حرف الف

1 - ایمان به خداوند

شایسته است که مؤمن برای مؤمنین دعا کند که هم کیش و هم عقیده او هستند ،

و این مطلب به حکم عقل و شرع ثابت است . [پس دعا کردن برای آن بزرگوار که سالار مؤمنین است بر ما لازم می‌باشد] .
چنانکه در کافی حدیث مُسندی از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام آمده است که فرمود : رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند : هیچ مؤمنی برای مرد یا زن مؤمنی دعا نکند مگر آن که خداوند متعال آنچه که او برای آنها خواسته است مانند آن را به سوی او برگرداند ، از طرف هر مرد یا زن مؤمنی که از اول روزگار تا روز قیامت آمده یا خواهد آمد . و بسا باشد که روز قیامت بنده مؤمنی را دستور دهند تا به آتش افکنده شود و او را می‌کشند تا به دوزخ ببرند ولی مؤمنین و مؤمنات عرضه می‌دارند پروردگارا این همان شخصی است که برای ما دعا می‌کرد شفاعت ما را درباره او بپذیر پس خداوند شفاعت آنها را درباره او قبول می‌فرماید و او نجات می‌یابد ( 80 ) .
در همان کتاب از عیسی بن ابی‌منصور روایت است که گفت : من و ابن ابی‌یعفور و عبداللَّه بن طلحه خدمت امام ابوعبداللَّه صادق علیه السلام بودیم که آن حضرت خود آغاز سخن کرد و چنین فرمود : ای پسر ابی‌یعفور رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده : شش خصلت است که در هر که باشد در پیشگاه خداوند و طرف راست [عرش] او خواهد بود ، ابن ابی‌یعفور عرضه داشت : فدایت شوم آنها چیست ؟ فرمود : فرد مسلمان برای برادر دینی خود بخواهد آنچه برای عزیزترین خاندانش می‌خواهد ، و بد بدارد آنچه برای عزیزترین خاندانش بد می‌دارد ، و با پاکی و خلوص با او دوستی کند ، ابن ابی‌یعفور گریه کرد و گفت به چه صورتی با او به پاکی و خلوص دوستی کند ؟ فرمود : ای پسر ابی‌یعفور؛ اگر در دل او اینقدر منزلت داشته باشد که خوبی و بدی را برای او بسان عزیزترین کسان خود بخواهد انگیزه‌ای خواهد شد ، تا در غم و شادی او شریک باشد که در خوشحالی او شاد و در اندوهش اندوهگین می‌شود و اگر چیزی که مایه فرح و گشایش کار او است در اختیار داشته باشد حاجت او را برمی‌آورد و گرنه برایش دعا می‌کند .
سپس امام صادق علیه السلام فرمود : سه تا مربوط به شما است [همانها که گذشت] ، و سه تا مربوط به ما است ، اینکه فضیلت ما را بشناسید و دنبال ما گام بردارید و منتظر عاقبت امر و برنامه [حکومت] ما باشید ، که هر کس چنین بود در پیشگاه خداوند عزّ و جل خواهد بود و کسانی که در مراتب پایین‌تر هستند از نور ایشان استفاده می‌کنند . امّا کسانی که در طرف راست [عرش ]الهی هستند اگر کسانی که در درجه پایین‌تر هستند ، آنها را بنگرند زندگی برایشان تلخ و ناگوار می‌شود ، زیرا بر درجه آنها غبطه می‌برند .
ابن ابی‌یعفور پرسید : چگونه است که نمی‌شود آنها را دید با اینکه در طرف راست [عرش] خداوند هستند ؟ فرمود : ای ابن ابی‌یعفور چون که آنها در حجابی از نور الهی هستند [چشمها از دیدنشان عاجر است] مگر این حدیث به تو نرسیده است که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم بارها می‌فرمود : به راستی که خداوند را در سمت راست عرش در پیشگاه الهی در جناح راست او مخلوقی است که چهره‌شان از برف سفیدتر و از آفتاب هنگام ظهر تابان‌تر است . می‌پرسند که اینان چه کسانی هستند ؟ جواب می‌رسد : اینها افرادی هستند که در جلال خدا با یکدیگر دوستی ورزیدند ( 81 ) .

2 - امر به معروف‌

در بحث نهی از منکر مطالب مناسبی در این زمینه خواهد آمد انشاءاللَّه تعالی .

3 - اجابت دعای ما به برکت آن حضرت‌

بدان که از جمله نعمتهای بزرگ خداوند متعال بر ما این است که به ما اجازه داده تا او را بخوانیم و دعا کنیم و حاجت‌های خود را از او بخواهیم و خداوند متعال به لطف و کرمش دعای ما را مستجاب می‌فرماید : و چون در جای خود ثابت است که تمام نعمتهای الهی به برکت وجود امام زمانمان به ما می‌رسد و نیز پرواضح است که اجابت دعا از بهترین نعمتهاست بلکه مهمترین نعمت است . زیرا که به وسیله این نعمت به نعمتهای دیگر دست می‌یابیم؛ اهمیت حق مولایمان امام زمان بر ما روشن می‌شود زیرا که وجود آن حضرت وسیله تحقق یافتن این نعمت و موهبت بزرگ از جانب خداوند است ، پس بر ما واجب است که با دعا و یا کارهای دیگر جبران این لطف را بنماییم .
و از جمله دلایلی که بر این جهت به طور خصوص دلالت دارد - که وجود امام علیه السلام واسطه و سبب مستجاب شدن دعای مردم است - روایتی است که صفّار در بصائر الدرجات به سند خود از امام ابوجعفر باقر علیه السلام آورده است که فرمود : رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم به امیرالمؤمنین فرمود : آنچه بر تو دیکته می‌کنم بنویس ، علی علیه السلام عرضه داشت : ای پیامبر خدا آیا می‌ترسی فراموش کنم ؟ فرمود : نمی‌ترسم فراموش کنی؛ من از خداوند خواسته‌ام که تو را حفظ کند ، و فراموشت ننماید ، ولی برای شریکانت بنویس . عرضه داشت شرکای من کیانند ؟ فرمود : امامان از فرزندان تو که خداوند به سبب آنان بر امت من باران می‌فرستد و به سبب آنان دعای ایشان را مستجاب می‌کند و به سبب آنان بلا را از آنها دور می‌سازد و به سبب آنان رحمت از آسمان نازل می‌شود و این نخستین آنان است - به امام حسن اشاره کرد - سپس به امام حسین اشاره کرد و فرمود : امامان از فرزندان تواند ( 82 ) .
می‌گویم این حدیث با ملاحظه سایر عبارتهایش در آنچه ذکر کردیم صراحت دارد .

4 - احسان به ما

احسان امام زمان عجل‌اللَّه تعالی فرجه به ما نحوه‌های گوناگون دارد که قسمتی از آنها را بعد از این اشاره خواهیم کرد . ان شاء اللَّه تعالی و از جمله آنها دعا کردن آن حضرت در حقّ ما و دفع شرّ دشمنان و برطرف ساختن محنتها و . . . می‌باشد . خداوند متعال می‌فرماید : « هَلْ جَزاءُ الإحْسانِ الّا الإحْسانُ » ( 83 ) ؛ آیا پاداش احسان جز احسان است ؟
البته احسان به حکم عقل و شرع و فطرت انسانی - انگیزه دعا کردن است که :
أَحْسِنْ اِلی النَّاسِ تَستَعْبِد قُلوبَهُمُ
فَطالَما استَعْبَدَ الاِنسانَ إِحسانُ
به مردم احسان کن که دلهایشان را به بند خواهی کشید و بسیار می‌شود که احسان ، انسانی را به بردگی می‌کشاند .

5 - إباحه [و اجازه تصرف در] حقوقی که از آن حضرت در دست ما است‌

روایتی است در کافی از مسمع از امام صادق علیه السلام که ضمن حدیثی طولانی آمده امام صادق علیه السلام فرمود : ای ابویسار به تحقیق که تمام زمین برای ما است و هر چه خداوند از آن برآرد همه از برای ما است - ابویسار - می‌گوید : به آن حضرت عرض کردم پس همه مال را برای شما بیاورم ؟ فرمود : ای ابویسار البته ما آن را بر تو حلال کردیم ، و مباح گرداندیم پس مال خودت را برگیر و هر آنچه از زمین در دست شیعیان ما هست بر آنها حلال است تا هنگامی که قائم ما بپاخیزد و مالیات آن را از آنان بگیرد و زمین را در دست ایشان واگذارد و امّا آنچه در دست غیر شیعیان است هر سودی که از آن ببرند بر آنها حرام است و هنگامی که قائم ما بپاخیزد زمین را از دستشان بگیرد و آنها را به خواری از آن بیرون راند ( 84 ) .

6 - إستنصار و یاری خواستن آن حضرت‌

در حرف ( ظ ) و حرف ( ک ) در شباهتهای آن حضرت به جدش ابوعبداللَّه الحسین علیه السلام و حرف ( ن ) در نداهای آن حضرت ، مطالب مناسبی خواهد آمد اِنْ شاء اللَّه تَعالی .

7 - إغاثه [داد رسی] ستمدیدگان از ما شیعه‌

در توقیعی که آن حضرت به شیخ مفید نوشته‌اند آمده : ما نظر خود را از شما برنمی‌گیریم [که به حال خود وابمانید] و فراموشتان نمی‌کنیم ، اگر چنین نبود گرفتاریها شما را از پای می‌انداخت و دشمنان شما را از بین می‌بردند ( 85 ) .
خوش دارم که در اینجا جریانی را بیاورم که عالم فاضل ربانی حاج میرزا حسین نوری - که خداوند بر نور و درجه‌اش در آخرت بیفزاید - در کتاب جَنَّةُ الْمَأوی در بیان کسانی که سعادت دیدار حضرت حجّت یا دیدن معجزات حضرتش در غیبت کبری نصیبشان شده ، آورده است . میرزا حسین نوری می‌گوید : عالم جلیل و دانشمند بزرگوار : مَجْمَعُ الْفَضائِل وَ الْفَواضِل الصَّفِیُّ الْوَفِیُّ شیخ علی رشتی که عالمی نیکوکار و زاهدی پرهیزکار از شاگردان سیّد سَنَد و استاد اعظم حجة الاسلام میرزای بزرگ شیرازی بود ، و چون مردم نواحی فارس مکرر شکایت و گلایه داشتند از اینکه عالم و روحانی کاملی ندارند ، میرزای شیرازی ایشان را بدانجا فرستاد و پیوسته در میان آنها با کمال احترام زندگی کرد تا وفات یافت . من با او در سفر و حضر مصاحبت داشته‌ام ، کمتر کسی را در اخلاق و فضل نظیرش دیده‌ام .
وی گفت : در یکی از سفرها که از زیارت حضرت ابی‌عبداللَّه علیه السلام به سوی نجف اشرف از راه فرات بازمی‌گشتم ، در کشتی کوچکی که بین کربلا و طویریج بود سوار شدم از طویریج راه حلّه و نجف جدا می‌شود ، مسافرین که همه اهل حلّه بودند به بازیگری و بی‌عاری و مزاح مشغول شدند به جز یک نفر که با اینکه با ایشان بود احیاناً همسفرها بر مذهب او خرده می‌گرفتند و او را سرزنش می‌کردند با کمال متانت نشسته بود ، و هیچ شوخی نمی‌کرد و نمی‌خندید . از این وضع در تعجب بودم تا اینکه به جایی رسیدیم که آب کم بود و ناچار صاحب کشتی ما را بیرون فرستاد . در کنار نهر که می‌رفتیم . به طور اتّفاقی با آن شخص همراه شدم . از او پرسیدم : علت کناره‌گیری‌اش از وضع همسفریها و خرده‌گیری آنها در مذهب او چیست ؟ گفت : اینها از اهل سنّت و خویشاوند منند پدرم نیز از ایشان است ولی مادرم از اهل ایمان ، من نیز مذهب آنها را داشتم و به برکت حضرت حجّت صاحب الزمان عجل‌اللَّه تعالی فرجه شیعه شدم .
از علت و نحوه تشیع او سؤال کردم ، جواب داد : اسم من یاقوت؛ و شغلم روغن فروشی کنار پل حله است . در یکی از سالها برای خریدن روغن از شهر حله بیرون رفتم تا از صحرانشینان روغن وارد کنم . چند منزل رفتم تا آنچه می‌خواستم خریدم و به اتفاق عدّه‌ای از اهالی حلّه بازگشتم و در یکی از منزلها که فرود آمدیم و خوابیدیم ، وقتی بیدار شدم ، دیدم همه رفته‌اند و من در صحرای بی‌آب و علفی که درندگان زیادی هم داشت تنها مانده‌ام ، از آنجا تا نزدیکترین آبادی چند فرسنگ راه بود ، برخاستم و به راه افتادم ولی راه را گم کردم و متحیر ماندم از طرف دیگر از تشنگی و درندگان ترسان بودم . درمانده شدم و در آن حال به خلفا و مشایخ استغاثه کردم و از آنها کمک و شفاعت خواستم تا خداوند برایم فرج کند . ولی نتیجه‌ای نداد .
با خود گفتم : از مادرم شنیده‌ام که می‌گفت ما امام زنده‌ای داریم که کنیه‌اش اباصالح است به فریاد گم‌شدگان می‌رسد و درماندگان و ضعیفان را کمک می‌کند با خداوند پیمان بستم که به او پناهنده شوم اگر نجاتم داد به مذهب مادرم درآیم پس او را صدا کردم و استغاثه نمودم که یک مرتبه کسی را دیدم عمامه سبزی بر سرداشت مانند این - و به علفهای کنار نهر اشاره کرد - با من راه می‌رود به من دستور داد که به مذهب مادرم درآیم و کلماتی فرمود ( که مؤلف کتاب آنها را فراموش کرده است ) .
و فرمود : به زودی به آبادیی می‌رسی که آنجا همه شیعه هستند . گفتم : ای آقای من شما با من به آن آبادی تشریف نمی‌آوردید ؟ فرمود : نه ، چون هزار نفر در اطراف بلاد به من پناهنده شده‌اند می‌خواهم آنان را خلاص کنم . سپس از نظرم غایب شد ، کمی راه رفتم به آن آبادی رسیدم ، مسافت زیادی تا آنجا بود که همسفرهایم روز بعد به آنجا رسیدند از آنجا به حلّه برگشتم و به نزد سیّد الفقها سیّد مهدی قزوینی - که قبرش پر نور باد - رفتم ، و جریان خودم را با او در میان گذاشتم و از او احکام و مسائل دینی را آموختم ، و از او پرسیدم به چه عملی می‌شود بار دیگر آن حضرت را ببینم ؟ فرمود : چهل شب جمعه به زیارت امام حسین علیه السلام برو ، من هم شبهای جمعه به زیارت حضرت سیدالشهدا می‌رفتم یک نوبت از چهل بار باقی مانده بود . روز پنج‌شنبه از حلّه به کربلا رفتم ولی وقتی به دروازه شهر رسیدم ، دیدم مأمورین ظالم از مردم گذرنامه می‌خواهند؛ و خیلی هم سخت می‌گیرند . من نه گذرنامه داشتم و نه قیمت آن را ، چند بار خواستم به طور قاچاق از میان جمعیت بگذرم ، ولی نشد . در همین اثنا حضرت صاحب الامر عجل‌اللَّه فرجه را دیدم که در لباس طلبه‌های ایرانی با عمامه سفیدی بر سر ، داخل شهر است ، به او استغاثه کردم و کمک خواستم؛ بیرون آمد مرا همراه خود داخل شهر کرد ، و دیگر او را ندیدم و با حسرت و تأسف بر فراقش ماندم ( 86 ) .

8 - امنیت راهها و شهرها با ظهور آن حضرت‌

در بحار به نقل از ارشاد القلوب دیلمی از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود : هرگاه حضرت قائم عجل‌اللَّه تعالی فرجه قیام کند ، به عدالت حکم می‌کند . و در زمان او ستمگری برچیده می‌شود ، و به وسیله آن حضرت امنیت در راهها برقرار می‌گردد ، و زمین برکاتش را برمی‌آورد ، و هر حقّی به حقدار می‌رسد . . . ( 87 ) .
در حدیث دیگری از آن حضرت درباره ظهور حضرت قائم عجل‌اللَّه تعالی فرجه آمده : پیرزن ناتوان از مشرق به قصد سفر به مغرب بیرون رود هیچ کس او را خشمگین ننماید ( 88 ) .
و در خبر دیگری در [تأویل] آیه شریفه : « سیرُوا فیها لَیالِیَ وَ ایَّاماً آمِنینَ » ( 89 ) ؛ در این راههای نزدیک به هم ، شبها و روزهایی با امنیت سیر کنید . آمده : با قائم ما اهل‌بیت ( 90 ) .

9 - احیاء و زنده کردن دین خدا و اعلای کلمه اللَّه‌

در دعای ندبه می‌خوانیم : أَیْنَ مُحیی مَعالِمِ الدّینِ وَ اَهْلِهِ؛ کجاست آنکه نشانه‌ها و آثار دین و اهل دین را زنده کند ؟
و در حدیث قدسی که در بخش سابق گذشت آمده است : و دینم را به وسیله او اجرا و بر همه برنامه‌ها چیره خواهم کرد .
و نیز در تفسیر آیه « لَیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ » ( 91 ) ؛ تا او را بر همه [مجموعه‌های ]دین پیروز گرداند .
آمده است با ظهور حضرت قائم علیه السلام این کار انجام خواهد شد .
و در بحار ضمن یک حدیث طولانی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده که فرمود : نهمین آنها قائم خاندان من و مهدی امت من است و او در اندام و گفتار شبیه‌ترین مردم به من می‌باشد . البته بعد از غیبتی طولانی ظاهر خواهد شد و دین خدا را آشکار خواهد کرد و با کمک الهی تأیید و حمایت و به وسیله فرشتگان خداوند یاری خواهد شد . پس زمین را از عدل و داد پر کند چنانکه از ستم و بیداد پر شده باشد ( 92 ) .
نیز در بحار در حدیث مفصلی از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام آمده : سپس به سوی کوفه باز خواهد گشت . آنگاه سیصد نفر را به تمامی جاها می‌فرستد؛ بین شانه و سینه‌هایشان دست می‌کشد؛ پس در هیچ قضاوتی در نمی‌مانند ، و هیچ سرزمینی نماند مگر اینکه در آن بانگ شهادت به لا الهَ الَّا اللَّه وحده لا شریک له و ان محمداً رسول‌اللَّه بلند شود ( 93 ) .
و احادیث در این باره بسیار است ، خواستیم فقط اشاره‌ای کرده باشیم .

10 - انتقام آن حضرت از دشمنان خدا

از جمله القاب امام زمان عجل‌اللَّه تعالی فرجه ، اَلْمُنْتَقِمْ است .
و در کتاب کمال الدین به سند خود از امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است که : پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : هنگامی که به سوی آسمان ( به معراج ) برده شدم ، پروردگار من به من وحی فرمود که : ای محمّد؛ من نظری به سوی زمین افکندم و تو را از آن اختیار نمودم ، و پیغمبر ساختم ، و اسم تو را از نام خود برگرفتم که من محمودم و تو محمّدی ، دوباره بر زمین نظری افکندم و علی را از آن برگزیدم ، و او را وصیّ و خلیفه و شوهر دختر تو قرار دادم و برای او هم نامی از نامهای خود برگرفتم ، پس من علیّ اعلی هستم و او علی است و فاطمه و حسن و حسین را از نور شما خلق کردم .
آنگاه ولایت آنان را بر فرشتگان عرضه کردم تا هر که پذیرفت در پیشگاه من از مقرّبین گردد ، ای محمد اگر بنده‌ای از بندگانم آن قدر عبادتم کند تا درمانده شود و بدنش مانند مشک پوسیده گردد ، ولی در حالی که منکر ولایت آنان باشد به نزد من آید ، او را در بهشتم جای نخواهم داد ، و در زیر عرشم سایه نخواهم بخشید ، ای محمد می‌خواهی آنان را بینی ؟ عرض کردم : آری پروردگارا . خداوند عزّ و جل فرمود : سرت را بلند کن . پس سرم را بلند کردم که بناگاه انوار علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی ، و جعفر بن محمد ، و موسی بن جعفر ، و علی بن موسی ، و محمد بن علی ، و علی بن محمد ، و الحسن بن علی ، و محمد بن الحسن را - که در میان ایشان - مانند ستاره درخشانی بپا خاسته بود مشاهده نمودم .
عرض کردم : پروردگارا اینها کیانند ؟ فرمود : اینها امامان هستند ، و این قائم است؛ آنکه حلال مرا حلال و حرام مرا حرام کند ، و به وسیله او از دشمنانم انتقام می‌گیرم ، و او برای اولیای من مایه راحت است ، و او است که دل شیعیان و پیروان تو را از ظالمین و کافرین شفا می‌بخشد و لات و عزّی را تر و تازه بیرون می‌آورد پس آنها را خواهد سوزانید ، البته فتنه و امتحان مردم با آنان سخت‌تر از فتنه گوساله و سامری خواهد بود ( 94 ) .
همچنین در بحار به نقل از علل الشرایع به سند خود از عبدالرحیم قصیر از حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود : هرگاه قائم ما بپاخیزد ، حمیرا به سوی او بازگردانده شود تا حد تازیانه به او بزند و تا انتقام فاطمه دخت محمد صلی الله علیه وآله وسلم را از او بگیرد . گفتم : فدایت شوم؛ چرا حد تازیانه به او می‌زند ؟ فرمود : به خاطر تهمتی که بر مادر ابراهیم زد . گفتم : پس چطور شد که این کار ( حد زدن ) را خداوند برای زمان حضرت قائم تأخیر انداخت ؟ فرمود به تحقیق خداوند تبارک و تعالی محمد صلی الله علیه وآله وسلم را رحمت فرستاد ، ولی قائم علیه السلام را به منظور نقمت و کیفر دهی برمی‌انگیزد ( 95 ) .
و در همان کتاب بحار از مزار کبیر به سند خود از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : هرگاه قائم ما بپاخیزد برای خدا و رسول او و همه ما خاندان پیغمبر انتقام خواهد گرفت ( 96 ) .
و در همان کتاب به نقل از ارشاد دیلمی از امام صادق علیه السلام آمده : و دست بنی شیبه را می‌بُرد و بر در کعبه می‌آویزد و بر آن می‌نویسد : اینها دزدان کعبه هستند ( 97 ) .
و در احتجاج از پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم در خطبه غدیر چنین نقل شده که فرمود : توجه کنید : خاتم امامان از ما ، مهدی - صلوات اللَّه علیه - می‌باشد . آگاه باشید اوست چیره شونده بر همه دین ، اوست انتقام گیرنده از ظالمین ، اوست فاتح و منهدم کننده دژها ، اوست که تمام قبائل اهل شرک را نابود می‌سازد ، اوست که خونبهای تمام اولیای حقّ را می‌گیرد ، اوست که از دریای ژرف می‌نوشاند ، اوست که هر کسی را بر اساس فضل و شایستگی سِمَت می‌دهد ، او برگزیده و منتخَب خداوند است ، او وارث همه علوم و محیط بر همه آنها است ، اوست که از پروردگار خود خبر می‌دهد و حقایق ایمانِ به او را مطلّع می‌سازد [بر پای می‌دارد] ، او است که صاحب رشاد و سداد در رأی و عمل می‌باشد ، امور دین به او تفویض و واگذار شده ، و پیغمبران قبل و امامان پیشین به او مژده داده‌اند ، او حجّت باقی است و بعد از او حجتی نیست ، و حقی نیست مگر با او و نوری نیست جز نزد او ، کسی بر او غالب و منصور نمی‌شود ، او ولیّ خداوند در زمین و حاکم الهی بر خلایق و امین پروردگار در ظواهر و اسرار است . . . .
و در قسمت دیگری از این خطبه آمده است : ای گروههای مردم؛ نور مخصوص خداوند عزّ و جل در وجود من است ، سپس در وجود علی تجلی خواهد کرد ، و سپس در نسل او تا قائم مهدی که حقّ خداوند و هر حقی را که برای ما هست ، می‌گیرد ( 98 ) .
و در تفسیر قمی درباره آیه : « فَمَهِّلِ الکافِرینَ أمْهِلْهُمْ رُوَیداً » ( 99 ) ؛ پس کافران را مهلت بده ، آنها را به اندک مهلتی .
چنین آمده است : برای هنگام قیام قائم ، پس او از جبّارها و طاغوتهای قریش و بنی‌امیه و سایر مردم برای من انتقام می‌گیرد ( 100 ) .

11 - اقامه و برپا کردن حدود الهی‌

در دعایی که به وسیله عَمْری از خود آن حضرت روایت شده چنین است : وَ اَقِمْ بِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَةَ وَ الْأَحْکامَ الْمُهْمَلَةَ؛ و به وسیله او حدود تعطیل شده و احکام کنار مانده را بر پا کن .
و در کتاب کمال الدین از امام صادق علیه السلام ضمن تشریح زمان ظهور آن حضرت آمده است : و در آن زمان حدود الهی برپا می‌شود ( 101 ) .
در حدیث دیگری آمده : به درستی که برپا شدن یک حد از حدود الهی پاکیزه‌تر از چهل شبانه روز بارش باران است ( 102 ) .
چنانکه از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام منقول است . و در بحث « حَیاتُ الْاَرْضِ بِهِ » ( زنده ماندن زمین به برکت اوست ) . مطالبی که مناسب این موضوع هست خواهد آمد اِنْ‌شاء اللَّه تَعالی .
و در بحار از امام صادق علیه السلام روایت شده که : دو خون در اسلام از سوی خداوند مباح و روا است ، امّا هیچ کس درباره این دو خون به آنچه خداوند دستور فرموده حکم و داوری نمی‌کند تا اینکه خداوند ، قائم اهل البیت علیهم السلام را برانگیزد ، پس در آنها به حکم الهی حکم خواهد فرمود و در آن بیّنه و شاهد نخواهد خواست : زناکار محصن که سنگ‌سارش می‌کند؛ و مانع زکات که گردنش را می‌زند ( 103 ) .
می‌گویم : حد زانی محصن ( مردِ زن‌دار یا زن شوهرداری که مرتکب زنا شده باشد ، با شرایطی که در فقه آمده ) همان سنگسار است و اینکه اجرای این حکم را مخصوص به امام زمان قرار داده از نظر حکم به مقتضای علم واقعی آن حضرت است ، و اینکه بر خلاف زمان سایر امامان حدود با شبهات دفع نخواهد شد .

12 - اضطرار و ناچاری آن حضرت‌

در دعای ندبه آمده است : اَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذی یُجابُ اِذا دَعا؛ کجاست آن مضطری که هرگاه دعا کند به اجابت می‌رسد .
و در تفسیر علی بن ابراهیم قمی درباره آیه مبارکه : « أَمَّنْ یُجیبُ الْمضْطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاء الْاَرْضِ » ( 104 ) ؛ آیا [جز خدا] کیست که دعای مضطرّ [ناچار ]را به اجابت رساند و شما را جانشینان زمین قرار دهد ؟
از پدرش از حسن بن علی بن فضال از صالح بن عقبه روایتی نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود : این آیه درباره قائم آل محمد علیهم السلام نازل شده است آن مضطری که هرگاه در مقام ( ابراهیم ) دو رکعت نماز بگذارد و خداوند را بخواند و دعا کند ، خداوند دعای او را اجابت فرماید و او را خلیفه در زمین قرار دهد ( 105 ) .

خواندن 74 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « ویژگیهای حضرت حرف ب‌ »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات