حرف جیم‌

1 - جمال و زیبایی آن حضرت‌

بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان صلوات‌اللَّه علیه زیباترین و خوش صورت‌ترین مردم است

زیرا که شبیه‌ترین مردم به پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم می‌باشد ، چنانکه در کتاب المَحَجَّه ، سیّد بحرانی و غیر آن از عَمّار روایت شده که گفت : پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : ای عمّار ، خداوند تبارک و تعالی با من پیمان بسته که از صُلبِ حسین نُه امام بیرون آورد ، و نهمین آنها از نظر مردم غایب می‌شود ، و همین است که خداوند عزّ و جل فرماید : « قُلْ أَرَأَیْتُمْ إنْ اَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعینٍ » ( 161 ) ؛ [به کافران] بگو : اگر آب [که مایه حیات است] همه به زمین فرو برود کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آرد .
غیبتی طولانی برای او خواهد بود که گرșǙɠاز عقیده‌شان برمی‌گردند وعده دیگری ثابت قدم می‌مانند؛ پس هرگاه آخر زمان شود خروج می‌کند و دنیا را پر از قسط و عدل می‌نماید چنانکه پر شده است از ظلم و جور ، و بر مبنای تأویل مقاتله می‌کند ، همانطور که من بر مبنای تنزیل جهاد نمودم ، و او همنام و شبیه‌ترین مردم به من است ( 162 ) .
و در کمال الدین از رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم مروی است که فرمود : مهدی از فرزندان من است؛ نامش نام من و کنیه‌اش کنیه من ، شبیه‌ترین مردم به من از لحاظ اخلاق و خلقت است ، غیبت و حیرتی خواهد داشت که امّتها در آن گمراه می‌شوند ، مانند ستاره شهاب می‌آید . پس زمین را از قسط و عدل آکنده می‌سازد همچنان که از ظلم و ستم پر شده باشد ( 163 ) .
و نیز در همان کتاب از امام صادق از پدرانش از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت کرده که فرمود : مهدی از فرزندان من است ، نام او نام من و کنیه‌اش کنیه من است ، از نظر خَلْق و خُلق شبیه‌ترین مردم به من است ، غیبت و حیرتی برای او خواهد بود تا جایی که خلایق از ادیان خود گمراه گردند ، پس در آن هنگام است که همچون ستاره شهاب می‌آید و زمین را پر از قسط و عدل می‌کند ، چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد ( 164 ) .
و نیز در همان کتاب به سندی از رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم ضمن حدیثی از ابن عباس آمده : و از پشت حسین علیه السلام امامانی قرار داد که به امر من قیام کرده و وصیّت مرا حفظ می‌نمایند ، نهمین آنها قائم اهل بیت ، مهدی امّت من است در صورت و سیرت و گفتار شبیه‌ترین مردم است نسبت به من ( 165 ) .
حالا که دانستی آن حضرت شبیه‌ترین مردم به رسول اکرم است ، بدان که به راستی ثابت شده از نص احادیث که رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم زیباترین و خوش صورت‌ترین مردم بوده است . به این روایت توجه کنید : ثقةالاسلام کلینی در کافی از حضرت امام باقر علیه السلام آورده است که فرمود : پیامبر خدا رخسارش سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت ، و ابروانش به هم پیوسته ، و کف دست و پایش پرگوشت و درشت بود ، بدان سان که گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد ، استخوان دو شانه‌اش بزرگ بود ، چون به کسی روی می‌کرد به خاطر مهربانی شدیدی که داشت با همه بدن به جانب او توجه می‌نمود . یک رشته موی از گودی گلو تا نافش روییده ، انگار که میانه صفحه نقره خالص خطی کشیده شده باشد ، و گردن و شانه‌هایش بسان گلاب پاش سیمین بود ، بینی کشیده‌ای داشت که هنگام آشامیدن آب نزدیک بود به آب برسد . هنگام راه رفتن محکم قدم برمی‌داشت که گویا به سرازیری فرود می‌آید ، باری؛ نه قبل و نه بعد از پیغمبر خدا کسی مثل او دیده نشده است ( 166 ) .
و در بحار از کتاب غیبت شیخ طوسی روایت شده که امیرالمؤمنین علیه السلام بالای منبر فرمود : رادمردی از فرزندان من در آخرالزمان بپامی‌خیزد که سفید رنگ پُر سرخی است ، شکمش فربه و رانهایش عریض و استخوان دو شانه‌اش بزرگ ، دو خال در پشتش هست یکی به رنگ پوستش و دیگری مانند خال پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم ( 167 ) .
و از طریق عامّه از پیغمبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم مروی است که فرمود : مهدی ، طاووس اهل بهشت است ( 168 ) .
و نیز از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده که فرمود : مهدی مردی از فرزندان من است ، رنگ او رنگ مردم عرب و بدن او بدن بنی‌اسرائیل ( قوی و درشت استخوان ) ، بر گونه راستش خالی است که مثل ستاره درخشنده است ( 169 ) .
و نیز از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل است که فرمود : مهدی از ما فراخ پیشانی و باریک بینی است ( 170 ) .
و در کتاب تَبْصِرَةُ الْوَلِیِّ فیمَنْ رَأَی الْقائِمَ الْمَهْدِیّ علیه السلام از ابونعیم محمد بن احمد الانصاری نقل کرده که گفت : عدّه‌ای از مفوّضه و مقصّره کامل بن ابراهیم مدنی را به خدمت حضرت ابومحمد امام حسن عسکری علیه السلام به سامره فرستادند که با آن حضرت مناظره کند ، کامل گوید : با خود اندیشیدم که از آن حضرت سؤال خواهم کرد که داخل بهشت نشود جز آنکه معرفتش مثل من و اعتقادش مانند من باشد . و چون بر سرورم حضرت ابومحمد وارد شدم ، دیدم جامه‌های نرم و سفیدی در تن اوست ، با خود گفتم ولیّ و حجّت الهی جامه‌های نرم می‌پوشد در حالی که به ما امر می‌کند با برادران دینی مواسات و همدردی کنیم؛ و از پوشیدن چنین جامه‌هایی نهی می‌نماید! که ناگاه با تبسم آستین خود را بالا زد دیدم که پلاس زبر سیاهی بر پوست بدنش بود و فرمود : این برای خداست و این برای شما ، خجالت کشیدم و کنار دری نشستم که پرده‌ای بر آن آویخته بود ، پس بادی وزیده و گوشه‌ای از آن پرده بالا رفت و نوجوانی دیدم در حدود چهار سالگی انگار پاره‌ای از ماه بود ، به من فرمود : ای کامل بن ابراهیم ، بدنم لرزید و به دلم افتاد که فوری بگویم : لَبِّیکَ ای سیّد من . فرمود : آمدی که از ولیّ و حجّت خدا سؤال کنی که وارد بهشت نمی‌شود مگر آنکه معرفتش مانند تو باشد ، و سخن تو را بگوید . گفتم : آری به خدا سوگند . فرمود : بنابراین عده کمی وارد بهشت می‌شوند ، به خدا قسم وارد بهشت می‌شوند گروهی که آنها را حقیّه می‌گویند . عرض کردم : ای سرور من اینها کیستند ؟
فرمود : قومی که از روی علاقه و محبّت به امیرالمؤمنین علیه السلام به حقّ او قسم می‌خورند ولی حقّ و فضل آن حضرت را نمی‌شناسند .
سپس مقداری سکوت کرد و بعد فرمود : همچنین آمده‌ای که درباره حرفهای مفوّضه بپرسی . آنها دروغ می‌گویند . بلکه دلهای ما محلّ مشیّت الهی است ، پس هر چه خدا بخواهد ما می‌خواهیم وَ ما تَشاؤُنَ اِلّا اَنْ یَشاءاللَّهُ .
آنگاه پرده به حال سابق برگشت ، من دیگر نمی‌توانستم آن را بالا بزنم . پس حضرت ابومحمد علیه السلام نگاهی به من افکند و تبسم‌کنان فرمود : ای کامل بن ابراهیم چرا نشسته‌ای ؟ در حالی که حجّت بعد از من از آنچه در ذهن تو بود و آمده بودی که از آن سؤال کنی تو را آگاه ساخت . پس برخاستم و بیرون رفتم و بعد از آن دیگر او را ندیدم ( 171 ) .
و در جریان محمد بن عبیداللَّه قمی که در بحار از غیبت شیخ طوسی نقل شده آمده است : مانند او خوش صورت و معتدل اندام ندیدم ( 172 ) .
و اخبار در این معنی جداً زیاد است و ما شاید بعضی از آنها را در غیر این بخش ذکر کنیم . و چه خوش گفت آنکه گفت :
قَمَرٌ تَکامَلَ فی نِهایَةِ حُسْنِهِ
مِثْلُ الْقَضیب عَلی رَشاقَةِ قَدِّهِ
فَالْبَدْرُ یَطْلعُ مِنْ ضِیاءِ جَبینِهِ
وَ الشَّمْسُ تَغْربُ فی شَقائقِ خَدِّهِ
مَلَکَ الْجَمالَ بِاَسرِهِ فَکَاَنَّما
حُسْنُ الْبَرِیَّةِ کُلُّها مِنْ عِنْدِهِ
مهی که حسن جمالش ز ماه نیکوتر
قدی ز شاخه شمشاد و سرو رعناتر
ز پرتو رخ نورانیش قمر طالع
درون گونه سرخش غروب مهر نگر
به ملک خویش در آورده هر چه زیبایی
که حسن مردم زیبا از او بود یکسر
و امّا وجه تشبیه آن حضرت به شهاب ثاقب : شاید به خاطر این باشد که ، به طور ناگهانی ظهور می‌کند چنانکه این معنی در چند روایت آمده . و یا اینکه مانند ستاره شهاب می‌درخشد . شاهد بر این احتمال روایاتی است که در باب ( نور آن حضرت ) خواهد آمد ، و یا به خاطر اینکه شیاطین را طرد و دفع می‌کند . همان طور که با شهاب ثاقب طرد می‌شوند ، خداوند متعال می‌فرماید : « اِلّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ » ( 173 ) ؛ جز آنکه کسی ( از شیاطین ) بخواهد از عِلمِ بالا برباید که شهابی فروزان او را دنبال می‌کند .

2 - جریان روزی ما بر دست آن حضرت‌

در بخش سوّم کتاب مطالبی در بیان این معنی گذشت .

3 - جهاد آن حضرت عجل اللَّه فرجه‌

در دعایی که از حضرت امام رضا علیه السلام درباره حضرت حجّت علیه السلام روایت شده چنین آمده است : بزرگوار مجاهد تلاشگر ( 174 ) .
و در بحار از حضرت امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود : او خونخواه ، با تأسف و غضبناک خروج می‌کند به خاطر غضب خداوند بر این خلق ، پیراهنی که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم روز احد پوشیده بود بر اندام اوست ، و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشیر ذوالفقار پیغمبر با اوست ، شمشیر بر شانه می‌گذارد و تا شش ماه از کشته پشته می‌سازد ( 175 ) .
و از همان حضرت درباره فرموده خداوند متعال : « وَ قاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَةً وَ یَکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ » ( 176 ) ؛ و با آنان بجنگید تا اینکه فتنه‌ای نباشد و تمامی دین برای خدا گردد .
منقول است که فرمود : تأویل این آیه هنوز نیامده پس از آنکه رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم برای احتیاج خود و اصحابش آنان را رخصت داده بود ، که اگر تأویل آن آمده بود از آنها پذیرفته نمی‌شد ، ولی با آنها جنگ می‌شود تا اینکه توحید خداوند عزّ و جل برقرار و هیچ شرکی باقی نماند ( 177 ) .
و از بشیر نبّال است که گفت : به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم : آنها می‌گویند : هر گاه مهدی علیه السلام قیام کند ، خود به خود امور برایش درست می‌شود و به قدر یک حجامت هم خون نمی‌ریزد ؟ فرمود : نه؛ سوگند به آنکه جانم به دست او است ، اگر برای کسی امور خود به خود درست می‌شد برای پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم این امر واقع می‌گشت که دندانهایش خون آلود و پیشانیش شکسته شد ، نه؛ سوگند به آنکه جانم در دست اوست [کار به جایی رسد که ]ما و شما عرق و علق ( = خون بسته شده ) را از چهره پاک کنیم - و دستی به پیشانی کشید - ( 178 ) .
می‌گویم : علق - که در متن روایت آمده - یعنی : خون ، و پاک کردن عرق و خون کنایه از محنتها و رنجها است که باعث می‌شود انسان عرق کند ، و یا جراحتهایی که خونها را جاری می‌سازد - چنانکه مجلسی رحمه الله ذکر کرده - .
و در کمال الدین از عیسی الخشّاب روایت است که گفت : به حسین بن علی - صلوات‌اللَّه علیه - عرض کردم : شما صاحب این امر هستید ؟ فرمود : نه؛ ولی صاحب أمر همان طرید و شرید ( 179 ) است که به خاطر پدرش مَوْتُور و خونخواه است ، که کنیه عمویش را دارد ، شمشیر خود را تا هشت ماه بر شانه می‌گذارد .
می‌گویم : اینکه می‌فرماید : ( کنیه عمویش را دارد ) : یکی از کنیه‌های آن حضرت ( ابوجعفر ) است چنانکه در روایت دیگری از حسن بن المنذر منقول است که گفت : روزی حمزة بن ابی‌الفتح نزدم آمد و به من گفت : مژده که دیشب در خانه مولودی برای حضرت ابومحمد متولد شد . و دستور داد که آن را مخفی بداریم ، و امر کرد که از برای او سیصد گوسفند عقیقه شود ، گفتم : نامش چیست ؟ گفت : م‌ح‌م‌د نامیده می‌شود و کنیه‌اش ابوجعفر است ( 180 ) .
و نیز از محمد بن مسلم مروی است که گفت : بر حضرت ابوجعفر محمد بن علی باقر علیه السلام داخل شدم در حالی که می‌خواستم درباره قائم آل محمد از او سؤال کنم ، آن حضرت خود آغاز سخن کرد و فرمود : ای محمد بن مسلم در قائم اهل بیت محمد صلی الله علیه وآله وسلم به پنج پیغمبر شباهت هست : یونس بن متی ، و یوسف بن یعقوب ، و موسی ، و عیسی ، و محمد - صلوات‌اللَّه علیهم - ، شباهت به یونس بن متی : بازگشت از غیبت در وضع و قیافه جوانی در سنّ پیری .
و شباهت به یوسف بن یعقوب : غیبت از خاص و عام و مخفی ماندن از برادران و مشکل شدن امر بر پدرش یعقوب با وجود نزدیکی مسافت بین او و پدرش و خاندان و پیروانش .
و امّا شباهت به موسی : ترسیدن مدام و طولانی شدن غیبت و مخفی ماندن ولادت و خستگی شیعیانش پس از او - از اذیتها و خواریهای فراوانی که دیدند تا اینکه خداوند عزّ و جل اجازه ظهورش داد و بر دشمن تأیید و یاریش فرمود - .
و شباهت به عیسی : اختلافات درباره او که گروهی گفتند : متولد نشده و گروهی گفتند : مرده ، و عدّه‌ای پنداشتند : کشته و اعدام شده است .
و امّا شباهت به جدّش محمّد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم : شمشیر کشیدن و قیام با سلاح و کشتن دشمنان خدا و رسول و جبّارها و طاغوتها و او با شمشیر و رعب یاری می‌شود ، و هیچ پرچمی از او برنمی‌گردد ، و از جمله نشانه‌های قیام او : خروج سفیانی از شام ، و خروج یمانی ، و صیحه آسمانی در ماه رمضان ، و آواز دهنده‌ای که از سوی آسمان به نام او و پدرش ندا کند ( 181 ) .

4 - جمع کلمه بر توحید و اسلام‌

در دعای ندبه آمده است : اَیْنَ جامِعُ الْکَلِمَةِ عَلَی التَّقْوی؛ کجاست آنکه سخنان را بر تقوی جمع می‌نماید .
در کتاب المحجّة و غیر آن از امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره آیه : « لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ » ( 182 ) ؛ برای آنکه او را بر همه دین برتری بخشد . آمده که فرمود : تا جایی که هیچ آبادی نماند مگر اینکه هر صبح و شام بانگ شهادت لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ‌اللَّهِ در آن بلند شود ( 183 ) .
و از ابن عباس ( همان کسی که گفته : بیشترین مطالبی که در تفسیر گفته‌ام از امیرمؤمنان علیه السلام گرفته‌ام ) آمده است : این آیه تحقق نمی‌پذیرد مگر وقتی که یهودی و نصرانی و صاحب کیشی نماند؛ مگر آنکه به حقّ ( یعنی اسلام ) گرویده شود . تا اینکه گوسفند و گرگ ، گاو و شیر ، انسان و مار ، از یکدیگر در امان باشند ، و تا اینکه موش انبان را نَجَود و تا اینکه جزیه برداشته و صلیب شکسته و خوک کشته شود و همان است فرموده خداوند متعال که می‌فرماید : « لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ » ( 184 ) ؛ برای آنکه او را بر همه دین برتری بخشد ، هر چند که مشرکان خوشایندشان نباشد . و این هنگام قیام قائم علیه السلام خواهد بود ( 185 ) .
و علی بن ابراهیم در تفسیر این آیه گفته است : این آیه درباره قائم آل محمّد عجّل اللَّه فرجه نازل شده است .
و در کتاب المحجّة از عیّاشی روایت است که در تفسیر خود از حضرت صادق علیه السلام درباره آیه : « وَ لَهُ أسْلَمَ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً » ( 186 ) ؛ و هر آنکه در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه برای او تسلیم است .
آورده که فرمود : هنگامی که قائم عجل‌اللَّه فرجه قیام کند هیچ زمینی باقی نمی‌ماند مگر اینکه در آن شهادت لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ‌اللَّهِ إعلام می‌شود ( 187 ) .
و احادیث در این زمینه جداً زیاد است که بعضی از آنها گذشت و بعضی دیگر نیز انشاءاللَّه خواهد آمد .

5 - جمع شدن یاران دین از فرشتگان و جنّیان و سایر مؤمنان‌

در تفسیر آیه کریمه : « اَیْنَما تَکُونُوا یَاْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً » ( 188 ) ؛ هر کجا که باشید خداوند همگی شما را خواهد آورد .
از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام آمده : یعنی اصحاب قائم علیه السلام سیصد و ده و چند نفر ، سپس فرمود : آنهایند به خدا امّت معدوده؛ و اللَّه در یک ساعت جمع می‌شوند همانند ابرهای پاییزی ( 189 ) .
و از حضرت علی بن الحسین و فرزندش علیهم السلام روایت است که فرمودند : مفقودان؛ گروهی هستند که از رختخوابشان مفقود و سپیده‌دم در مکّه حاضر می‌شوند و این است معنی آیه : « اَیْنَما تَکُونُوا یَاْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً » و آنها اصحاب قائم علیه السلام هستند ( 190 ) .
و از حضرت امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود : این آیه در حقّ مفقود شوندگان از اصحاب قائم علیه السلام نازل شده است که : « اَیْنَما تَکُونُوا یَاْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمیعاً » آنان از رختخوابشان مفقود می‌شوند پس در مکّه صبح می‌کنند ، و بعضی از ایشان در روز بر أبر می‌نشینند ، در حالی که آنان به نامشان و به نام پدرشان و حسَب و نسب‌شان شناخته می‌شوند .
مفضّل پرسید : فدایت شوم کدامیک از آنها ایمانشان محکمتر است ؟ فرمود : آنکه در روز بر ابر بنشیند ( 191 ) .
و از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیهم السلام روایت است که فرمود : به خدا قسم وقتی قائم ما بپاخیزد ، خداوند از همه شهرها و بلاد شیعیان ما را به سوی او جمع می‌نماید ( 192 ) .
و چه نیکو سروده‌اند :
لَقَدْ جُدتَ یَابْنَ أَلْاکَرِمینَ بِنِعْمَةٍ
جَمَعْتَ بِها بَیْنَ الْمُحِبّینَ فی سِتْر
فَلا زلْتَ بِالْاِحسانِ کَهْفاً وَ مَلْجَأً
وَ قَدْ جَلَّ ما قَدْ کانَ مِنْکَ عَنِ الشُّکْرِ
البته ای فرزند بهترینها ، نعمتی را بذل فرمودی که با آن؛ همه محبانت را در پوششی جمع کردی .
پس پیوسته با احسانت پناه و ملجأ باشی که به تحقیق آنچه از تو سر زده از سپاسگزاری بالاتر است .
و در بحار از حضرت امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود : بر او سی هزار فرشته و سیصد و سیزده فرشته فرود می‌آیند . ابان بن تغلِب عرضه داشت : تمام این فرشتگان ؟ فرمود : آری . فرشتگانی که با نوح در کشتی بودند و فرشتگانی که با ابراهیم بودند هنگامی که به آتش افکنده شد ، و آنهایی که با موسی بودند هنگامی که دریا را برای بنی اسرائیل شکافت ، و آنهایی که با عیسی بودند هنگامی که خداوند وی را به سوی خود بالا برد ، و چهار هزار فرشته نشانداری که با پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بودند ، و هزار فرشته‌ای که پی در پی فرود می‌آمدند ، و سیصد و سیزده فرشته‌ای که در بَدْر بودند ، و چهار هزار ملائکه‌ای که فرود آمدند تا به همراه حسین بن علی علیهما السلام با دشمنان نبرد کنند ولی به آنها اجازه داده نشد ، آنها کنار قبر آن حضرت پریشان و غبارآلود و گریان هستند تا روز قیامت ، رئیس آنان فرشته‌ای است که منصور خوانده می‌شود ، هیچ کس آن حضرت را زیارت نکند مگر اینکه اینها به استقبال او می‌روند و یا هنگام وداع او را مشایعت می‌کنند ، و هیچ بیماری نیست مگر اینکه به عیادتش می‌روند ، و هیچ کس از دنیا نرود مگر آنکه بر بدنش نماز می‌گزارند و پس از مرگ برای او طلب مغفرت می‌کنند ، و همه اینها در زمین منتظر قیام قائم - عجل‌اللَّه فرجه - هستند تا هنگام ظهورش فرا رسد ( 193 ) .
و در حدیث مفضّل از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : ای مُفضّل ، او تنها ظاهر می‌شود و به سوی خانه خدا به تنهایی می‌رود و تنها وارد کعبه می‌گردد ، و در حال تنهایی شب بر او فرا می‌رسد پس چون دیدگان به خواب رود و سیاهی شب سایه افکند ، جبرئیل و میکائیل و فرشتگان در صفوف متشکّل بر او فرود می‌آیند پس جبرئیل معروض می‌دارد : « یا سَیِّدی قَوْلُکَ مَقْبُولٌ وَ اَمْرُکَ جایِز » ؛ ای سرور من فرمانت پذیرفته و دستورت إجرا می‌شود ، پس دست بر صورتش می‌کشد و می‌گوید : « اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ اَوْرثَنَا الْأَرْضَ نَتَبوَّءُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشآءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ » ؛ حمد خدای را که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین را میراث ما ساخت ، هر جای بهشت که خواهیم منزلگاه خود قرار دهیم ، پاداش عمل کنندگان چه نیکو است ( 194 ) .
آنگاه میان رکن و مقام می‌ایستد و فریادی می‌کشد ، و می‌فرماید : ای نقبای من ( سرکردگان ارتش آن حضرت ) و ای وابستگان خاص من ، و ای کسانی که خداوند شما را - پیش از ظهورم - برای یاری من بر روی زمین ذخیره کرده ، با خواست و رغبت نزد من آیید .
پس فریاد آن حضرت به گوش آنها می‌رسد در حالی که در محرابها و بر رختخوابهای خود در شرق و غرب زمین قرار دارند ، و همان یک صدا به گوش همه آنان می‌رسد ، پس به آن حضرت پاسخ مثبت می‌دهند ، و به سوی آن صدا می‌شتابند ، و در عرض یک چشم بر هم زدن در پیشگاه او بین رکن و مقام حاضر می‌شوند ، پس خداوند عزّ و جل به نور امر می‌کند که مانند عمودی از زمین تا آسمان کشیده می‌شود ، که از آن نور هر مؤمنی که به روی زمین است استفاده خواهد کرد و نوری از درون خانه‌اش آشکار می‌گردد ، پس نفوس مؤمنین به آن نور خشنود می‌گردد . ( تا اینکه مفضّل عرضه داشت ) : ای سرور من آیا در مکّه مقیم می‌شود ؟
فرمود : نه ، ای مفضّل بلکه مردی از خاندانش را در آنجا جانشین خود می‌سازد ، پس هرگاه از مکّه حرکت کند به آن مرد حمله می‌کنند ، و او را می‌کشند ، پس آن حضرت باز می‌گردد ایشان به خدمتش می‌آیند ، در حالی که ترسان و سر به زیر افکنده باشند ، گریه و تضرع می‌کنند ، و عرضه می‌دارند : ای مهدی آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم توبه می‌کنیم ، پس آن حضرت آنان را نصیحت و موعظه نموده و هشدار می‌دهد و بر آنها جانشین می‌گمارد و دوباره حرکت می‌کند ، ولی باز هم بر آن جانشین یورش می‌برند و او را می‌کشند ، پس یاران خودش از جنّیان و نقبا را به سوی آنها می‌فرستد و می‌فرماید :
بازگردید به سوی آنها و کسی را باقی نگذارید ، مگر آنکه ایمان بیاورد . و اگر نه این بود که رحمت پروردگار همه را فرا می‌گیرد ، و من آن رحمت هستم با شما به سوی آنها بازمی‌گشتم . زیرا که به تحقیق اینها عذرها را بین خود و خدای خودشان و من قطع کردند .
پس به سوی آنان مراجعت می‌کنند به خدا قسم از صد تن یکی باقی نمی‌ماند . قسم به خدا از هزار یکی باقی نمی‌ماند .
مفضّل می‌گوید ، گفتم : ای سیّد من خانه مهدی علیه السلام کجا خواهد بود و مؤمنان کجا جمع می‌شوند ؟ فرمود : سرای حکومت آن حضرت کوفه و مجلس حکم و فرمانروایی او مسجد جامع آن؛ و بیت المال و محل تقسیم غنائم مسلمین مسجد سهله؛ و جای خلوت‌های آن حضرت سرزمین صاف و مسطّح و سفید نجف است .
مفضّل عرضه داشت : ای مولای من آیا همه مؤمنین در کوفه خواهند بود ؟ فرمود : آری؛ قسم به خدا هیچ مؤمنی باقی نمی‌ماند ، مگر اینکه در آن یا در حوالی آن خواهد بود . و کار به جایی می‌رسد که مقدار خوابگاه یک اسب به دو هزار درهم می‌رسد ، و بیشتر مردم آرزو می‌کنند : ای کاش یک وجب از زمین سبع را به قیمت یک وجب طلا می‌خرید و زمین سبع از خطه‌های همدان است ( 195 ) .
می‌گویم : شاید منظور از « هیچ مؤمنی باقی نمی‌ماند مگر اینکه در آن یا در حوالی آن خواهد بود » زیارت و دیدار آن حضرت باشد؛ نه همیشگی . و شاهد بر این ، جمله بعدی است که : « بیشتر مردم آرزو می‌کنند » و احتمال هم دارد که کلمه : حَوالیها تَصْحیفِ اَوْحَنَّ إلَیْها باشد . یعنی یا به سوی آن متمایل و مشتاق می‌شوند . چنانکه در روایتی در بحار و غیر آن از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام منقول است .
و مؤیّد معنی اوّل روایتی است که در بحار از غیبت شیخ طوسی نقل شده که حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود : هرگاه قائم علیه السلام به کوفه وارد می‌شود ، هیچ مؤمنی باقی نمی‌ماند مگر اینکه در آن باشد یا به آن سفر کند ( 196 ) .
و از جمله دلایل بر این که مؤمنین نزد مولایمان صاحب الزمان صلوات‌اللَّه علیه و عجل‌اللَّه تعالی فرجه جمع می‌شوند ، روایتی است که شیخ صدوق در کمال الدین از حضرت ابوالحسن امام علی بن محمد هادی علیه السلام آورده است که : از آن حضرت درباره معنی فرمایش پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم که : « لا تُعادُوا الْاَیامَ فَتُعادیکُمْ » ؛ یعنی با روزها دشمنی نکنید که با شما دشمنی خواهند کرد ، سؤال شد . فرمود : آری؛ منظور از ایام ما هستیم ، به سبب ما آسمانها و زمین برپاست ، پس سَبْت ( شنبه ) نام رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم است؛ و اَحَد ( یکشنبه ) نام امیرالمؤمنین؛ إثنین ( دوشنبه ) حسن و حسین؛ و ثْلُثاء ( سه شنبه ) علی بن الحسین و محمد بن علی باقر و جعفر بن محمد صادق؛ و أَرْبِعاء ( چهارشنبه ) موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و من؛ و خَمیس ( پنج‌شنبه ) فرزندم حسن؛ و جمعه فرزند فرزندم می‌باشد و به سوی اوست که گروه حقّ جمع می‌شوند ، و همان است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند چنانکه از ظلم و ستم پر شده باشد ، و این است معنی ایام و اینکه در دنیا با آنها دشمنی نکنید که در آخرت با شما دشمنی خواهند کرد ( 197 ) .

6 - جمع عقول ( 198 )

در کمال الدین از حضرت امام ابوجعفر باقر علیه السلام روایت شده که فرمود : هرگاه قائم ما بپاخیزد خداوند دستش را بر سر بندگان قرار می‌دهد پس عقلهاشان جمع و حلم و بردباریشان کامل می‌گردد ( 199 ) .
و در کتاب خرائج به جای جمله آخر ، آمده است « و اخلاقشان کامل گردد » .
و در کافی به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام منقول است که فرمود : « اِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللَّهُ یَدَهُ عَلی رُؤُسِ الْعِبادِ فَجُمِعَ بِها عُقُولُهُمْ وَ کَمُلَتْ بِهِ اَحْلامُهُمْ » ؛ هرگاه قائم ما قیام کند ، خداوند دستش را بر سر بندگان قرار دهد . پس عقلهایشان جمع و بردباریشان کامل گردد ( 200 ) .
علامه مجلسی در مرآة العقول گفته است : ضمیرِ « دستش » یا به خدا برمی‌گردد و یا به قائم علیه السلام و بنابر هر دو فرض؛ کنایه از رحمت و شفقت یا قدرت و پیروزی است و بنابر فرض اخیر ، احتمال حقیقت می‌رود ، نه کنایه ، و اینکه فرمود : پس عقلهایشان جمع و . . . به دو وجه محتمل است :
اول : اینکه آن حضرت عقلشایشان را بر اقرار به حقّ جمع می‌کند که دیگر هیچ اختلافی نخواهند داشت .
دوم : اینکه عقل هر کدام از آنها جمع می‌شود یعنی قوای نفسانی و نیروهای حیوانی تسلیمِ عقل گردند ، و با آن همراهی کنند ، که دیگر به خاطر پراکندگی قوای نفسانی عقل پراکنده نمی‌شود ، بعضی این طور گفته‌اند؛ ولی وجه اول صحیح‌تر به نظر می‌رسد ، و ضمیر ( بِها ) به ( یَدْ ) برمی‌گردد ، و ضمیر ( بِهِ ) به ( وَضَعَ ) مربوط است ، یا به قائم علیه السلام برمی‌گردد ، و احلام جمع حِلْم به معنی عقل است ( 201 ) .
می‌گویم : پر واضح است که ضمیر در ( یَدَهُ ) به قائم‌علیه السلام برمی‌گردد ، و دلیل بر این معنی فرمایش امام صادق علیه السلام است که در حدیث دیگری در کافی آمده که فرمود : این امر به کسی می‌رسد که دهان برایش می‌چرخانند ، پس هرگاه مشیت و خواست الهی در او تحقق یابد خروج می‌کند . و مردم گویند : این چیست که واقع شده ؟ پس خداوند دستی از او بر سر رعیّتش قرار می‌دهد .

خواندن 68 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « حرف ث حرف ح‌ »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات