حرف ضاد

1 - ضیافت ( میهمانی ) آن حضرت عجّل اللَّه فرجه‌

در دار السلام از قصص الانبیاء نقل کرده که ابراهیم علیه السلام را ابوالضّیفان کنیه داده بودند .

او چنان بود که ناهار و شام جز با میهمان نمی‌خورد ، و چه بسا یک فرسنگ یا دو فرسنگ و یا بیشتر راه می‌رفت تا میهمانی بیابد ، و ضیافت او تا روز قیامت برپا است و همین شجره مبارکه‌ای که خداوند تعالی فرماید : « یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکةٍ » ( 313 ) ؛ از درخت مبارکی روشنی می‌یابد .
می‌گویم : این ضیافت و میهمانی ، ضیافت به وسیله علوم و سنّتها است ( 314 ) که به وجود پیغمبر و امام تا روز قیامت برپا است . و در زیارت روز جمعه چنین می‌خوانیم : وَ اَنَا یا مَوْلایَ فیهِ ضَیْفُکَ وَ جارُکَ؛ و من ای آقایم در این روز میهمان تو و در پناه تو هستم .
و در بخش سوم آنچه مناسب این معنی بود گذشت . سیّد بن طاووس‌رحمه الله در جمال الاسبوع گفته :
نَزیلُکَ حَیْثُ مَا اتَّجَهت رِکابی
وَ ضَیْفُکَ حَیْثُ کُنْتُ مِنَ الْبِلادِ
هر جا که فرود آیم و راحله‌ام به هر سوی که روان شود بر تو وارد می‌شوم ، و در هر کجا که از شهرها باشم میهمان تو هستم .
در اینجا خوش دارم حدیثی که بی‌مناسبت با بحث ما نیست بیاورم : در کتاب دارالسلام به نقل از مِشْکاتِ طبرسی آمده : مردی به حضرت ابوالحسن امام هادی علیه السلام عرضه داشت : چگونه است که ابودلف چهار هزار و یک قریه دارد ؟ فرمود : شبی یک مؤمن نزد او میهمان شد ، او ظرف بزرگی خرما - که تعداد خرماهای آن چهار هزار و یک دانه بود - نیز به آن میهمان بخشید ، پس خداوند متعال به هر دانه خرما یک قریه به او عطا فرمود .

خواندن 99 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « حرف صاد حرف طاء »

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات