حرف ح‌

1 - حمایت آن حضرت از اسلام‌

حمایت آن بزرگوار از حریم اسلام از مطالبی که راجع به جهاد و جنگ آن حضرت بیان کرده‌ایم ،

دانسته می‌شود و در بحار از شیخ نعمانی به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت است که فرمود : گویا می‌بینم دین شما پیوسته رو به ضعف و از بین رفتن خواهد نهاد ، و در خون خود دست و پا خواهد زد و کسی آن را بر شما بازنمی‌گرداند مگر مردی از ما اهل‌البیت ( 202 ) .
تمام این حدیث در سخای آن حضرت و کشف علوم خواهد آمد اِنْ شاء اللَّهُ تَعالی .

2 - حرب ( جنگ ) آن حضرت با مخالفین‌

فرق میان جنگ و جهاد این است که جهاد نسبت به کافران است ولی جنگ اعم است از آنها و کسانی که کلمه اسلام بر زبان دارند . - چنانکه آیه مربوط به محارب ، « اِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ » ( 203 ) ؛ همانا سزای کسانی که با خداوند جنگ می‌کنند . . . و غیر آن بر این معنی دلالت دارد .
و به هر حال شاهد بر این مقال روایتی است که در بحار از نعمانی منقول است که به سند خود از فضیل آورده که گفت : از حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود : به درستی که وقتی قائم ما بپاخیزد بیشتر از آنچه پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از مردم جاهلیت دید به ناراحتیها برخورد می‌کند ، گفتم : چطور ؟ فرمود : پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به سوی مردم مبعوث شد در حالی که سنگ و چوب و تخته‌ای به صورت بت می‌تراشیدند ، و پرستش می‌کردند . ولی قائم ما عجّل اللَّه فرجه ، در حالی بپاخیزد و به سوی مردمی آید ، که همگی آنها علیه او ، کتاب اللَّه را تأویل نموده و احتجاج می‌کنند ( 204 ) .
و در روایت دیگری از همان حضرت آمده : پس علیه آن حضرت ، کتاب‌اللَّه را تأویل و بر مبنای آن با آن حضرت مقاتله می‌کنند ( 205 ) .
و از همان بزرگوار منقول است که فرمود : سیزده شهر و طایفه است که قائم علیه السلام با آنها جنگ می‌کند ، و آنها هم با آن حضرت می‌ستیزند : اَهل مکّه؛ اهل مدینه؛ اهل شام؛ بنی‌امیّه؛ اهل بصره؛ اهل دَمیسان؛ کردها؛ اَعْراب؛ ضبّه؛ غِنی؛ باهِلِه؛ أزْد و اهل ری ( 206 ) .
و در کتاب کمال الدین از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام مروی است که فرمود : در صاحب این امر شیوه و سنّتی از موسی و سنّتی از عیسی و سنّتی از یوسف و سنّتی از محمد صلی الله علیه وآله وسلم هست .
اما سنّت از موسی ، اینکه ترسان و برحذر است .
و امّا از عیسی ، اینکه درباره‌اش گفته می‌شود آنچه درباره عیسی گفته شد .
و امّا از یوسف ، زندان و غیبت است .
و امّا از محمّد صلی الله علیه وآله وسلم ، قیام با شمشیر و روش آن حضرت را پیروی می‌کند ، و آثارش آشکار گردد ، آنگاه شمشیر خود را تا هشت ماه با دست راست و بر شانه حمایل می‌نماید و پیوسته دشمنان را خواهد کشت تا خداوند عزّ و جل راضی گردد .
ابوبصیر گوید : عرضه داشتم : چگونه خواهد دانست که خداوند راضی شده ؟
فرمود : خداوند رحم در دلش می‌افکند ( 207 ) .
و در حدیث مفضّل از حضرت صادق علیه السلام آمده که فرمود : حَسَنی آن جوانمرد خوشروی که از طرف دیلم خروج می‌کند و با بیان فصیحی که دارد ، فریاد برمی‌آورد : که ای آل احمد اجابت کنید دردمند پریشان حال را ، و آنکه از پیرامون ضریح ( شاید مراد کعبه باشد ) ندا می‌کند . پس گنجینه‌های الهی در طالقان او را اجابت می‌نمایند ، چه گنجهایی که از طلا و نقره نیست ، بلکه مردانی همانند قطعه‌ای آهن بر اسبهای چابک سوار و حربه‌ها به دست و پیوسته ستمگران را به قتل می‌رساند تا اینکه وارد کوفه می‌شود - در حالی که بیشتر جاهای زمین از لوث وجود بی‌دینان پاک گشته است - آنجا را محل اقامت خود قرار می‌دهد .
پس خبر ظهور مهدی علیه السلام به سیّد حسنی و اصحابش می‌رسد ، اصحاب به او می‌گویند : ای فرزند پیغمبر ، این کیست که در قلمرو ما فرود آمده ؟ می‌گوید : بیایید برویم ببینیم او کیست ، - در صورتی که به خدا قسم سیّد حسنی می‌داند او مهدی است ، و بدین جهت این سخن را می‌گوید که به یارانش آن حضرت را بشناساند - .
پس حسنی بیرون می‌آید تا اینکه به مهدی علیه السلام می‌رسد ، آنگاه می‌گوید : اگر تو مهدی آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم هستی پس کو عصای جدّت پیغمبر و انگشتر و جامه و زرهِ ( فاضل ) آن حضرت ؟ و عمامه ( سحاب ) و اسبِ ( یربوع ) و شترِ ( غضباء ) و قاطرِ ( دُلْدُل ) و الاغ ( یَعْفُور ) و اسب اصیل رسول خدا ( بُراق ) و مصحَف امیرمؤمنان علیه السلام ، اینها کجاست ؟
پس آن جناب تمام اینها را به او نشان می‌دهد ، آنگاه عصای پیغمبر را می‌گیرد و در سنگ سختی می‌کارد ، فوری برگ می‌دهد ، منظورش از این کار آن است که بزرگواری و فضیلت مهدی علیه السلام را به اصحاب خود بنمایاند تا با آن حضرت بیعت کنند .
سپس سیدحسنی عرضه می‌دارد : اللَّه اکبر؛ ای فرزند پیغمبر دستت را بده تا با شما بیعت کنیم ، مهدی علیه السلام دستش را دراز می‌کند ، سیّد حسنی و اصحابش بیعت می‌نمایند ، مگر چهل هزار نفر صاحبان مصاحف ( = قرآنهای مکتوب ) که به زیدیه معروفند که از بیعت کردن سرباز می‌زنند ، و می‌گویند : این کار یک سحر بزرگ است .
با این سخن دو لشکر با هم گلاویز می‌شوند ، مهدی علیه السلام به طرف طائفه منحرف آمده و آنها را نصیحت و به پیروی خودش دعوت می‌کند ، ولی آنها بر کفر و طغیان خود می‌افزایند ، و آن حضرت دستور به کشتن آنها می‌دهد پس همه را از دم شمشیر می‌گذرانند .
سپس مهدی علیه السلام به اصحاب خود می‌گوید : قرآنهای آنان را نگیرید ، بگذارید مایه حسرتشان گردد ، همانگونه که آن را تبدیل کرده و تغییر داده و تحریف نموده بودند ، و مطابق آن عمل نکردند ( 208 ) .
اخبار در این باره بسیار است که بعضی از آنها در بحث ( قتل کافرین ) خواهد آمد اِنْ شاء اللَّه تَعالی .

3 - حج آن حضرت علیه السلام‌

شیخ صدوق در کمال الدین به سند صحیحی از محمد بن عثمان عَمْری روایت کرده است که گفت : صاحب این امر هر سال در مراسم حج حاضر می‌شود ، پس مردم را می‌بیند ، آنها را می‌شناسد و آنها او را می‌بینند ، ولی نمی‌شناسند ( 209 ) .
می‌گویم : از جمله روایاتی که دلالت می‌کند بر استجابت دعا کردن برای حجّاج از جهت حجّ خانه خدا حدیثی است که در فقیه از حضرت صادق علیه السلام منقول است که فرمود : هنگامی که شامگاه عَرَفه شود خداوند متعال دو فرشته را می‌فرستد که چهره‌های مردم را جستجو کند ، پس هرگاه کسی که خودش را به حج عادت داده بود نیابند ، یکی از آن دو فرشته به دیگری می‌گوید : فلان شخص در چه حال است ؟ جواب می‌دهد : خدا بهتر می‌داند . پس می‌گوید : پروردگارا اگر فقر مانع از آمدنش شده او را غنی گردان ، و اگر قرض دارد از او ادا فرمای ، و اگر بیماری سبب نیامدنش شده او را شفا بخش ، و اگر از دنیا رفته پس او را بیامرز و رحمتش فرمای ( 210 ) .
این حدیث دلالت می‌کند بر استحباب دعا کردن برای کسی که خودش را به حج عادت داده باشد چنانکه مخفی نیست ، و در بحث شباهت آن حضرت به خضر مطلبی که به این معنی مربوط است خواهد آمد . اِنْ شاء اللَّهُ تَعالی .

4 - حیات و زندگی زمین به وجود آن حضرت‌

شیخ صدوق در کمال الدین به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام درباره آیه شریفه : « اِعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ یُحْیی الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » ( 211 ) ؛ بدانید که خداوند زمین را پس از مرگِ آن ، زنده خواهد کرد .
فرمود : یعنی خداوند زمین را به قائم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم اصلاح فرماید ، یعنی پس از جور و ستم اهل زمین ، « قَدْ بَیَّنَّا لَکُمْ الْآیاتِ » ؛ به راستی که ما آیات و نشانه‌ها را - به قائم آل محمد - برای شما بیان نمودیم ، باشد که تعقُّل کنید « لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ » ( 212 ) .
و از حضرت ابوابراهیم موسی بن جعفر علیه السلام درباره آیه : « یُحْیِی الْاَرْضَ بَعْدَ مُوْتِها » ؛ فرمود : نه به وسیله باران ، بلکه خداوند عزّ و جل مردانی برمی‌انگیزد پس زمین احیا می‌شود به خاطر برپایی و زنده شدن عدالت . و اقامه حد در آن از چهل روز باران سودمندتر است ( 213 ) .
و در جواهر از سدیر روایت است که گفت : حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود : یک حدّ که در زمین بر پا شود پاکیزه‌تر است از چهل شب و روز باران ( 214 ) .
و در کتاب المحجّه از حلبی روایت است که از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام درباره فرموده خداوند متعال : « اعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » ؛ پرسید : حضرت در پاسخ فرمود : یعنی به وسیله عدالت پس از جور و ستم ( 215 ) .

5 - حلم آن حضرت عجّل اللَّه فرجه‌

در ضمن بیان خلق و خوی آن جناب خواهد آمد اِنْ شاء اللَّهُ تَعالی .

6 - حیات ( زنده شدن ) جمعی از اولیای خدا به ظهور آن حضرت‌

در بحث نفع آن حضرت عجّل اللَّه فرجه در حرف نون خواهد آمد اِنْ شاء اللَّهُ تَعالی .

7 - حبّ ( دوستی ) آن حضرت نسبت به ما

از بحثی که درباره لطف آن حضرت نسبت به ما در حرف تاء گذشت دوستی آن جناب نیز واضح می‌شود ، زیرا که لطف میوه محبّت است . همچنین در بخش سوم؛ حقّ پدر بر فرزند؛ و تشییع مردگانِ ما؛ در این زمینه مطالبی گذشت .
به هر حال همه احسان آن حضرت در حقّ ما ثمره و نتیجه محبتش نسبت به ما است اِنْ شاء اللَّهُ تَعالی . ولی یک نکته را که نباید غافل باشی اینکه محبّت او در حقّ ما جز از جهت ایمان و اطاعت ما نسبت به خداوند عزّ و جل نیست ، پس اگر محبّت آن بزرگوار را می‌خواهی ، بر تو باد اطاعت خدای تعالی ، و مبادا که با مخالفت کردن با خداوند او را اذیت و با وی دشمنی کنی که از کسانی خواهی بود که خداوند درباره آنها فرموده است : « اِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ وَ اَعَدَّلَهُمْ عَذاباً مُهیناً » ( 216 ) ؛ البته آنان که خدا و رسولش را می‌آزارند ، خداوند در دنیا و آخرت لعنتشان کرده است ، و برایشان عذاب خوار کننده‌ای آماده نموده است .
و در دارالسلام از امام باقر علیه السلام روایت شده که به جابر جعفی فرمود : بنده جز با اطاعت؛ به خداوند تبارک و تعالی نزدیک نمی‌شود ، دوری از آتش با ما نیست ، آنکه مطیع و فرمانبردار خدا باشد ، دوست و ولیّ ماست . و هر که خداوند را معصیت کند ، دشمن ماست . و ولایت ما جز با عمل و دوری از گناه به دست نمی‌آید .
اخبار در این زمینه زیاد است . البته همان طور که اطاعت خداوند متعال موجب محبّت می‌شود همچنین معصیت مایه زوال آن است چنانکه در کافی از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام آمده که فرمود : امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : هیچ بنده‌ای نیست مگر اینکه چهل سپر بر او هست تا اینکه چهل گناه کبیره مرتکب شود ، پس هرگاه چهل معصیت کبیره مرتکب شد سپرها از او برداشته می‌شود ، آنگاه خداوند متعال به فرشتگان وحی می‌کند که بنده مرا با بالهای خود بپوشانید . پس فرشتگان او را با بالهای خود می‌پوشانند امّا او هیچ زشتی را فروگذار نمی‌کند؛ مگر اینکه آن را مرتکب شود ، تا به حدّی که با افتخار ، کارهای زشت خودش را برای مردم بازگو کند .
آنگاه فرشتگان می‌گویند : خداوندا این بنده تو ، هیچ نهی و زشتی را رها نکرد تا اینکه مرتکب شد ، و ما خجالت می‌کشیم از آنچه انجام می‌دهد . پس خداوند عزّ و جل وحی می‌کند که بالهای خود را از او بردارید . و هرگاه این چنین وضعی انجام شد ، آن شخص شروع می‌کند به دشمنی با ما اهل البیت . پس در این هنگام پوشش او در آسمان پاره می‌شود . و فرشتگان عرضه می‌دارند پروردگارا این بنده تو بدون پوشش ماند ؟ پس خداوند عزّ و جل به آنها وحی می‌کند اگر خدای را در او نیازی بود شما را امر نمی‌کرد که بالهایتان را از او برگیرید ( 217 ) .

8 - حکم آن حضرت به حقّ‌

در کمال الدین به سند خود از ابان بن تغلب روایت کرده که گفت : حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام فرمود : در مسجد شما - یعنی مسجد مکّه - سیصد و سیزده مرد خواهد آمد ، که اهل مکّه می‌دانند آنها از پدران و اجدادشان نیستند . بر آنها شمشیرهایی است که بر هر شمشیر کلمه‌ای نوشته شده که هزار کلمه می‌گشاید ، پس خداوند تبارک و تعالی بادی می‌فرستد که به هر وادی ندا می‌کند : این مهدی است که به قضاوت داوود و سلیمان علیهما السلام قضاوت می‌کند؛ و بر آن بیّنه و شاهد نمی‌طلبد ( 218 ) .
و نیز در همان کتاب از او نقل شده که گفت : ابوعبداللَّه امام جعفر صادق علیه السلام فرمود : هرگاه قائم علیه السلام بپاخیزد ، هیچ یک از بندگان خداوند رحمان به پیشگاهش برنخیزد مگر اینکه او را می‌شناسد که آیا صالح است یا ناصالح و ناشایسته . و در او آیتی برای نشانداران و هوشمندان است ، این آیت برقرار و راهی برای بصیرت و عبرت می‌باشد ( 219 ) .
و در بحار از کتاب غیبت سیّد علی بن عبدالحمید به سند خود از ابوبصیر از امام ابوجعفر باقر علیه السلام منقول است که فرمود : در قضایایی حضرت قائم علیه السلام قضاوت می‌کند بعضی از کسانی که در خدمتش شمشیر زده‌اند ، آن را رد و انکار می‌نمایند ، و آن قضاوت آدم است ، پس دستور می‌دهد آنها را بیاورند و گردنشان را می‌زنند . سپس دوباره قضاوتی می‌کند که قضاوت داوود علیه السلام است و عدّه‌ای از کسانی که همراه آن حضرت شمشیر زده‌اند ، اعتراض و انکار می‌کنند که آنها را پیش می‌آورد و گردنشان را می‌زند . سپس بار سوم قضاوتی می‌کند و آن قضاوت ابراهیم علیه السلام است ، پس گروه دیگری از کسانی که در پیشاپیش آن حضرت شمشیر زده‌اند ، اشکال و رد می‌کنند . پس آنها را جلو می‌آورد و گردنشان را می‌زند . آنگاه مرتبه چهارم قضاوتی می‌کند که قضاوت محمد صلی الله علیه وآله وسلم می‌باشد ، پس هیچ کس علیه او انکار نمی‌نماید ( 220 ) .

9 - حکم آن جناب به باطن‌

آن حضرت صلوات‌اللَّه علیه به مقتضای علمش حکم به باطن می‌کند ، چنانکه در بحار از نعمانی از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : در همان حال که مرد به خدمت حضرت قائم علیه السلام ایستاده ، و آن حضرت به او امر و نهی می‌کند ، ناگاه فرمان می‌دهد : او را بازگردانند ، پس او را به پیش روی آن جناب برمی‌گردانند ، دستور می‌دهد گردنش را بزنند . پس در شرق و غرب کسی نماند جز اینکه از آن حضرت بیمناک گردد ( 221 ) .
و از ارشاد دیلمی از حضرت امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود : چون قائم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم قیام کند ، در میان مردم به حکم حضرت داوود حکم می‌فرماید ، نیازی به شاهد و بیّنه ندارد ، خدای تعالی او را الهام می‌کند؛ پس به علم خود داوری فرماید ، و هر قومی را به آنچه در باطن مخفی داشته‌اند ، خبر می‌دهد و دوست خود را از دشمن به نشانه تشخیص می‌دهد خداوند سبحان می‌فرماید : « اِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوسَّمینَ * وَ اِنَّها لبسَبیلٍ مُقیم » ( 222 ) ؛ البته در این امر برای اشارت دانان نشانه‌های عبرت‌آمیزی هست ، و آن بر سر راهی پایدار است .
و از عبداللَّه بن المغیره روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود : هنگامی که قائم علیه السلام بپاخیزد ، پانصد نفر از قریش را بپا می‌دارد و گردنشان را می‌زند ، سپس پانصد نفر دیگر را به همان ترتیب بپا می‌دارد و گردنشان را می‌زند ، تا شش بار این کار را انجام می‌دهد . پرسیدم : آیا در آن هنگام شماره اینها این قدر هست ؟ فرمود : آری ، از خودشان و پیروانشان ( 223 ) .
و از آن حضرت منقول است که فرمود : هرگاه قائم علیه السلام بپاخیزد مسجدالحرام را تا به حدّ بنای اصلی منهدم می‌کند و مقام ابراهیم را به جایی که سابقاً در آن بوده بازمی‌گرداند و دست بنی‌شیبه را قطع می‌نماید بالای کعبه می‌آویزد و بر آن می‌نویسد : اینها دزدان کعبه‌اند ( 224 ) .
می‌گویم : مطالبی در این زمینه سابقاً گذشت و اِنْ شاء اللَّه تَعالی در بخشهای قتل کافران و هدم بناهای کفر و نفاق نیز مطالبی خواهد آمد .

خواندن 72 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « حرف جیم‌ حرف خ‌ »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات