سخن مترجم‌ کتاب مکیال المکارم

جهان در تب ستمگریها و گرفتاریها و جنگها و خونریزیها می‌سوزد . از هر سوی امواج سهمگین فتنه و بلا ، غوغاها بپا کرده ، و تاریکیهای جاهلیت بر همه جا سایه شوم گسترده است . گرگ ظلم بر حلقوم مستضعفان چنگال افکنده است . از هر کوی فریاد از بی‌عدالتیها و محرومیتها و . . . به گوش می‌رسد ، و از هر سوی ناله مددخواهی و التماس کمک‌جویی شنیده می‌شود .

آیا این شام تیره روز روشنی در پی ندارد ؟ آیا محرومان را دادرسی نیست ؟ آیا مظلومان را منتقمی نیست ؟ و بالاخره آیا برای جهان مصلحی نیست که آن را از چنگ و دندان ظلم برهاند ، و سایه پرعطوفت همای عدالت را بر پهنه آن بگستراند ، و درخت تیره‌روزی‌ها را ریشه کن سازد و همه مستضعفین را با مهر و مودّت بنوازد ؟
اصولاً برای برقراری حکومت در یک جامعه - اگر بر مبنای زور و استعمار نباشد - به سه شرط اساسی نیاز هست :
1 - قانونی که ضامن سعادت آن جامعه باشد .
2 - اجرا کننده‌ای که هم ، کفایت و شایستگی فهم و اجرای آن قانون را داشته باشد ، و هم معصوم باشد ، تا تبلور عینی قانون را ، مردم ببینند .
3 - قانون و مجری آن هر دو در جامعه پایگاه مردمی وسیعی داشته باشند .
جامعه‌ای که قانون کامل ندارد به خانه‌ای می‌ماند که پایه‌اش ویران و دیوارش در آستانه ریزش و نابودی باشد . قانون؛ به منزله روح است که هرگونه جنبش و پیشرفت ، یا رکود و عقبگرد به آن بستگی دارد .
امّا باید دانست که : قانون کامل مورد نیاز جامعه در هر زمان و مکان هرگز از مغز افراد بشر تراوش نمی‌کند .
انسان هر روز فکری تازه و اندیشه‌ای جدید و ابتکاری نوین به دست می‌آورد هیچ بشری نمی‌تواند تمام جوانب و شئون و ویژگیهای همه انسانها را در تمام زمانها و مکانها دریابد ، و نیز هیچ کس نمی‌تواند خودش را از کلیه تمایلات و اغراض و شهوات خالی کند و فقط حقیقت و مصلحت عمومی را در نظر بگیرد و قانون وضع نماید . لذا مراکز و مجامع قانونگذاری در سراسر عالم هر روز قانونی را نسخ و یا کم و زیاد می‌کنند . چنانکه عملاً می‌بینیم هیچ یک از قوانین دست پرورده بشر برای سعادت انسان ارمغانی نیاورده ، بلکه برعکس بر مشکلات و گرفتاریهایش افزوده‌اند .
بنابراین قانونی می‌تواند عهده‌دار سعادت انسان بشود که آفریننده انسان آن را بنا نهاده و برایش فرستاده باشد ، و آن قرآن کریم است که باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد ، کتابی جامع است که هیچ خشک و تری نیست مگر آنکه در آن آمده است .
ولی این قانون محکم و کامل الهی إجرا کننده‌ای می‌خواهد که سه شرط اساسی در او بوده باشد :
1 - آگاهی و احاطه کامل به علوم و ژرفای معانی و اسرار آن .
2 - عصمت .
3 - قدرت و تمکّن از اجرای قرآن .
زیرا که اگر از قرآن اطلاع و آگاهی کامل و همه جانبه‌ای نداشته باشد ، در تبلیغ و تفسیر و اجرای آن انحرافها و خطاهای بزرگی پدید می‌آورد ، و اصلاً احکام قرآن را مسخ می‌کند به طوریکه مردم را به جای نزدیک کردن به قرآن ، با آن بیگانه می‌سازد . چنانکه این امر در طول تاریخ اسلام از سوی ناأهلان اتفاق افتاده است ، ناآشنایان به معارف و حقایق قرآن بر مسند اجرای آن تکیه زدند ، و آتشی افروختند که نسلهای بعد نیز در آن می‌سوزند .
اگر مجری قرآن معصوم نباشد ، باز از جهات دیگری خرابیهای بزرگی به بار می‌آید . مجری قرآن که حافظ و نگهبان آن باید باشد چگونه می‌شود خطایی از او سر زند و باز هم نام حافظ قانون بر او گذاشت ؟
و نیز احتیاج مردم به اجراکننده قرآن به خاطر آن است که در علم و عمل قاصرند و در معرض خطا و اشتباه . حال اگر مجری قرآن خود جایزالخطا باشد چکار باید کرد ؟ و چه کسی مانع از خطای او خواهد شد ؟ آیا باید مردم با او مخالفت کنند و بگویند : تو در اینجا اشتباه کردی یا نه ؟
بنابراین مجری قانون الهی باید معصوم باشد ، یعنی به هیچ وجه خطا و اشتباهی از او سر نزند ، چنانکه عملاً هم دیده شده که افراد غیر معصوم در طول تاریخ اسلام نتوانسته‌اند احکام قرآن را در جامعه اجرا کنند .
سومین شرطی که گفتیم ، یعنی قدرت و تمکّن از اجرای قرآن ، بیشتر به خود مردم مربوط می‌شود . در شرایط برقراری یک حکومت اشاره شد : باید قانون و مجری - هر دو - در جامعه پایگاه مردمی وسیعی داشته باشند .
چنین مصلحی که تمام این شرایط در او جمع باشد را خداوند قرار داده است . او یازدهمین فرزند امیرالمؤمنین و دوازدهمین جانشین بر حقّ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ، حضرت حجة بن الحسن العسکری علیه السلام می‌باشد . این مطلب ، در جای خودش ثابت شده و در این مقدمه جای بحث آن نیست .
می‌پرسید : پس چرا این مصلح نهضتش را آغاز نمی‌کند و برای برچیدن بساط ظلم و برهم زدن دستگاه باطل و نابود کردن ستمگران و سرکشان و مستکبران قیام و اقدام نمی‌نماید ؟ و چرا این خورشید جهان افروز از پشت ابر غیبت بیرون نمی‌آید ؟
جواب این است که زمینه آن قیام جهانی و حکومت آسمانی در تمام عالم انسانی فراهم نیست . هنوز آمادگی لازم و شایستگی تمام عیار برای برقراری آن حکومت در میان مردم بوجود نیامده است . این یکی از شرایط و ارکان اساسی تربیت است که بدون استعداد و قابلیت و آمادگی ، تربیت ممکن نیست . پس باید قدم اول را در ایجاد استعداد و زمینه لازم برداشت که چون انسان به این مرحله رسید خود احساس نیاز می‌کند ، و خود به خود به جستجو و طلب می‌پردازد ، و وقتی به مقصود و مرادش رسید قدر آن را می‌داند .
پس همانطور که در زمین شوره‌زار حاصل نمی‌روید و از آهن بد نمی‌توان شمشیر نیک ساخت ، همچنین در جامعه‌ای که زمینه صلاح و سامان یافتن نداشته باشد ، نمی‌توان برنامه اصلاحی پیاده کرد که گفته‌اند : ملتی که در انتظار مصلح بسر می‌برد خود باید صالح باشد .
شمشیر نیک ز آهن بد چون کند کسی
ناکس به تربیت نشود ای حکیم کس
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره‌زار خس
البته مراتب استعداد و آمادگی نیز فرق می‌کند . مثلاً : استعداد ذاتی و آمادگی فطری برای پذیرش عدالت در تمام افراد بشر هست ولی این مرتبه - با اینکه ریشه و اساس اولیه استعداد است - برای یک حرکت اصلاحی تمام عیار و فراگیر کافی نیست ، با توجه به اینکه امیال و شهوات ، روی این مرتبه از استعداد بسیاری از افراد پرده‌های ضخیمی می‌افکند ، و مانع از این می‌شود که حقّ و عدالت را بپذیرند . پس مرتبه مناسبی از استعداد لازم است که توأم با معرفت و شناخت آن مصلح و شور و شوق و بلکه سوز و گداز برای او باشد .
هر شخص که کاملاً در زندگی خود و جهان خَلَأ را درک کند و ضرورت حیاتیِ پر کردن آن جای خالی را لمس نماید ، همچون کودکی که جز پدری دلسوز برای خود نشناسد و او هم در سفر باشد ، لحظه‌ای آرام و قرار نیابد و لختی با آسودگی خیال نیاساید و روزی از گریه و اشک و به زبان آوردن نام پدر باز نماند .
اسلام همچون یعقوب با بی‌صبری و فریاد ، یوسف گم گشته‌اش را می‌طلبد . ولی این فرزندان کم استعداد و ناقابل باید در طوفانهای کوبنده روزگار احساس خطر جدّی کنند و بی‌درنگ یوسفی را که بر اثر کمی استعداد و لیاقت آنها و کارهای ناشایست و کردارهای زننده‌شان از آنها دور شده بجویند و دست تضرع و تذلل به سوی او دراز نمایند که « یا أَیُّها العَزیز مَسَّنا وَ أَهْلَنا الضُّرُّ وَجئنا بِبِضَاعَةٍمَزْجاةٍ » ؛ ای عزیز! به همه ما و خانواده‌هایمان بیچارگی رسیده و با کالایی ناچیز به سویت آمده‌ایم ( 1 ) .
آیا هنگام آن نرسیده که فرزندان اسلام به این مرحله از استعداد برسند ؟
آیا هنگام آن نشده که از خواب گران برخیزند و جای خالی صاحب و سرپرستشان را حس کنند و به جستجوی او بپردازند ؟
آن زمان نیامده که این قوم در وضع نابسامانشان تجدید نظر کنند تا خداوند هم سامان دهنده آنان را برساند ؟
آیا روز آن نیست که خروش انتظار ، دریای رحمت کردگار را به تلاطم آرد و خورشید بهار مستضعفین از افق کعبه سرزند ؟
کتاب حاضر درصدد آن است که این آمادگی را در وجدانها بیدار سازد و این بی‌تفاوتی کشنده و کمی استعداد و قابلیّت ، نسبت به درک حضور کاروان سالار عالم بشریت و یگانه منجی انسانها و جان عالم ، حضرت بقیةاللَّه الأعظم حجة بن الحَسَن المهدی عجل‌اللَّه فرجه ، را درمان نماید .
در این کتاب با دلایل عقلی و نقلی ثابت شده که دعا برای امام عصر عجل‌اللَّه فرجه از مهمترین وسائل برای رسیدن به مراحل عالیه کمال و نیل به درجات برجسته معنوی است ، اضافه بر اینکه آثار دنیوی بسیاری نیز دارد .
البته عمده ، استجابت دعا و تحقق یافتن مراد و مقصود اصلی آن است ، و این نیز - همانطور که قرآن می‌گوید - انجام می‌شود .
اگر حقیقت دعا - یعنی خواستن از خدا - بوده باشد ، استجابت هم در پی آن هست ، زیرا که خداوند در قرآن کریم فرموده است : « وَ إذا سَأَلَک عِبادی عَنّی فَإنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَة الدّاعِ إذا دَعَانِ » ؛ و چنانچه بندگانم درباره من از تو پرسند پس همانا من نزدیک هستم ، دعای دعاکننده را هرگاه مرا بخواند اجابت می‌نمایم ( 2 ) .
مؤلف این کتاب ، عالم جلیل القدر مرحوم آیةاللَّه حاج سیّد محمد تقی موسوی اصفهانی مشهور به احمد آبادی می‌باشد که شرح حال ایشان به قلم دانشمند محقق؛ استاد گرانمایه آقای سیّد محمد علی روضاتی با اندکی تصرف خواهد آمد .

فرزندان و نوادگان مؤلف

فرزندان برومند مؤلف - از ذکور و اناث - هشت تن و نوادگانش بسیارند .
1 - فرزندش حضرت حجةالاسلام و المسلمین حاج سیّد محمد فقیه از علمای فاضل اصفهان است ، آثار قلمی ارزشمندی نیز دارد که بعضی از آنها منتشر شده است .
2 - فرزند دیگرش حضرت حجةالاسلام حاج سیّد عباس ، از ائمه جماعت و سخنوران پرهیزکار اصفهان است .
3 - داماد محترمش مرحوم آیةاللَّه حاج سیّد مرتضی موحّد ابطحی ( م 1413 ق ) ، از علما و مدرّسین اصفهان و دارای مؤلفات و نوشته‌های ارزنده‌ای در مسائل علمی است .
4 - نواده‌اش حضرت آیةاللَّه حاج سیّد محمد باقر موحّد ابطحی ، از شخصیتهای علمی برجسته قم است . و کارهای مهمی در زمینه‌های فقه و حدیث و تفسیر و غیر اینها دارد که از آنها دو جلد کتاب : ( المدخل الی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم ) و نیز تحقیق و پاورقی کتابهای بسیاری ، منتشر شده است .
5 - حضرت مستطاب سیّدنا الاستاد ، فقیه بلند پایه آیةاللَّه حاج سیّد محمد علی موحّد ابطحی ، از علمای بزرگ عصر و متبحّر در علوم مختلف اسلامی ، که تألیفات ارزشمندی در فقه و تفسیر و حدیث و رجال و . . . دارد و تا کنون پنج جلد : ( تهذیب المقال فی شرح کتاب النجاشی فی الرجال ) ، و رساله عملیّه فقه شیعه ، از آن جمله چاپ شده است .
6 - حجةالاسلام و المسلمین حاج سیّد علی موحّد ابطحی ، از علمای فاضل قم است .
7 - حجةالاسلام و المسلمین سیّد محمد رضا موحّد ابطحی ، از فضلای قم است .
8 - حجةالاسلام و المسلمین سیّد حجّت موحّد ابطحی ، از فضلای اصفهان است .
9 - حجةالاسلام و المسلمین سیّد حسن موحّد ابطحی .
10 - حجةالاسلام و المسلمین سیّد حسین موحّد ابطحی .
خداوند بر این حقیر منت نهاد و افتخار ترجمه این اثر ارزنده را نصیبم فرمود ، امید آنکه مؤمنین به خصوص اهل فضل با مطالعه این مجموعه معارف - که با عنایت و دستور خاص امام عصر عجل‌اللَّه فرجه الشریف تدوین گردیده است - تحوّلی عظیم در جهت ایجاد زمینه جهانی مناسب برای حکومت حضرت مهدی - ارواحنا فداه - فراهم سازند ، و به زودی روی کار آمدن حقّ و نابودی باطل را در سراسر گیتی شاهد باشیم؛
« اِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً » .


سید مهدی حائری قزوینی‌

خواندن 299 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

گوهر ناب

امام زمان عج فرمودند:

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند.

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

جهت تعجیل در فرج

وارث غدیر

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

صلوات