستانشان مطالبی خواهد آمد که این استبعاد را برطرف می‌سازد .
4 - در لئالی از امام باقر علیه السلام آمده که فرمود : دو مؤمنی که در راه خدا با هم بوده‌اند در بهشت یکی از آنها درجه‌اش بالاتر از دیگری می‌شود . پس عرضه می‌دارد : خدایا این برادر و هم صحبت من است که مرا به اطاعت تو امر می‌کرد و به ترک گناهم سوق می‌داد و به آنچه نزد تو هست ترغیب می‌نمود ، پس بین من و او در این درجه جمع کن ، آنگاه خداوند آن دو را در آن درجه قرار می‌دهد . . . .
5 - در دارالسلام به نقل از کافی از امیرالمؤمنین علیه السلام روایتی منقول است که در آن آمده : . . . دو رفیق مؤمنی که در زندگیشان در راه اطاعت خداوند تبارک و تعالی با هم دوستی کرده و به خاطر آن از خود گذشتگیهایی داشته‌اند یکی از آنها پیش از دیگری می‌میرد . پس خداوند متعال منزلگاه او را در بهشت به وی می‌نمایاند ، او برای دوستش شفاعت می‌کند و می‌گوید : دوست من فلانی ، مرا به طاعت تو امر می‌کرد و در انجام آن یاریم می‌نمود و از معصیت تو مرا نهی می‌کرد ، خدایا او را بر آنچه از هدایت می‌پسندی پایدار گردان تا آنچه به من نمایاندی به او نیز بنمایانی . پس خداوند درخواستش را اجابت می‌کند تا اینکه در پیشگاه خداوند عز و جل یکدیگر را ملاقات کنند ، هر یک به دوستش بگوید : خداوند تو را از دوستیت خیری عطا فرماید که مرا به طاعت خدا امر می‌کردی و از معصیت او نهی می‌نمودی . . . .
این روایات دلالت می‌کند که شفاعت شافعان برای افراد صالح از مؤمنین به منظور افزایش ثواب واقع می‌شود ، همچنانکه شفاعت برای معصیتکاران واقع می‌گردد ، به علاوه قائلین به اختصاص شفاعت به درخواست إسقاط عذاب ، لازم است که قائل شوند به اینکه در حق عاصیان نیز طلب ثواب باید باشد ، به توضیح اینکه هر کس قائل است که نجات معصیتکاران از آتش جهنم به شفاعت شافعان حاصل می‌شود همچنین قائل است که به سبب آن شفاعت داخل بهشت می‌گردند ، که اگر شفاعت فقط طلب برداشتن عقوبت بود می‌بایست گفته شود : هر کس برایش شفاعت گردد نه داخل بهشت می‌شود و نه جهنم ، چون زمینه بهشت رفتن برایش نیست و شفاعت مانع از افتادنش به جهنم است .
ممکن است مناقشه بشود به اینکه : سبب داخل شدن به بهشت ایمان است و وقتی عقاب بر اثر شفاعت برداشته شد دیگر مقتضی تحقق می‌یابد ، پس شفاعت برای طلب ثواب نیست .
به این مناقشه به دو وجه می‌توان پاسخ داد :
وجه اوّل : اینکه بعضی از روایات صراحت دارد که داخل شدن به بهشت نیز با شفاعت است ، چنانکه در امالی و بحار از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم آمده که فرمود : هر آن زن که شبانه روز پنج نماز بخواند؛ و ماه رمضان روزه بگیرد؛ و حجّ بیت اللَّه الحرام را بجای آورد؛ و زکات مالش را بپردازد؛ و شوهرش را اطاعت کند؛ و بعد از من از علی پیروی نماید ، به شفاعت دخترم فاطمه داخل بهشت می‌شود ( 950 ) . . . .
و در بحار در حدیث شفاعت فاطمه علیها السلام و دوستانش آمده : پس خداوند می‌گوید : ای دوستان من ، بازگردید و بنگرید هر که به محبّت فاطمه شما را دوست داشته ، و هر آنکه شما را به خاطر محبّت فاطمه علیها السلام غذا داده؛ و هر که به محبّت فاطمه شما را پوشانیده؛ و هر که در راه محبّت فاطمه جرعه‌ای نوشانیده؛ هر کس به راه محبّت فاطمه غیبتی از شما رد کرده ، دستش را بگیرید و او را داخل بهشت نمایید ( 951 ) . . . .
و در حدیث دیگری از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام است که فرمود : مؤمن برای همسایه‌اش شفاعت می‌کند در حالی که هیچ حسنه ندارد عرضه می‌دارد : پروردگارا همسایه من آزارها را از من دفع می‌کرد . پس در حق او شفاعت داده می‌شود ، خدای تبارک و تعالی فرماید : من پروردگار توأم و در پاداش دادن به او شایسته‌تر من هستم ، پس او را داخل بهشت گرداند و حال آنکه برای او حسنه‌ای نیست ، و کمترین مؤمنین از حیث شفاعت ، برای سی تن شفاعت می‌کند ، در این هنگام اهل آتش می‌گویند : پس برای ما شفاعت کنندگان و یا دوستان صمیمی نیست ( 952 ) .
و در بحار و البرهان از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم منقول است که فرمود : چون مردم روز قیامت محشور شوند ، آواز دهنده‌ای مرا ندا کند : ای رسولخدا ، خداوند - جلّ اسمه - برای تو جزا دادن به دوستانت و دوستان اهل بیتت که در راه تو به آنها دوستی ورزیده و به خاطر تو به طرفداری از آنها با دشمنانشان دشمنی کرده‌اند ، پاداش دادن به اینها را به دست تو قرار داده ، پس تو به آنچه می‌خواهی به ایشان پاداش ده . آنگاه می‌گویم : پروردگارا بهشت ، سپس هر کجای بهشت که بخواهم آنها را جای دهم ، و آن مقام محمودی است که به آن وعده شده‌ام ( 953 ) .
وجه دوّم : درست است که اخبار دلالت دارد که ایمان سبب داخل شدن به بهشت می‌شود ، و ثواب بر ایمان مترتّب است ، ولی نه اینکه بی‌واسطه و سبب باشد ، پس شاید مقصود از این اخبار آن است که هر کس مؤمن نباشد داخل بهشت نمی‌شود ، امّا اینکه احتیاج به شفاعت ندارد ، دلیلی بر اثباتش نیست .
نتیجه اینکه : هر دو قسم شفاعت محقّق و ثابت است ، و اشکال رفع گردید .
گفتنی است که : خداوند تعالی برای تحقیق این مطلب به برکت خاندان پیغمبر اهل ذکر علیهم السلام مرا توفیق داد ، با اینکه کلام بزرگانی که گفته‌هایشان را دیده‌ام از تشریح آن خالی است .
اما کسانی که شفاعت را در طلب فزونی ثواب برای اهل طاعت منحصر دانسته‌اند به ظواهر بعضی از آیات استدلال کرده‌اند از جمله : « ما لِلظّالمینَ مِنْ حَمیمٍ وَ لا شَفیعٍ یُطاع » ( 954 ) ؛ برای ستمگران هیچ دوستی نیست و شفاعت کننده‌ای که اطاعت شود هم ندارند .
و معصیتکار ستمگر است . « وَ ما لِلظالِمینَ مِنْ أنْصار » ( 955 ) ؛ برای ستمگران یارانی نیست .
« فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعةُ الشَّافِعینَ » ( 956 ) ؛ پس شفاعت شافعان سودی به حال آنان ندارد .
و جواب از همه اینها اینکه : منظور از ظالمین و ستمگران در این آیات و امثال اینها کفار و ناصبیان و کسانی که امامان بر حق را از مقاماتی که خداوند متعال برای آنان قرار داده پایین‌تر دانسته و دیگران را بر ایشان مقدم داشته‌اند ، و کسانی که در حال جهل به امام زمانشان می‌میرند و نظایر اینها؛ می‌باشد ، که سرانجام امرشان به عدم ایمان منتهی می‌شود . و دلیل بر این معنی - علاوه بر آنچه گذشت و خواهد آمد - اخبار بسیار بلکه متواتری است که اینجا جای ذکر آنها نیست ، و مقتضای جمع بین ادّله نیز همین است .
و امّا آنان که شفاعت را در خصوص درخواست إسقاط عقوبت از مستحقین آن می‌دانند به دو امر استدلال و استناد کرده‌اند :
اوّل : گفته‌اند : اگر شفاعت فقط در فزونی منافع باشد ، پس ما هم برای پیغمبر شفاعت می‌کنیم و از خداوند برای آن حضرت عُلُوِّ درجات را می‌طلبیم ، و چون این نتیجه و به اصطلاحِ منطقی : تالی ، باطل است پس اساس آن - مقدّم - نیز باطل می‌باشد .
البته این سخن قول سابق را - که شفاعت فقط در فزونی ثواب باشد - إبطال می‌کند ، و می‌توان از این استدلال جواب داد به اینکه : ما قبول نداریم که تلازمی در مقدَّم و تالی یاد شده باشد ، چون شفاعت را چنین معنی کردیم که شخص از کسی که مافوق او است خیر و نیکی را برای پایین‌تر از خودش درخواست کند . حال آنکه در اینجا شفاعت ، مطلق طلب فزونی معنی شده ، و این مغالطه واضحی است .
حاصل اینکه : مطلب ما نظیر عنوان طلب است که افراد و اقسام مختلفی دارد ، یکی امر و فرمان ، و یکی سؤال ، و یکی استدعا ، که اگر طلب از مافوق به پایین‌تر باشد آن را امر می‌نامند ، و اگر پایین‌تر از مافوق چیزی طلب کند آن را سؤال خوانند ، و اگر از مساوی چیزی طلب گردد آن را استدعا گویند . مطلب ما هم همین طور است ، اگر طلب منفعت و ثواب از شخصی برای پایین‌تر از خودش باشد شفاعت است - مانند شفاعت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم که فزونی ثوابها و بالا رفتن درجات را برای امت خود بخواهد - و هرگاه این طلب از پایین‌تر برای شخص بالاتر شد دعا می‌شود مثل صلوات و درود فرستادن امت بر پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم و دعاهای آنان برای آن حضرت .
دوم : استدلال دوم اینها احادیثی است که بر اختصاص شفاعت به گنهکاران دلالت دارد از جمله : پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : شفاعت من برای اهل کبائر از امتم ذخیره است .
و نیز آن حضرت فرمود : شفاعت من برای کسانی از امتم می‌باشد که گناهان کبیره مرتکب شده‌اند و امّا نیکوکاران پس بر آنها باکی نیست .
و همچنین از آن حضرت آمده : و امّا شفاعت من در صاحبان کبائر ( گناهان بزرگ ) - به استثنای شرک و ظلم - می‌باشد .
جواب از این استدلال اینکه : منظور از این روایات بیان مصداق بارزتر و قسمت کاملتر شفاعت است نه منحصر کردن شفاعت در یکی از دو قسم ، و شاهد بر آن دلایلی است که قبلاً آوردیم .

چند فایده‌

فایده اول : شفاعتی که شامل کفار نمی‌شود در رهایی آنها از آتش است ، امّا در جهت تخفیف عذاب ظاهراً از بعضی روایات برمی‌آید که شامل حالشان می‌شود . در بحار از حَنّان است که امام باقر علیه السلام فرمود : از آنها ( کافران ) چیزی نخواهید که بر ما تکلیف می‌آورید که روز قیامت حوائجشان را بر آوریم ( 957 ) .
و نیز به سند دیگری از آن حضرت است که فرمود : از آنها حوائجی نخواهید [به آنها در کاری مراجعه نکنید] که روز قیامت وسیله آنها به رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌شوید ( 958 ) .
می‌گویم : این مطلب شواهد متعددی هم در اخبار دارد مانند آنچه در این باره وارد شده که محبّت ائمه اطهار برای هر کسی حتّی کفار سودمند است .
اگر بگویید : این سخن منافات دارد با آنچه بعضی از آیات می‌گوید مانند : « لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ العَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُون » ( 959 ) ؛ نه عذاب از آنها تخفیف می‌شود و نه مهلت به آنها داده می‌شود .
می‌گویم : به یکی از دو وجه می‌توان بین این دو معنی را جمع کرد :
یک : اینکه منظور از تخفیفی که بر آنها ممنوع است تخفیف زمانی است که قسمتی از اوقات عذاب از آنها برداشته شود ، به دلیل فرموده خداوند در سوره مؤمن : « وَ قالَ الَّذینَ فِی النّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّکُمْ یُخَفِّفْ عَنّا یَوْماً مِنَ الْعَذابِ » ( 960 ) ؛ و کافران به خازنان جهنم گویند از خداوند بخواهید که روزی عذاب را بر ما تخفیف دهد .
و این منافات ندارد که عذاب بعضی از آنها از لحاظ چگونگی سبک گردد .
دو : اینکه عدم تخفیف عذاب را درباره کسی بدانیم که شفاعت کننده‌ای در این جهت نداشته باشد . وَ اللَّهُ العالِمُ .
فایده دوّم : فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم که : پنج چیز به من داده شد که به احدی از پیغمبران پیش از من داده نشده . . . ، به ظاهر دلالت می‌کند که شفاعت از ویژگیهای آن حضرت است ، و این منافات دارد با آن روایاتی که دلالت می‌کند شافعان بسیاری روز قیامت هستند . و می‌توان بین این دو قسم روایات را به چند وجه جمع کرد :
اوّل : اینکه منظور از اعطاء شفاعت به آن حضرت - به طور خصوص - وعده و اجازه شفاعت در دنیا باشد ، که به پیغمبران و شافعان دیگر این وعده و اجازه داده نشده . شاهد بر این وجه در تفسیر قمی درباره آیه شریفه : « وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ اِلّا لِمَن أَذِنَ لَهُ » ( 961 ) ؛ و شفاعت سود نمی‌بخشد مگر برای کسی که خداوند به او اجازه داده باشد . فرموده : هیچ یک از انبیا و رسولان الهی روز قیامت شفاعت نمی‌کنند تا اینکه خداوند اجازه دهد ، مگر رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم که خداوند پیش از روز قیامت به او اجازه شفاعت داده ، و شفاعت برای او است و برای امامان از اولاد او ، سپس بعد از آن برای پیامبران علیهم السلام .
دوّم : اینکه منظور شفاعت عام و فراگیر باشد که هیچ یک از اولین و آخرین نیست مگر اینکه به شفاعت محمد صلی الله علیه وآله وسلم احتیاج دارد - چنانکه در حدیث گذشت - و دیگران برای قوم و عشیره یا طایفه مخصوصی شفاعت می‌کنند ، پس شفاعت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم أعم و اَتم شفاعتها است چون همه خلایق به آن نیاز دارند ، و آن حضرت به کسی جز خالق متعال نیاز ندارد .
سوّم : اینکه شفاعت جایز نیست مگر پس از آنکه خداوند اذن و اجازه دهد . خداوند فرموده : « مَنْ ذَاالَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إلّا بِاِذْنِهِ » ( 962 ) ؛ چه کسی نزد او شفاعت می‌کند مگر به اجازه او .
و نیز فرموده : « ما مِنْ شَفیعٍ إلّا مِنْ بَعْدِ إذْنِهِ » ( 963 ) ؛ هیچ شفاعت کننده‌ای نیست مگر پس از اجازه او .
و فرموده : « إلّا مَنْ أذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ » ( 964 ) ؛ مگر آن را که پروردگار رحمان اجازه داده باشد .
و فرموده : « إلّا مِنْ بَعْدِ أنْ یأذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی » ( 965 ) ؛ مگر پس از آنکه به هر کس که بخواهد ، خداوند اذن فرماید و رضا دهد .
و فرموده : « لا یَسْبِقُونَهُ بالقَوْلِ » ( 966 ) ؛ در گفتن؛ از او ( خداوند ) پیشی نمی‌گیرند .
بنابراین ممکن است اجازه خداوند متعال برای پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم باشد - چنانکه در خبر عیص که پیشتر گذشت و اخبار دیگری این معنی وارد است - و شفاعت سایر شافعان به اجازه آن حضرت انجام گردد . پس تمام شفاعتها به شفاعت آن حضرت بر می‌گردد و از شاخه‌های این شفاعت کلّی و بزرگترین شفاعت می‌باشد ، و غرض از سوق دادن خلایق در وهله اول به پیغمبران دیگر - به طوری که در خبر عیص و اخبار دیگری آمده - اظهار شأن و عظمت خاتم الانبیا صلی الله علیه وآله وسلم برای تمام اهل محشر در روز قیامت است .
فایده سوم : در بخش چهارم کتاب - حرف شین - حدیثی از طریق عامّه از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم گذشت که در بیان مناصب امامان آمده : . . . و مهدی شفاعت کننده آنها است روز قیامت آنگاه که خداوند اجازه نمی‌دهد مگر به کسی که بخواهد و رضا دهد .
در همانجا گفتیم که سرّ اختصاص دادن شفاعت به مولای ما حضرت حجّت عجل اللَّه فرجه آن است که کسی از شافعان در حق منکر صاحب الامر علیه السلام شفاعت نمی‌کند هر چند به کسانی که پیش از آن حضرت بوده‌اند [پیغمبر و امامان علیهم السلام ]اعتقاد و إقرار داشته باشد ، پس در حقیقت شفاعت مربوط به اعتقاد به امام عصر عجل اللَّه فرجه می‌شود .

پنجم : دعا کردن برای تعجیل فرج

مولی صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه مایه رستگاری به شفاعت آن حضرت است .
بیان این مطلب : برای رستگاری به شفاعت شافعان روز قیامت لازم است رابطه‌ای میان شفاعت کننده و مشفوع له در دنیا بوده باشد ، مثل اینکه خدمت یا کمک یا برآوردن حاجت یا دعا کردن یا اظهار محبّت خالصانه یا دفع اذیّت نسبت به وی انجام گردد ، چنانکه در حدیث شفاعت مؤمنین در ابتدای بخش چهارم این مطلب دانسته شد ، و نیز در حدیث شفاعت مؤمن - که در نکته دوّم گذشت - و در حدیث شفاعت زائر امام حسین علیه السلام - در نکته سوم - دلالت بر این معنی هست . به اضافه روایات بسیاری که بر این امر دلالت می‌کند ، از جمله :
در بحار از تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده که فرمود : خداوند نسبت به بندگانش مهربان است ، و از جمله مهربانیهایی که در حق آنها دارد اینکه صد رحمت خلق کرده و یک رحمت را در میان تمامی خلایق قرار داده که به سبب آن مردم بر یکدیگر رحم آرند ، و به آن مادر فرزندش را رحم کند و مادرهای حیوانات بر فرزندانشان مهر ورزند . پس چون روز قیامت شود این رحمت را به نود و نه رحمت دیگر بیفزاید و به آن امت محمد صلی الله علیه وآله وسلم را رحم کند و به آنها در حق هر کس که بخواهند - از اهل آیین اسلام - شفاعت دهد ، تا جایی که یک نفر نزد مؤمن شیعه می‌آید و می‌گوید : برای من شفاعت کن . می‌گوید : چه حقّی بر من داری ؟ جواب می‌دهد : یک روز به تو آب نوشاندم . پس یادش می‌آید و درباره‌اش شفاعت می‌کند . و یکی دیگر می‌آید می‌گوید : در یک روز گرم ساعتی از سایه دیوار من استفاده کردی . پس برایش شفاعت می‌نماید . و پیوسته شفاعت می‌کند تا اینکه درباره همسایگان و دوستان و آشنایانش شفاعت می‌نماید . مؤمن از آنچه شما گمان می‌کنید نزد خدا گرامی‌تر است ( 967 ) .
و نیز از حضرت ابی‌عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که فرمود : به درستی که مؤمن از شما روز قیامت ، مردی را که در دنیا با او آشنا بوده از کنارش می‌گذرانند؛ در حالی که امر شده که به آتشش ببرند ، فرشته او را می‌برد ، او به این مؤمن می‌گوید : به فریادم برس که در دنیا به تو نیکی می‌کردم و در حوائجی که به من رجوع می‌کردی یاریت می‌نمودم ، آیا امروز پاداشی برای من داری ؟ پس مؤمن به فرشته گماشته او می‌گوید : او را رها کن . امام صادق علیه السلام فرمود : پس خداوند سخن مؤمن را می‌شنود به آن فرشته امر می‌کند که فرمان مؤمن را بپذیرد ، و آن شخص را آزاد می‌سازد ( 968 ) .
می‌گویم : وقتی وضع مؤمن با کسی که رابطه جزئی با او دارد چنین باشد ، بدون تردید مولای ما حضرت صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه شفاعت می‌کند در حق کسی که پیوسته برای آن حضرت دعا نماید ، و او را روز قیامت در عذاب رها نمی‌سازد ، زیرا که دعا از روابط مهم و ریسمانهای محکم است که نشانه محبّت و مایه مسرّت و از اقسام یاری و انواع خدمت آن حضرت است ( 969 ) .
خداوند توفیق دعا برای تعجیل فرج آن حضرت و رستگاری به شفاعتش را به ما عنایت فرماید .

خواندن 74 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات