حرف دال‌

1 - دعای آن حضرت برای مؤمنین‌

در توقیع شریفی که در آخر احتجاج روایت شده از آن حضرت آمده است :

زیرا که ما در پی حفظ آنان هستیم ، با دعایی که از خداوند زمین و آسمان پوشیده نیست ، پس با این امر دلهای اولیا و دوستان ما مطمئن و آرام باشد ( 249 ) .
سیّد اجل علی بن طاووس - خدایش رحمت کند - در کتاب مهج الدعوات گفته : و من در سُرَّ مَنْ رَآی ( سامرا ) بودم ، پس سحرگاهان دعای آن بزرگوار را شنیدم ، این مقدار از آن که راجع به زندگان و مردگانی است که از آنها یادی به میان آورد حفظ کردم : وَ اَبْقِهِمْ - اَوْ قالَ - وَ اَحیِهِمْ فی عِزِّنا وَ مُلْکِنا وَ سُلْطانِنا وَ دَوْلَتِنا؛ و آنان را باقی بدار - یا فرمود - زنده بدار در ( روزگار ) عزت ما و ملک ما و حکومت ما و دولت ما .
این جریان در شب چهارشنبه سیزدهم ماه ذی القعده سال ششصد و سی و هشت واقع شد .
و در کافی به سند خود از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت کرده که آن حضرت در خطبه‌ای که در مسجد خیف القا کرد فرمود : سه چیز است که قلب هیچ مسلمانی در آنها خیانت ندارد :
1 - اخلاص عمل برای خدا .
2 - نصیحت و خیراندیشی برای امامان و پیشوایان مسلمان .
3 - ملازمت جماعت آنها ، زیرا که دعوت آنان فراگیرنده است هر آنکه را به دنبال ایشان باشد ( 250 ) .
می‌گویم : مقصود ، دعوت و دعای امامان علیهم السلام است .
و در کافی نیز به سند خود از مردی از قریش از اهل مکّه روایت کرده که : سفیان ثوری به او گفت : مرا به خدمت جعفر بن محمد علیهما السلام ببر ، می‌گوید با او به خدمت آن جناب رفتیم ولی وقتی رسیدیم که سوار مرکبش شده بود . سفیان عرضه داشت : ای اباعبداللَّه خطبه‌ای که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم در مسجد خیف انشاء فرموده برایمان بازگو کن . فرمود : بگذار فعلاً دنبال کار خود بروم ، بعد که برگشتم برایت بیان می‌کنم ، چون سوار شده‌ام . عرضه داشت : تو را به خویشاوندیت با رسولخدا سوگند که این مطلب را برایم حدیث فرما . پس آن جناب پیاده شد و سفیان گفت : دستور فرمایید تا دوات و کاغد برایم بیاورند تا آن را از زبان شما بنویسم . پس آن حضرت دوات و کاغذ فراخواند و فرمود بنویس :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ . خطبه رسول خدا در مسجد خیف؛ خداوند خرّم بدارد بنده‌ای را که سخن مرا بشنود و آن را در دل جای دهد و به کسی که آن را نشنیده برساند . ای مردم باید حاضرین به غائبین برسانند ، بسا کسی که فقه دارد ولی فقیه و درک کننده نیست؛ و بسا که کسی معارف و دستورات فقهی را به فقیه‌تر و داناتر از خویش نقل می‌کند . سه چیز هست که قلب هیچ فرد مسلمانی در آنها خیانت نکند : اخلاص عمل برای خدا؛ نصیحت و خیراندیشی برای ائمه مسلمین؛ و ملازمت جماعت ایشان . زیرا که دعوتشان ( دعایشان ) تمام کسانی را که پشت سر آنهایند فرا می‌گیرد ، مؤمنین برادرند و خونشان برابر ، آنان بر دیگران از غیر خودشان همدستند ، کوچکترینشان برای اجرای پیمانشان کوشا است .
سفیان این حدیث را نوشت و بر آن حضرت باز خواند . آنگاه حضرت صادق علیه السلام سوار شد و رفت . من و سفیان نیز آمدیم . در میان راه به من گفت : به جای خود باش تا من در این حدیث نظری بیفکنم و دقّتی کنم ، به او گفتم : به خدا قسم ابوعبداللَّه علیه السلام با بیان این حدیث بر گردن تو حقّی انداخت که هرگز از گردنت نرود . گفت : کدام حق ؟ گفتم : در این عبارت که سه چیز است که دل مسلمان در آنها خیانت نکند . اوّل : اخلاص عمل برای خدا که ما آن را فهمیدیم ، ولی دوّمی که نصیحت و خیراندیشی برای ائمه مسلمین ، اینها کدام ائمه هستند که خیراندیشی برای آنها بر ما لازم است ؟ معاویة بن ابی‌سفیان و یزید بن معاویه و مروان بن حکم ؟ و کسانی که شهادتشان نزد ما قبول نیست و نماز پشت سر آنها جایز نمی‌باشد! و سومی که ملازمت جماعت آنها است ، منظور کدام جماعت است ؟ آیا جماعت مُرجئه که می‌گویند هر که نماز نخواند روزه هم نگیرد غسل جنابت هم نکند خانه کعبه را هم خراب کند و مادرش را هم نکاح نماید تنها با نام مسلمانی که بر خود نهاده در ایمان به درجه جبرئیل و میکائیل است! یا مقصود قَدَری‌ها هستند که معتقدند آنچه خدا بخواهد نمی‌شود و آنچه ابلیس بخواهد می‌شود ؟ یا جماعت حرُوری‌ها و خوارج که از علی بن ابی‌طالب بیزاری می‌جویند و او را کافر می‌دانند ؟ یا جماعت جُهَمی که قائل است : ایمان تنها خداشناسی است و بس ؟ .
سفیان گفت : وای بر تو در معنی این دو جمله از حدیث چه می‌گویند ؟ گفتم : می‌گویند منظور از امامی که نصیحت و خیراندیشی برای او بر ما واجب است علی بن ابی‌طالب علیه السلام است و مقصود از جماعتی که ملازمت آنها واجب است خاندان اوست . راوی می‌گوید : دیدم آن نوشته را گرفت و پاره کرد سپس به من گفت : از این مطلب به کسی خبر مده ( 251 ) .
و بر اینکه امام هر زمانی برای شیعیانش دعا می‌کند ( 252 ) نیز دلالت دارد روایتی که در بحار به نقل از مناقب ابن شهرآشوب از موسی بن سیار آمده ، که گفت : با حضرت رضا علیه السلام بودم در حالی که به دروازه شهر طوس رسیده بودیم صدای گریه‌ای شنیدم در جستجوی آن برآمدم ، ناگاه جنازه‌ای دیدم ، چون چشمم به آن افتاد دیدم آقایم ( حضرت رضا علیه السلام ) با شتاب از اسب پیاده شد سپس به سوی جنازه رفت و آن را به دوش گرفت در حالی که از جنازه جدا نمی‌شد همانگونه که بزغاله از مادرش جدا نمی‌شود ، سپس به من رو کرد و فرمود : ای موسی بن سیّار ، هر کس جنازه یکی از دوستان ما را تشییع کند از گناهان خود بیرون می‌رود . همچون روزی که از مادر زاده شده و هیچ گناهی بر او نیست .
و چون جنازه آن مرد کنار قبرش بر زمین گذاشته شد ، آقایم را دیدم که مردم را از کنار آن عقب زد و دست بر سینه او نهاد و گفت : ای فلان بن فلان مژده باد تو را به بهشت که پس از این ساعت بر تو ترسی نیست . به امام رضا عرض کردم : فدایت گردم آیا این مرد را می‌شناسی ؟ چون اینجا سرزمینی است که تا کنون قدم بر آن ننهاده بودی ؟ فرمود : ای موسی بن سیّار مگر نمی‌دانی که بر ما امامان ، اعمال شیعیانمان هر صبح و شام عرضه می‌شود ، پس هر تقصیری که در اعمال آنها باشد از خداوند متعال گذشت از آن را خواهیم خواست ، و هر کار خوب و پیشرفت در برنامه‌های دینی باشد از خداوند پاداش برای صاحب آن عمل خواهیم خواست ( 253 ) .
و نیز دلیل بر این معنی روایتی است که از امیرالمؤمنین علیه السلام ضمن حدیث زُمَیله یا ( رُمیله ) آمده است که آن حضرت به وی فرمود : ای زُمَیْله هیچ مؤمنی نیست که بیمار شود مگر اینکه به مرض او مریض می‌شویم ، و اندوهگین نشود مؤمنی مگر این که به خاطر اندوه او اندوهگین گردیم ، و دعایی نکند مگر اینکه برای او آمین گوییم و ساکت نماند مگر اینکه برایش دعا کنیم ( 254 ) .
البته تمام حدیث در بخش پنجم خواهد آمد اِنْ شاء اللَّهُ تَعالی . و اگر توقیعات شریف آن جناب را که در احتجاج روایت شده ملاحظه کنی در این باره برایت بسنده است و خداوند هدایت کننده انسان به سوی درستی است .
همچنین بر این مقصود دلالت می‌کند روایتی که محمد بن الحسن الصفّار در بصائر الدرجات به سند خود از ابوالربیع شامی آورده که گفت : به حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام عرضه داشتم : از عَمْرو بن اسحاق حدیثی به من رسیده . فرمود : آن را عرضه کن . گفتم : وی بر امیرالمؤمنین علی علیه السلام داخل شد ، پس آن حضرت آثار زردی بر صورتش دید ، فرمود : این زردی چیست ؟ پس بیماری خود را توضیح داد . آن حضرت به او فرمود : ما خوشحال می‌شویم به خوشحالی شما و اندوهگین می‌شویم به حزن شما و بیمار می‌شویم به بیماری شما و دعا می‌کنیم برای شما ، و شما که دعا می‌کنید ما آمین می‌گوییم . عَمْرو به امیرالمؤمنین عرضه کرد : آنچه فرمودی دانستم ، ولی چگونه ما دعا می‌کنیم شما آمین می‌گویید ؟ آن حضرت فرمود : حاضر و دور بر ما یکسان است . امام ابوعبداللَّه صادق علیه السلام فرمود : عَمْرو راست گفته است ( 255 ) .

2 - دعوت آن حضرت به سوی حقّ‌

در زیارت آن جناب آمده : سلام بر تو ای دعوت کننده الهی و ای مظهر و آئینه صفات ربانی ( 256 ) .
و نیز در زیارت جامعه آمده است : سلام بر امامان دعوت کننده به سوی خدا و زمامداران هدایتگر .
و در حدیثی که از عبدالعزیز بن مسلم در کافی و کمال الدین منقول است از حضرت ابوالحسن امام رضا علیه السلام آمده که فرمود : امام؛ امین خداوند در خلق او است ، و حجّت او است بر بندگانش ، و خلیفه او در بلادش ، و دعوت کننده به سوی او ، و مدافع از حقوق او است ( 257 ) .
و در بحار از حضرت ابی‌عبداللَّه صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : چون خداوند اذن فرماید که قائم عجل‌اللَّه تعالی فرجه خروج کند ، آن حضرت منبر می‌رود و مردم را به سوی خودش دعوت می‌کند و آنها را به حقّ خدا سوگند می‌دهد و به حقّ خویش دعوت می‌نماید و اینکه در میان آنان به شیوه و سیره رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم رفتار خواهد کرد و همان عمل او را انجام خواهد داد . پس خداوند جل جلاله جبرئیل را می‌فرستد تا به نزد آن حضرت بیاید ، که بر حطیم نازل شود و به آن جناب عرض کند : به سوی چه چیز دعوت می‌نمایی ؟ پس قائم او را خبر می‌دهد . آنگاه جبرئیل می‌گوید : من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می‌کنم دستت را بده . پس بر دست او مسح می‌کند در حالی که سیصد و ده و اندی مرد ( سیصد و سیزده تن ) خدمتش حاضر شده‌اند ، با آن حضرت بیعت می‌کنند و در مکّه می‌ماند تا وقتی که اصحابش به ده هزار نفر برسند ، سپس از آنجا به سوی مدینه می‌رود ( 258 ) .
و از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام در خبر طولانی آمده که : سپس می‌رود مردم را به کتاب خدا و سنّت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم و ولایت علی بن ابی‌طالب علیه السلام و بیزاری از دشمنان دعوت می‌کند ( 259 ) .
و از همان حضرت روایت است که فرمود : هنگامی که قائم ما بپاخیزد مردم را به سوی امر جدید دعوت خواهد کرد ، چنانکه رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم این کار را کرد ، و اسلام غریبانه آغاز شد و به حال غربت بازخواهد گشت پس خوشا به حال غریبان ( 260 ) .
و از ابوبصیر از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام روایت است که فرمود : اسلام غریبانه آغاز شد و به همان حال هم بازخواهد گشت پس خوشا به حال غریبان . ابوبصیر می‌گوید : عرض کردم اصلحک اللَّه این سخن را برایم شرح فرمای . فرمود : دعوت کننده از ما دعوت تازه‌ای آغاز می‌کند ، همچنان که رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم دعوت کرد ( 261 ) .

3 - دفع بلا از ما به برکت وجود آن حضرت‌

بعضی از مطالب مربوط به این معنی در حرف الف گذشت و نیز روایتی که در خرایج آمده بر آن دلالت می‌کند . عَلّان از ظُرَیف از نصر خادم نقل کرده که گفت : بر صاحب الزمان علیه السلام وارد شدم در حالی که در گهواره بود . پس به من فرمود : صندل سرخ برایم بیاور . برایش بردم . آنگاه به من فرمود : آیا مرا می‌شناسی عرضه داشتم : آری ، تو آقای من و فرزند سرورم هستی ، فرمود : از این نپرسیدم . گفتم : برایم تفسیر فرمای . فرمود : من خاتم اوصیا هستم و تنها به وسیله من بلا از خانواده و شیعیانم دفع می‌شود ( 262 ) .
این روایت را شیخ صدوق در کمال الدین ( 263 ) با اندک تفاوتی آورده است و در غایة المرام به نقل از مسند احمد بن حنبل به سند خود از علی علیه السلام آورده که فرمود : رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : ستارگان برای اهل آسمان امان هستند که اگر ستارگان از بین بروند آنها هم از بین می‌روند ، و خاندان من برای اهل زمین امان هستند ، پس اگر اهل بیت من بروند اهل زمین هم می‌روند ( 264 ) .
و در همان کتاب از حموینی که یکی از اعیان علمای عامّه است به سند خود از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت کرده که فرمود : ستارگان ایمنی اهل آسمان هستند و خاندان من ایمنی امّت من می‌باشند ( 265 ) .
و در کتاب کفایة الاثر به سند خود از ابوسعید خُدری روایت کرده که گفت : شنیدم که رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : خاندان من برای اهل زمین امان هستند همچنان که ستارگان برای اهل آسمان امان می‌باشند . گفته شد : یا رسول‌اللَّه پس امامان بعد از تو از خاندانت می‌باشند ؟ فرمود : آری ، بعد از من دوازده امام هست ، نه تن آنها از نسل حسینند ، امینان معصوم ، از ماست مهدی این امّت ، آگاه باشید که آنها اهل بیت و عترت منند از گوشت و خون من ، چه می‌شود اقوامی را که مرا در امر آنها اذیّت می‌کنند که خداوند شفاعتم را به آن اقوام نخواهد رساند ( 266 ) .
و در همان کتاب از حضرت حسین بن علی علیه السلام از رسول‌اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم روایت نموده که فرمود : اوّلین چیزی که خداوند آفرید حجابهایش بود ، پس بر حواشی آنها نوشت لا اله الا اللَّه محمد رسول‌اللَّه علی وصیُّه ، سپس عرش را آفرید و بر اطراف آنها نوشت لا اله الا اللَّه محمد رسول‌اللَّه علی وصیُّه ، سپس لوح را آفرید و بر پیرامون و حدود آن نوشت لا اله الا اللَّه محمد رسول‌اللَّه علی وصیُّه ، و هر آن کس که پندارد پیغمبر را دوست دارد امّا وصیّ را دوست ندارد ، دروغ گفته است ، و هر کس گمان برد که پیامبر را می‌شناسد امّا وصیّ را نمی‌شناسد کفر ورزیده است . سپس فرمود : آگاه باشید که اهل بیت من امان هستند برای شما ، پس آنها را دوست بدارید به دوستی من و به آنان متمسک شوید که هیچ گاه گمراه نخواهید گشت .
گفته شد : اهل بیت کیانند ای پیامبر خدا ؟ فرمود : علی و دو سبط ( نواده ) من و نه تن از فرزندان حسین علیهم السلام امامان ابرار امینان معصوم ، آگاه باشید اینان اهل بیت من و عترت من هستند از گوشت و خون من‌اند ( 267 ) .
و در غایة المرام به سند خود از جابر جعفی نقل کرده که گفت : به حضرت محمد بن علی باقر علیه السلام عرضه داشتم : برای چیست که به پیغمبر و امام احتیاج هست ؟ فرمود : برای باقی ماندن جهان بر صلاح خودش ، و آنکه خداوند عزّ و جل در صورتی که پیغمبر یا امام بین اهل زمین باشد ، عذاب را از آنان برمی‌دارد ، خداوند عزّ و جل می‌فرماید : « وَ ما کانَ اللَّهُ لَیُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فیهِمْ » ( 268 ) ؛ و تا وقتی که تو در میان آنهایی خداوند آنها را عذاب نمی‌کند .
و پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : ستارگان مایه ایمنی اهل آسمانند و اهل بیت من ایمنی اهل زمینند ، پس اگر ستارگان از بین بروند برای اهل آسمان ناگواریها پیش می‌آید و اگر اهل بیت من از میان بروند برای اهل زمین ناگواریها پیش خواهد آمد ( 269 ) .
و در کمال الدین و امالی به سند خود از سیّد العابدین امام سجاد علیه السلام روایت کرده که فرمود : ما امامان مسلمین و حجّتهای الهی بر عالمیان ، و سادات و آقایان مؤمنین ، و امیر روسفیدان و نیکویان جهان ، و سرور اهل ایمان ، و مایه ایمنی اهل زمین هستیم چنانکه ستارگان برای اهل آسمانها امان هستند ، خداوند به ما آسمان را نگه داشته تا بر زمین نیفتد مگر به اذن او ، و به ما زمین را نگه داشته تا اهلش را نلرزاند مگر به اذن او ، به ما باران فرو می‌فرستد و به ما رحمت را منتشر می‌سازد و برکات زمین را بیرون می‌آورد ، و اگر در زمین حجّت ما نباشد زمین اهلش را فرو می‌برد .
سپس فرمود : از روزی که خداوند آدم را آفریده زمین از حجّت الهی خالی نبوده که یا ظاهر است و مشهور و یا غایب است و [در پرده ]مستور ، و تا روز قیامت نیز از حجّت الهی خالی نخواهد ماند و گرنه خداوند پرستش نمی‌شود .
سلیمان بن مهران می‌گوید : به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم : مردم چگونه از امام غایبِ در پرده بهرمند می‌شوند ؟ فرمود : همانطوری که به آفتاب در پشت ابر بهرمند می‌شوند ( 270 ) .
می‌گویم : وجه تشبیه آن حضرت به آفتاب در بحث نفع آن جناب خواهد آمد اِنْ شاءَ اللَّه تَعالی .
و از سیدالعابدین امام سجاد علیه السلام روایت است که فرمود : هنگامی که قائم بپاخیزد خداوند عزّ و جل از شیعیان ما آفت و بیماری را دور می‌گرداند و دلهایشان را مانند قطعه‌ای آهن قرار می‌دهد ( 271 ) .
در حرف قاف تمام این حدیث خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالی .

4 - دفع بلا و عذاب از مردم به برکت شیعیان آن حضرت‌

این نیز از آثار و برکات وجود و کمالِ جود شخص آن جناب است ، چنانکه در کمال الدین از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت شده که : زمانی بر مردم فرا می‌رسد که امام آنها از نظرشان غایب می‌شود ، خوشا به‌حال آن کسانی‌که در آن زمان بر امر ما ثابت بمانند ، کمترین چیزی که از ثواب به آنها می‌رسد اینکه خداوند جل جلاله آنان را ندا می‌کند و می‌فرماید : ای بندگان و کنیزان من به سرّ من ایمان آوردید و غیب مرا باور داشتید ، پس بشارت باد شما را به نیکی و ثواب از من که شما به‌حق ، بندگان و کنیزان من هستید ، از شما می‌پذیرم و شما را عفو می‌کنم ، و گناهانتان را می‌آمرزم ، و به‌سبب شما باران به بندگانم می‌رسانم ، و بلا را از ایشان دفع می‌کنم ، اگر شما نبودید عذاب خود را بر آنان نازل می‌کردم ( 272 ) .

خواندن 68 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « حرف خ‌ حرف ذال‌ »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات